۲۲ تیر ۱۳۹۶
برای آتنا فرشته ای که لای دندان های قاتلش دفن شد

(اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله و اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله)

✍️ احسان محمدی
خبر را حتما” خوانده اید، جسد آتنا دختر پری چهره و ۷ ساله اهل مغان پس از کُشته شدن توسط مرد همسایه درون بشکه ای کشف شد. جنایتی که مثل دشنه ای کهنه ای کُند و زنگ زده قلب مردم ایران را پاره کرد.

ده روز دیگر همه ما که الان مثل مار به خودمان می پیچیم ماجرا را فراموش می کنیم، همانطور که ماجرای محمد بسیجه(بیجه)، ستایش قریشی و .‌. را فراموش کردیم. اما خانواده هایشان چطور؟ مگر می شود فراموش کرد که پاره تن ات را بی گناه تکه تکه کرده اند و باز هم زنده بمانی؟

پیش تر هم نوشته ام که بچه های ما آموزش مراقبت از خودشان ندیده اند. تهدیدها را نمی شناسند و پدرها و مادرها هم به دلیل شرم و حیای بیخودی به آنها چیزی نمی گویند. با بی شرمی دروغ می گوییم، دزدی می کنیم، ریاکاری می کنیم… فقط در این مورد شرم و حیا داریم! وظیفه آموزش دادن به بچه ها بر عهده کدام نهاد است؟

در زمان انتخابات که حمله به سند ۲۰۳۰ نشانه ایمان بود همین را پرسیدم اگر در مدارس و زیر نظر معلم های قابل اعتماد به بچه ها در مورد حریم شخصی، بدن و حفظ خود آموزش داده نشود بچه ها کجا با بدن خودشان و مراقبت از حریم فردی شان آشنا شوند؟ زیر نظر عباس آقا سوپری محل؟ با دیدن فیلم های پورن؟ پچ پچ های زنگ تفریح؟!

نمی گویم اگر سند۲۰۳۰ اجرایی شود این اتفاقات نمی افتد، کودک آزاری در پیشرفته ترین کشورهای دنیا هم رخ می دهد. اما بخشی از آن سند که با خاک یکسان شد دقیقا” در مورد همین مسائل بود. سند ۲۰۳۰ یک سند مترقی بود. دستکم می شد بخش هایی از آن را بومی سازی کرد.

همین لحظه که شما این کلمه ها را می خوانید ممکن است کودکی مورد تعرض قرار می گیرد و از ترس، ناآگاهی و آبروداری با یک زخم عمیق در روحش سکوت می کند و زنده می ماند اما زندگی می کند؟! تا کی این مسائل را زیر فرش قایم می کنید؟

تجربه ایدز یادتان رفت؟ اول حاشا کردید که این بیماری خاک برسری است و مردم ما مسلمان و متعهد هستند و مگر می شود یک ایرانی ایدز بگیرد؟ بعد گفتید حالا مواردی هست اما فقط معتاد هستند الحمدلله!
الان رویتان نمی شود وگرنه در بعضی مناطق کاندوم رایگان توزیع می کنید!

حضرات! آقایان! بزرگان!
معضلات اجتماعی با دستور، فرمان، بخشنامه، بله چشم قربان! حل نمی شود. باید آنها را پذیرفت، شناخت و حل کرد. همه ما که آموزش حریم فردی و مسائل جنسی به بچه ها را از ریشه انکار می کنیم شریک قتل بچه هایی هستیم که طعمه بیماران جنسی می شوند.

خدایا! ما را بکُش که “سگ دلامونو خورده” و بیشتر از این جرات نداریم فریاد بزنیم وگرنه خودت می دانی چقدر حرف در گلو مانده…

حرف آخر شعری از خلیل جوادی:

گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا
خسته ام خسته از این تکرارهـــا

من بــه در گفتم ولیکن بشنوند
نکته هـــا را مـو به مو


۱۸ تیر ۱۳۹۶
عطر

برای عوض شدن روحیه ام،دلم می خواد یه عطر بخرم با رایحه جدید.
تو می تونی کمکم کنی و پیشنهادی بهم بدی با توجه به اینکه من از رایحه گل اصلا خوشم نمیاد و ترجیح میدم بوی!مصرفیم گرم و شیرین نباشه؟رایحه عطرهای ورساچه رو هم نمی خوام.
خودم پیشنهادم به خودم ۵th Avenue
لطفن پیشنهاداتون رو تو کامنت دونی وبلاگ بنویسید به آدرس: vili.special.ir
یکم در مورد بوی پیشنهادیتون توضیح بدید و لطفن اسم عطر و برندش و به انگلیسی بنویسید تا بتونم تو گوگل سرچش کنم.

@violetweblog


۱۶ تیر ۱۳۹۶

زیباترین انسانهایى که تا کنون شناخته ام، آنهایى بودند که شکست خورده بودند، رنج میکشیدند، دچار فقدان شده بودند و با این حال،
راه خود را از اعماق درد و رنج گشودند و بیرون آمدند.
این افراد، یک حسى از قدردانى، حساسیت و فهم زندگى داشتند که آنها را پر از شفقت،ملایمت و توجه عمیق و عاشقانه میکرد.
زیبایى این افراد، اتفاقى و بى سبب نبود.

#الیزابت کوبلر


۱۲ تیر ۱۳۹۶
و این نیز بگذرد

امروز انگار یه سیلی سنگین خورد توگوشم،اونم بعد گذشت سالها…از صدای زنگ زدن گوشهام به گریه افتادم…تا چند لحظه گیج و منگ بودم و اسه دل خودم اشک می ریختم…دریه لحظه تصمیم گرفتم خودم رو جمع جور کنم و به زندگیم ادامه بدم مثل همهء سالهای گذشته ،چون این نیز بگذرد… هر چی نباشه من استاد از صفر شروع کردنم.Smile


۵ تیر ۱۳۹۶
من و جاده

وای امروز چه حال خوبی دارم …با خیال تو میزنم تو دل جاده….من باخیال تو دوتایی تو جاده .

حامد میخوند ولی انگار این تویی که داری این شعرا رو واسه من میخونی .
وای وای کلمه به کلمش توی تمام وجودم نقش میبست.
وقتی تو آهنگ میگفت:
«عشقم»
قلبم میخواست از توی سینم در بیاد
سراسر وجودم میشد فقط تو .

دیدم اینجوری نمیشه
یه اصل تو روانشناسی هست که میگه
واسه کارهایی که حال روحت رو خوب میکنه وقت بذار

دست به کار شدم
باید یه کاری بکنم

از خونه زدم بیرون
من بودم و تو
نشسته بودی کنارم

تازه داشت آفتاب طلوع میکرد
نسیم ملایم صبح وقتی روی صورتت مینشست تمام وجودتو نوازش میداد
وای چه عالی
من بودمو خدامون و تو
جاده هم صاف بود خلوت
مثل دوخط موازی که در انتها یکی میشد
ضبط رو روشن کردم
صدا رو تا ته ته دادم بالا
انگار داری با من حرف میزنی
آره این تو بودی که پیشم نشسته بودی و این ترانه رو واسم میخوندی

بارون که زد چترت فراموشت نشه عشقم
پاییز که شد غصه هم آغوشت نشه عشقم
دورم ازت هر ثانیه دلواپست میشم

سرما رفیق راه و تنپوشت نشه عشقم
دل کندنت هر روز دنیامو تکون میده
این خونه بی تو رو دستم داره جون میده

تو واسم میخوندی
تو و من وسط یه بیابون بزرگ بزرگ بدون انتها

ترانه و
نسیم و
آرامش و
خنده های تو
و پر از احساس خوب
سرمو از پنجره دادم بیرون و با تمام قدرتی که تو وجودم بود داد زدم
با قدرت تمام تمام
داد زدم

دوستت دارم عشققققققققققققققققققم .


۲۵ خرداد ۱۳۹۶
یک ایمیل دریافتی

سلام
ممنون از همراهیتون
نمیخواستم شما رو مستقیم وارد مشکلاتم کنم
و باعث اذیت شما بشم یا وقتتون رو بگیرم
واسه همین در مورد مشکلم واستون ننوشتم
ولی الان میبینم اگه حرف های دلمو به شما بگم آروم تر میشم

من تا حالا توی خیلی از پروژه های بزرگ کار کردم
سد …
شهرکرد و مشهد و …خلاصه همه جا هم بودم
ولی همشون یه عیب بزرگ داشتن که محیط کاری من توی شهر نبوده و همیشه از خونه دور بودم
وبه همین خاطر خیلی از فرصت های خوبی رو که متونستم توی زندگی در شهر بدست بیارم رو از دست دادم
یه پروژه شبکه فاضلاب توی شهر خودمون داره راه میفته که دقیقا همون شرایطی رو که من دنیالش بودم رو داره
کار توی شهر و الاخصوص شهرستان خودمون
به به دیگه از این بهتر نمیشه
معرکه هست من هر جرو شده باید تو این پروژه یه پست کلیدی بگیرم
زنگ زدم به سازمان آب منطقه و نماینده کارفرما
وقتی از سوابقم گفتم خیلی ازم استقبال کردن ولی وقتی گفتم پروژه فاضلاب تا حالا کار نکردم آب پاکی رو ریختن رو دستم و گفتن چون تو این زمینه به صورت محض سوابق کاری ندارم نمیتونن پست کلیدی بهم بدن انگار یه آب سرد ریختن روم
از دیروز تا حالا خیلی حالم گرفته شده بود
تنها راهی که واسم هست اینکه من بشینم تمام درس های تخصصی مهندسی فاضلاب رو بخونم
و اونقدر مسلط بشم تا بتونم کسانی رو که تو این رشته بودن و کلی سابقه کار دارن رو راضی کنم که من بدون داشتن سایقه تو این زمینه از پس این کار بر میامبه علاوه اینا تو این هفته دارن دنبال یه نفر میگردن من اگه خیلی شانس داشته باشم نهایتا تا آخر این هفته وقت دارم
بازم ناامید نشدم هرچی بود من شما رو داشتم
وقتی به شما فکر میکردم امیدم به انجام این کار بیشتر میشد
امروز خدا رو شکر کتابها و جزوه های که لازم داشتم رو از اینترنت دانلود کردم ولی وقتی حجمشون رو دیدم پاهام لرزید
باور کنید عین آدمایی که توی یه مسابقه دارن نفر آخر میشن خودمو باختم.
از اینکه حتی فکرشو هم بکنم که میتونم از پس این کار بر بیامم واسم مسخره بود چه برسه که بخوام انجامش بدم
بیشتر به تخیل شباهت داشت تا یه تصمیم،امروز صبح چنان خلا عظیمی وجودم رو گرفت که نگو
باور کنید اینقدر احساس خستگی و ناامیدی تو وجودم حس کردم که اگه پیشتون بودم سرمو میذاشتم روی پاهاتون و زار و زار گریه میکردم .

بعد از ظهر رو خوابیدم
سر شب ایمیلم رو چک کردم

” سلام حتما
بهترین تصمیم رو میگیری شک
نکن گرماو متقالباروزه بهت فشار
آورده”
این ویولت بود که به من امید واری میداد.کسی که سختی های زیادی رو تو زندگی تحمل کرده و الان با وجود مشکلات زیاد هنوز قوی و پابرجا وایساده
کسی که سرشار از انرژیه و میتونه بهت امید و دلگرمی بده. Continue Reading »


۱۵ خرداد ۱۳۹۶
گربه ها

آرایشگر داشتم،بعد اتمام کار دیدم مامان تیغ مصرفی برای ابرو را تو یه کاغذ پیچید و انداخت دور…علت رو ازش پرسدم گفت اگه کسی یا حیوونی رفت سر آشغالها زخمی نشه.
وقتی این عکس رو دیدم کاملن علت کار مامان برام جا افتاد.
“گربه رفته تو سطل آشغال غذا بخوره ،لای غذاها شیشه بوده زبونش بریده،بردنش زبونشو بخیه زدن
تفکیک کنید زباله هاتونو این زبون بسته ها نمیفهمن ”

لطفن مواظب چگونگی دور ریز آشغالهااتون باشید

photo_2017-06-01_16-36-31