مدارا کن…

تو میدانی با مادیان‌های سخت رکاب چه باید کرد؟! فقط باید مدارا کرد! باید کمی رها کرد دهانه‌شان را. نه آن قدر که مهار از دست برود، نه آن قدر که چموش کند مادیان را. باید آرام نوازش کرد یال و گوش‌ها را. و گذاشت بروند چند قدم به هر کجا که می‌خواهند. بعد باید آرام آرام دهانه را کشید… حالاست که مادیان رکاب می‌دهد به نره سوار… رکاب می‌دهد، رام نمی‌شود

روایت عاشقانه‌ای از مرگ در ماه اردی‌بهشت_محمد چرم شیر



نکات ایمنی برای خانومها

برگرفته از یک ایمیل:
۱-اگر هنگام شب مجبور به استفاده از آسانسور شدید هنگام ورود دکمه چند طبقه را با هم بزنید . کمتر مهاجمی جرات می کند در آسانسوری با این شرایط به شما حمله کند.

۲- هنگامی که تنها در خانه اید و مورد تهاجم قرار می گیرید به جای التماس و گریه،سریعا به سمت آشپزخانه بدوید. آنجا چاقو، فلفل،ادویه و ظروفی وجود دارند که جای آنها را فقط خودتان می دانید. ابتدا با پاشیدن فلفل و ادویه و سپس با چاقو و اگر نشد با پرتاب هر چیز شکستنی به سمت مهاجم و یا بیرون از پنجره آشپزخانه از خود دفاع کنید، کمتر مهاجمی با این سر و صدایی که به راه انداخته اید جرات ادامه حضور خواهد داشت.

۳- سوار تاکسی شدن: اگر هنگام شب مجبور شدید سوار تاکسی شوید ابتدا شماره آنرا حفظ و یا یادداشت کنید سپس چه واقعا و چه غیر واقعی با فردی تماس بگیرید و بگویید : من دارم با تاکسی به شماره….به سمت تو می آیم. با این اطلاعات راننده جرات نخواهد کرد به شما تعرضی کند بلکه مجبور می شود از سالم رسیدن شما به مقصد مطمئن شود چون دیگر پای خودش گیر است.

۴-اگر راننده برخلاف مسیر به خیابان دیگری پیچید فورا بند کیف خود را دور گردنش بیاندازید و با وزن خود محکم به عقب بکشید. یا اگر مقدور نبود بند کمربند ایمنی اورا گرفته به عقب بکشید. با شوک ناشی از احساس خطر خفگی، انسان ناخودآگاه فرمان یا کنترل اتومبیل از دستش خارج شده وضعیت نامتعادل اتومبیل باعث جلب توجه می شود.اینکه به عنوان دیوانه قلمداد شوید بهتر از این است که ربوده شوید

۵- اگر در خیابانی خلوت احساس خطر از عابری نمودید فورا به اولین خانه یا مغازه یا مکان اداری رفته در بزنید یا وارد شوید و وضعیت خطر ناک خود را شرح دهید . اگر نشد به دستگاه خودپرداز نزدیک شوید زیرا این مکان حتما دارای دوربین مدار بسته فعال است و فرد خاطی مطمئنا با خطرات این دوربین آگاه است.



خیلی زیبا


بگیر روی تنت ردّ دستهایم را، برای یک شب دیگر به من تیمم کن
بیا و رج به رج دکمه هات را بشکاف! به وحشیانه ترین حال من تهاجم کن

نترس از خودت و این لباس خون دیده! … از اینکه بوی تنت در اتاق پیچیده
غریبگی نکن! این تخت با تو خوابیده… نترس! یک شب آرام را تجسم کن

نترس! پیرهنت را… (کسی نمی بیند!) ، بلوغ خیس ِ تنت را کسی نمی بنید
شب است! آمدنت را کسی نمی بیند، بمان و توی همین رختخواب رد گم کن

شبیه ِ زلزله ی رخ نداده ی تهران، گسل گسل به تنم چنگ می زنی هر آن
نفس نفس وسط تخت مرده ی بی جان، برای عاقبت شهر نذر گندم کن!

نپوش پیرهنت را، فقط زبانه بکِش! سر از غریزه ی معصوم دخترانه بکِش
گناه نارس یک عمر را به شانه بکش، به این هبوط مسلم فقط تبسم کن”

نویسنده:مزدک موسوی



دریافت شده از یک ایمیل

“قبلا بارها از مشکلات نایابی و کمیابی دارو شنیده و دیده بودم و اتفاقا این مسئله آخرهای هفته بود که مجددا سراغم آمد و برای پیدا کردن یک آمپول به هر دری زدم و سر از اکثر داروخانه‌‌ها درآوردم، اما مأیوس و نومید دست‌خالی از آنان خارج شدم. به دوستان شاغل در این حوزه پناه بردم که آدرس سامانه پیام کوتاه ۲۰۱۴۹۰ را دادند. سامانه‌ای که برای یافتن داروهای کمیاب راه‌اندازی شده و مکانیزم آن از این قرار است که شما شهر*منطقه *نام دارو را به صورت انگلیسی و صحیح وارد می‌کنید و سپس پیامکی دریافت می‌کنید که آدرس و تلفن داروخانه یا داروخانه‌هایی که این دارو، در آن‌ها موجود است را به شما می‌دهد.

با اندک امیدی که داشتم پیامک را فرستادم و در کمال ناباوری دیدم که این مکانیزم به درستی عمل کرد و با معرفی یک داروخانه و سپس مراجعه به آن توانستم آمپول را بیابم.
خوشحالم که چنین سیستمی راه اندازی شده تا اندکی به معضل و بحران دارو کمک کند. نکته جالب اینکه صبح امروز هم یکی از بستگان تماس گرفت و عنوان کرد که برای شرایط بحرانی بیمارش و یافتن دارویی که مانع از لخته خون می‌شود، بیشتر داروخانه‌های تهران را زیرپا گذاشته است و از من سراغ کسانی را می‌گرفت که امکان خریداری و ارسال آن را از کشورهای دیگر داشته باشند. بلافاصله نام دارویش را به این سامانه پیامک زدم و آدرس دو داروخانه را که ارسال شده بود، برایش فرستادم و پیگیر که شدم با آن‌ها تماس گرفته بود و هر دو داروخانه آن فرص‌ها را داشتند.
امید به اینکه با یافتن هر دارو همنوعی بهبود می‌یابد، باعث شد تا موضوع این سامانه را با شما نیز به اشتراک بگذارم. مطمئن باشید با اوضاع حاد دارویی کشور و مسائلی که در این چند روزه شاهد آن بوده‌ام، خیلی ‌ها نیازمند این شماره هستند، پس در اشتراک آن با سایرین درنگ نکنید.”



“سلام ویلی جان.هی با خودم گفتم بگم یا نگم این موضوعی که می خوام بنویسم رو.اما گفتم شاید اگر بگم خیلی بهتر باشه.افطاری دادن خیلی ثواب داره فرقی هم نمی کنه به چه کسی افطاری بدی اما برای بیشتر شدن ثوابش اگر خواستی به آدم های فقیر هم این روزها نذری بده.خصوصا اینکه ماه رمضون هم هست و شیرینی هایی مثل زولبیا بامیه یا غذاهایی مثل حلیم و آش و شعله زرد و امثالش که در این ماه بیرون خیلی به چشم می خوره خیلی از آدمهایی که بضائت مالی ندارند با حسرت از کنار مغازه ها رد میشند و چشم انتظارند.من خودم چون شاغل نیستم و پدر خرج رو بر عهده داره و می خوام همه کارهاش رو هم خودم انجام بدم پول توجیبیهام رو جمع می کنم و نون و خرما می خرم.و بعد چهارده لقمه به نیت چهارده معصوم درست می کنم و میدم به آدم های فقیر.و حتی تا قبل از اینکه کمکم رو انجام بدم یا مواد غذایی رو بخرم و تدارک ببینمش اعضای خانواده خبر ندارند و بعد از انجام کارها مطلع میشند در صورتی که من هم می تونم به جای اینکارها پولم رو واسه ی خودم نگه دارم و چیزهایی که دوستشون دارم رو بخرم.اما با خودم میگم مگه اگر مثلا حالا فلان چیز رو نخرم آسمون به زمین میاد؟کارهایی که انجام میدم کاملا دلیه و وقتی می بینم افراد دیگری هم انجام میدند یا تشویق میشند برای انجامش حس خیلی خوبی بهم دست میده.وقتی هم میرم بیرون میرم می گردم فقرا رو پیدا می کنم و اول به اونها میدم و وقتی دیدم دیگه فقیری پیدا نکردم اضافه اش رو به آدم های دیگه میدم.سر جمع ده هزار تومان هم نمیشه خریدی که می کنم اما اثرش رو توی زندگیم می بینم و تهش حس خوبی دارم.می دونم خودت هم آدم رئوفی هستی و حتما دست یاری برای دیگران داری.توی این روزهای خاص هم به یادشون باش.

من مخصوصا این نظر رو برای شما گذاشتم چون دیدم بازدیدتون هم بالاست و اگر این مسئله و دعوت دیگران برای انجام کارهای خوب در حد توانشون انجام بگیره خیلی بیشتر دیده بشه و مطلبتون خونده بشه و دیگران هم در وبلاگ خودشون در این مورد پستی بنویسند و همین کار باعث بشه دست نیازمندی گرفته بشه و دلی توی این روزها شاد بشه.من خودم در مواقع دیگه هم به طرق مختلف به نیازمندان در حد توانم کمک می کنم و این رو گفتم که بگم فقط در مواقع خاصی نباید به کسی کمک کرد اما در این مواقع خاص شاید خیلی بیشتر چشم انتظار باشند. و یک مسئله دیگه اینکه اگر خواستید مطرحش کنید ترجیحا عنوان کنید که فقط کمکها به یک صورت نباشه.مثلا اگر توانش رو دارند گاهی کمک مادی گاهی کمک پوشاک گاهی موارد دیگه.و فقط هم به یک موسسه و یک محله ی خاص کمک نکنند.مثلا همه وقتی حرف از کمک میاد یاد شیرخوارگاه آمنه و سایر جاهای معروف می افتند که حتی اگر ما و شما هم کمکی نکنیم خیلی ها پشتشون هستند در صورتی که جاهای دیگه ای هم هست که شناخته شده نیست.شهرستانها رو هم فراموش نکنند و اینکه نگیم حتما باید خیلی پولدار باشم تا کمک کنیم.
اگر کسی توانش رو داره که بیشتر کمک کنه که هیچ اما اگر وضعیت مالیش در حد معمولی هست نباید حتما نذری پلو و خورشت و یا غذا و اجناس گرون قیمت بده.می تونه مثلا مثل من پول توجیبی هاش رو جمع کنه و با همون مقدار پول برای تعداد زیادی از افراد چیزی بخره و بهشون بده و دلشون رو شاد کنه.مثلا اگر پولش کمه چیزهای ارزون تری بخره اما با خودش بگه حتی اگر چیزهایی که خریدم ارزونه اما قراره برای تعداد بیشتری بخرم و دلهای بیشتری رو شاد کنم تا اینکه مثلا همون پول رو بده و چیزهای گرون بخره و به چند نفر بیشتر نتونه بده و زودی تموم بشه.و خواهشا کمکها و نذری هاتون رو اول به افراد نیازمند بدید.مثلا فقیرهای خیابون،کسانی که سر چهار راهها می ایستند،دستفروش ها،یتیمها،معلولین و غیره که فکر می کنید می تونید گره ی کوچیکی ازشون باز کنید و بعد حالا اگر واقعا دیگه کسی رو پیدا نکردید اولویت رو بدید به سالمندین و بچه ها و سایر مردم.

یکسری از این توصیه ها رو می کنم چون می بینم خیلی ها به این جزئیات توجه نمی کنند و کاری که می کنند به دست نیازمندش نمیرسه.یا در موارد خیلی بدتر برای چشم و هم چشمی و خودنمایی اینکار رو انجام میدند و مثلا نذریشون رو بین در و همسایه ای که زیاد هم مشکل مالی ندارند پخش می کنند.یا مثلا ماه محرم خیلی از آدمها با دیگ میاند که نذری بگیرند و توجیهشون اینه که نذری امام حسین ثواب داره.بله،ثواب داره.اما یک دیگ؟همون یک دیگ شاید چندین نیازمند رو بتونه سیر کنه.در کل ایام سال هم که نذری پخش کردن خیلی شایع نیست و یک ماه رمضونه و یک ماه محرم.اگر نذری دیگه ای هم پخش بشه اکثرا به در و همسایه و آشناهای خودشون میدند و در موارد محدودی به نیازمندها کمک می کنند.خود من حتی یک لقمه از این نذری هایی که درست کردم رو نه خودم خوردم و نه به بابا و مامانم دادم.
اسمم رو نمی نویسم چون هدفم از نوشتن این کامنتها این بود که توسط وبلاگ پر بازدید شما این ایده مطرح بشه و شاید اگر یک وقتی کسی یادش رفته یک تلنگری بهش وارد بشه و یک فرهنگ سازی هم هست.و در صورت تمایلتون برای مطرح کردن این موضوع ممنون میشم از بازدید کننده هاتون بخواهید که در بخش کامنتهای پست پیشنهادهای خودشون برای نحوه ی کمک کردن به افراد نیازمند،چگونگی پیدا کردن محله هایی که نیازمند دارند و نا شناخته هستند،یا موسسااتی که وظیفه جمع کردن کمک ها رو بر عهده دارند اطلاعات بدند و این یک مرجعی بشه برای افرادی که می خواهند کمک کنند و تشویق بشند به انجام کارهای خوب.
و در نهایت باز هم تاکید می کنم که بطن عمل و نیت قلبی آدم ها مهمه نه مقدار پولی که قراره خرج کنند.و مطمئن باشند همونطوری که خودشون دل کسی رو شاد کردند خدا هم روزی دستشون رو می گیره و شادی به خودشون هم بر می گرده.اگر خودتون هم برای وبلاگی که فکر می کنید اگر این مطالب در وبلاگش قرار بگیره می تونه بازده خوبی داشته باشه و افراد بیشتری رو به انجام این کارهای خوب تشویق کنه همین کامنتهای من رو براشون بگذارید و یا اصلا بهشون بگید که در صورت تمایلشون پستی در این خصوص بگذارند یا پست شما رو به اشتراک بگذارند من به شدت استقبال می کنم و رضایت کامل دارم و فقط برام مهمه که این مسئله برای مردم جا بیافته.خود من هم از بازدیدکنندگان وبلاگت و از دوستان فیس بوکیت هستم.خیلی خیلی ممنونم.التماس دعا.”

 

ویولت:خب من خودم به ثواب بردن از لحاظ دینی اش اعتقادی ندارم ولی مطمئنم انجام اینکار ثواب معنوی بزرگی داره… البته که اینکار نباید به این ماه خاص بسنده بشه ولی فک می کنم وقتی یه نیازمند به سینی زولبیا و بامیه نگاه می کنه و دلش می خواد ولی نمی تونه تهیه کنه،چرا تو همین ماه کمکهامون رو به دست نیازمند واقعیش نرسونیم؟

 

من نمی گم خیلی آدم خیّری هستم،نه…ولی مطمئنم هیچ وقت برای کسی بد نخواستم و هرکاری در توانم بوده برای دیگری انجام دادم و بازخوردش رو تو زندگیم دیدم که تو سخترین شرایط خدا بدادم رسیده و همیشه انرژی مثبت کارهای قبلیم رو در زمان حال دیدم….و همین دلیل کافیه برای من که اینکار رو انجام بدم.

منم دلم می خواد در حد خودم یه کمک کوچیکی بکنم،کسی میدونه چطوری میشه؟

تو فیس بوک یه نوشته ایی شییر شده که برید سراغ بقالی محلتون و بخواید پول کسانی که نسیه خرید کردن رو پرداخت کنید…خوب این ایده بدی نیست ولی بیشتر دلم می خواد یه جعبه زولبیا و بامیه بدم به اون خانواده ایی که در حسرت خوردنشه…یعنی میشه؟

 

یک کار مفید در جهت کمک به نیازمند

 



هرگز به دیواری که تازه رنگ شده، تکیه نکن…

پ.ن:مرقوم شد جهت یادآوری مجدد به خودم.



تماشاچیان ایتالیایی و ایرانی داخل استادیوم شهر ساساری ، هنرپیشه فیلم پ.و.ر.ن نبودند که بارها از غیر اخلاقی بودن صحنه ها فرمودید!!
بهتر است کمی از “اخلاق و بی اخلاقی ” صحبت کنیم که آن دزدی و رشوه گیری و اختلاس و زورگیری خیابانی و پرونده بیمه و تجاوز خمینی شهر و طلاق رو به رشد و مردم عصبی و ترافیک و ۲۳۰۰۰ کشته جاده ای در سال است نه یه وجب بالا یا پایین یک تماشاگر نگون بخت که برای تشویق تیم ملی اش به استادیوم رفته…
تماشاچی بازی ایران ایتالیا تنها تیم دیپلماتیک ایران در ایتالیا و خانواده محجبشان نیست ؛ بلکه دانشجویان ایرانی پخش در اروپا هم به عنوان شهروندان این مرزوبوم میروند و به نمایندگی ۷۴ میلیون ایرانی مشتاق گلوی خود را پاره میکنند که بچه های با غیرت تیم والیبال را در هیاهوی ایتالیا – ایتالیای دختران یکپارچه ایتالیایی ، تنها نگذارند. ندیدن این همه شکوه و زیبایی و تمرکز وسواسی روی پوشش این بچه ها به جای شور و شعور ایشان ، یک بدفهمی آزار دهنده است…….

دکتر علیرضا شیری