پرهیز یا هوس!!!

رفتم دکتر و پرهیزی که شدیدا هم روش تاکید داشت،نخوردن بادمجون بود( بخاطر طبع سردش) و من همون شب مهمونی شام دعوت بود و از قبلش به صاحب خونه سفارش درست کردن، کشک بادمجون داده بودم!!!!Shockh



جهت اطلاع

امروز در سه منبر! حضور فعال دارم و خدا بداد انرژیم برسه.
تا آخر شب در گیرم و همین چند خط رو نوشتم محض آگاهی و عدم ایجاد نگرانی.
اولین منبر رو که صبح بود از سر گذروندم و مونده دوتای بعدی.
خوش و سلامت باشید.
پ.ن: چون نمی تونم کامنتها رو تایید کنم،کامنت دونی رو می بندم…ببخشید.



عجیب این آهنگ بهم این روزا انرژی میده.خواستم با شما قسمتش کنم.
قبلا هم گذاشتمش
tehran-The ways ‘ Band

download



وقتی امشب برخلاف شب پیش،بدون کمک رفتم توالت و بعدش دندونهام رو مسواک زدم با لبخندی فکر کردم… واقعا که در ناامیدی بسی امید است،ما پیروزیم.:love



ديشب اصن حال خوشي نداشتم.اضطرابات اين چند روز تمام انرژيم رو گرفته.
وقتي موقع خواب تا دم دم توالت فرنگي با ويلچر رفتم و از خير مسواک زدن هم گذشتم و وقتي براي تو رختخواب رفتن،مامان اومد و جابجام کرد چون عملا دست چپم از کار افتاده بود و تمام جابجايي هام رو مجبور بودم با يک دست انجام بدم و هنگاميکه شهروز(برادرم) رو صدا کردم که بياد کامپيوتر رو خاموش کنه و براي اينکه اشکهام رو نبينه ،لحاف را تو روي چشمهام کشيدم بالا… فهميدم،بُريدم هرچند موقتي.
فکر مي کنم حمله بيماري ه چون به شدت بازوي چپم درد ميکنه و مي تونه علامت خشک شدن عضله و کوتاه شدنش باشه چون دستم از بدنم بيشتر از چند درجه ناقابل جدا و دور نميشه…بايد با دکترم مشورت کنم.
چهار روز ديگه يعني 29 بهمن،سپندار مذگان مبارک.:wink



این سرعت پایین اینترنت و اینکه حوصله ات سر میره برای اینکه بشینی منتظر تا یک فیلم یک دقیقه ایی لود بشه!!… سبب شده که حوصله ام نگیره مثل سابق بشینم پای کامپیوتر بعلاوه اینروزا به سرعت ماهیچه هام خشک میشه و تند تند باید تغییر وضعیت بدم… برای همین نشستم سر کتاب خوونی و کتابی که تا آخر بهمن باید تحویلش بدم.:silly



لطفا اگه مایل هستید به این دختر مامانی که در فستیوال کودک برتر ایرانی که توسط مجله سیب سبز برگزار میشه و برای همین ماهه و دخملک به مرحله فینال رسیده با فرستادن یک پیامک!! به شماره 20001124 و نوشتن شماره 2016 رای بدید.
ممنون از همکاریتون.
yasi1-1.jpg
yasi2.jpg