بازم جهت اطلاع

بدینوسیله به اطلاع شما میرساند مرکز آموزش علمی – کاربردی رعد واقع در شهرک غرب تهران ، اولین دانشگاه کاملاً مناسب سازی شده جهت استفاده افراد دارای معلولیت جسمی – حرکتی در ایران می باشد که از مهرماه ۱۳۹۰ رسما آغاز به کار کرده است . متاسفانه هنوز بسیاری از افراد دارای معلولیت از وجود چنین دانشگاه مناسب سازی شده ای بی اطلاع هستند . لذا از شما دوست خوبم خواهشمندم تا با فروارد کردن این ایمیل به دوستان و ادد لیست خود ، ما را در زمینه اطلاع رسانی به افراد دارای معلولیت که براحتی و بدون دغدغه پله و یا سرویس بهداشتی و … ، میتوانند از امکانات چنین مکانی بهرمند گردند یاری فرمایید

راستی،تولدت خیلی خیلی مبارک باشه…دیگه واسه خودت مردی شدیا Wink
پ.ن: کامنت دونی پست پایین بازه



فوران غرور

هوراااااااااااااااااا…فیلم جدای نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی بنده جایزه گلدن گلوب شد… تبریک،تبریک… و پیش به سوی اسکار. Smile

پ.ن:کامنت دونی پست پایین بازه برای دریافت کامنتهای درخور.



برنامه این هفته رادیو “یک هفته با ویولت” رو بخاطر احترام به اعتقادات بعضی افراد و اینکه قصد حذف موسیقی های استفاده شده تو برنامه رو ندارم… فردا میذارم. Smile



روی عکس کلیک کنید تا در اندازه بزرگتر ظاهر شه.

___________________________ا
ین متن با ایمیل به دستم رسیده فکر کنم توی وبلاگ شما هم گفته بشه بد نباشه
دوستان عزیز سلام
چند وقت پیش تو یکی از بهترین بیمارستان های تهران اتفاقاتی به چشم دیدم که اگه کسی برام تعریف میکرد باور نمی کردم.از اول ماجرا براتون بگم:
یک روز خواهرم با احساس گزگز تو انگشتهای پاش از خواب بیدار شدو طی دو روز این حس تا نیمه بدنش پیشروی کرد، اگه تو اینترنت در مورد این علائم مطالعه کنین، می بینین که به افرادی که این علائم در اونها دیده شده،هشدار دادند که هرچه سریعتر به بیمارستان مراجعه کنن، خواهر منم همین کارو کرد صبح به نزدیک ترین بیمارستان رفت، پزشک اورژانس بعد از معاینه و مشورت با متخصص مغز و اعصاب بیمارستان به خواهرم گفت باید بستری بشه.
یک آقای دکتر کاملا با شخصیت که اصلا خودشو مقید به جواب دادن یا بهتره بگم ارتباط برقرار کردن با بیمار نمی دونست پزشک معالج خواهرم بود،یک سری آزمایشات و نوار مغزی و… گرفته شد و شب خواهرم بدون هیچ داروی تجویزی با یک آنژیوکد تو دستش که معلوم نبود اصلا براچی به دستش وصل شده تو بیمارستان موند .لازم بگم با اینکه بیمارستان خصوصی بود، شب به همراه بیمار بالش و پتو داده نشد وهمراه بنده خدا تا صبح یخ زد. صبح فردا بعد از کلی خواهش و تمنا و اعصاب خوردی که منجر به بحث با کادر بخش مغز و اعصاب بیمارستان شد،که البته نتیجه ای نداشت و هیچ کس به ما هیچ توضیحی در مورد بیماری ویا نحوه ی درمان نداد، تصمیم گرفتیم با رضایت خودمون خواهرم مرخص کنیم.
وقتی کادر دید داره یک بیمار یا بهتره بگم یه منبع درآمد از دست میده به دکتر زنگ زد و با لحن کاملا گستاخانه وبی ادبانه به ما اطلاع داد که خواهرم مبتلا به بیماری “ام اس” هست و باید درمان “ام اس” شروع بشه، که البته به خاطر رفتار نامناسب کادر بیمارستان و البته سنگینی و غیر قابل باور بودن بیماری، خواهرم از بیمارستان مرخص کردیم وپیش دکتر سالاریان بردیم.
الان بعد از چند ماه معلوم شد که خواهرم مبتلا به “ام اس” نیست و بیماریش مربوط به زندگی تو شهر های آلوده مثل تهران و با چند تا داروی تقویتی قابل بهبود هست.
در حالی که اگه اون روز تو بیمارستان کسری درمان “ام اس” شروع میکردن خواهرم محکوم به زندگی با آمپول های ام اس میشد که باید هر هفته تزریق بشه
لطفا به هر کسی که میشناسید اطلاع رسانی کنید تا شاید یک نفر نجات پیدا کنه.
_______________________________________

ویولت: دیشب خواب دیدم رفتم یه خیریه که نقاشی کودکان بی سرپرست حدود 10 تا 15 سال رو می فروختن. یه تابلو خریدم به قیمت 150 هزار تومن-اولین تابلویی بود که می فروختن- کاملا طرح تابلو یادمه و تو خواب فک می کردم این و کجا بزنم؟(چون تقریبا تمام دیوارهای اتاقم پر از تابلو و جا خالی نداره!)
حس خیلی خوبی داشتم.



خبرگزاری هنر گزارش می دهد.



ممنون از تمام دوستانی که وقت گذاشتن و اومدن برای دیدن فیلم … و یه تشکر ویژه از آقایون علی اوجی و رضا یزدانی که تشریف آوردن …و ممنون از آقایون غیور و خانومهای غیورتر که کمک کردن و من و بردن طبقه بالا…. یک دنیا ممنون از اومدن و حمایتهاتون.



شروع سال نو میلادی مبارک.
دیشب یاد دوسال پیشم افتادم که داشتم صلوات می فرستادم بخاطر رویت برج ایفل!!!… و اینکه شروع سال رو کنار برج ایفل بود و همصدا با دوستان فرانسوی!!! شمارش معکوس رو زمزمه کردم برای شروع سال و نور افشانی در برج…..

امروز هم یکی از روزهای شلوغ این هفته است و به انرژی مثبتتون احتیاج دارم.