گزارش یک تلاش

بعد از خواب قیلوله!… جز جزء بدنم فریاد میزد که یکی رو صدا کن تا کمکت کنه از جات بلند شی.
هنوز بعد جلسه دوم فیزیوتراپی و حرکت درمانی بدنم کوفته و خسته است.

با خودم میگم، فک کن کسی خونه نیست و خودت تلاش کن تا از جات پاشی… تلاش می کنم… و بعد گذشت چند دقیقه،میشه هر چند سخت… توی جام نشستم.

میشینم روی ویلچر… صبح که از خواب بلند شدم، خودم لباس خوابم رو عوض کردم و لباس خونه پوشیدم…ولی دیگه جورابهام رو نتونستم پام کنم و بردم دادم مامان تا پام کنه…. مامان با دیدن من ِ حاضر و آماده با خوشحالی گفت: ایشالله یه روزی برسه که جورابات رو هم خودت پا کنی!
.
.
جورابها روی تخت بهم چشمک می زنن، برشون میدارم…یه وَر وجودم داد میزنه:دیگه پررو نشو!،نمی تونی،خم شدن همانا و معلق شدن از روی صندلی همان… ولی وَر کله شقم میگه می تونی،تو می تونی… دعا و آرزوی مامانت رو تعبیر کن. Smile

.
خم میشم و سر جوراب رو گیر میدم به شست پام.با دست ناتوانم جلوی در رفتن پام و فرارش به سمت دیگه رو می گیرم و با اون یکی دست بقیه انگشتها رو هم می چپونم تو جوراب و………. موفق شدم و به فاصله یه نصفه روز حرف مامان به عینیت تبدیل شد.

viva myself

پ.ن: یک لینک مفید برای قشری خاص



من اینروزها

الان ضبط برنامه 16 تموم شد و من سرم یک کمی خلوت شد… تا فایلها رو بفرستم برای آقای تهیه کننده ببینم کدومها احتیاج به تغییر یا ضبط دوباره داره.

من هنوز حالم خوبه و عضلاتم نرم… هربار خودم از تخت به تنهایی میام پایین.
امروز صبح هم که برخلاف عادت مرسوم این مدت، خودم به تنهایی لباس خوابم رو عوض کردم و لباس خونه پوشیدم؛ بدون اینکه از کسی کمک بگیرم.

یا امروز صبح خودم چندثانیه روی پاهام ایستادم بدون اینکه دستم رو بجایی بگیرم و شلوارم رو درست کردم!

برای اینکه عادت پا روپا انداختن از سرم بیفته و در ضمن پاهام از هم دورباشه یه چهارپایه پلاستیکی می چپونم وسط زانوهام!!! تا بسته نشه…به مامان می گم اگه مهمون زیاد اومد نگران کمبود جا نباشید اینجا(اشاره به چهارپایه!!) جا هست بشینن. Grin

پ.ن: نرمی عضلاتم که هنوز مونده ،فک کنم به این خاطره که عضلات دردمند! خیلی تخصصی و فنی! چلونده شدن.



امروز بعد ورزشها و نرم شدن بدنم و عضلات
دوباری که روی تخت دراز کشیدم بعدش بدون کمک کسی از تخت اومدم پایین و باز بدون کمک کسی نشستم روی ویلچر.
برای ناهار از روی ویلچر بلند شدم و نشستم روی صندلی عادی پشت میز و ناهار خوردم.

آقای فیزیوتراپ می گفت تو یه وضعیت مثلا نشسته نباید بمونی- باید وضعیت بدنت رو عوض کنی.
گفت:پا رو پا می ندازی؟
گفتم: بله-مرتب اصن عادتمه.
گفت نباید اینکار رو بکنی تا جاییکه میشه باید سعی کنی دو تا پاهات از هم دور باشن چون عضله کشاله روونت به شدت ضعیفه،باید تقویتش کنی…
.
.
.
حالا وقتی می شینم یه بالش میذارم وسط پام تا هم پاهام بهم نچسبه و هم یادم بمونه که پا رو پا نندازم.

پ.ن:وقتی کارش تموم شد و موقع خداحافظی گفتم خسته نباشید … گفت شما بشدت انرژی مثبت دارید و این حتی اولین بار که پشت تلفن هم باهاتون صحبت کردم مشخص بود….برای همین خسته نیستم.
Wink



امروز اولین جلسه فیزوتراپی ام بود.
حرکت درمانی- حدود یک ساعت باهام کار کرد- راضی بودم از شخصیت فیزیوتراپم، به شدت ادم مثبتی بود و احساس می کردم درکم می کنه و از میمیک صورتم متوجه میشه که کی باید تمرین رو قطع کنه چون دیگه نمی کشم.
برای جلسه اول به شدت ازم راضی بود و گفت پتانسیل خوب شدن رو دارم!! چون مثلا حدود ده ثانیه بدون کمک و اینکه بگیرنم، تونستم روی پاهام بایستم.

بهم گفت ادامه میدی؟
گفتم بله، می خوام روی شما رو کم کنم!!.

پ.ن: حرفم به شوخی بود ولی خیلی خوبه که کله شقی ام رو قلقک داد و خنثی نیستم و به طمع رو کم کردن!!! سعی می کنم بهتر یا حتی خوب بشم. Smile
_________
جهت اطلاع:

فزیوتراپی رایگان – درمانگاه خیریه جواد الائمه

مدارک مورد نیاز برای دریافت خدمات رایگان :
*معرفی نامه *دفترچه بیمه *کارت عضویت انجمن ام اس
آدرس :افسریه – بین ۱۵ متری اول و دوم – کوچه شهید زالی
تلفن : ۳۳۱۵۲۲۳۳
در این مرکز خدمات دندان پزشکی با تخفیف ارائه میشود

بیماران مراجعه کنند به آقای صالحی



وقتي ديشب يه زن 38 ساله (خودم) يه دختر 11 ساله(دوردونه) رو صدا کرد و بهش گفت ” معذرت مي خوام که بهت گفتم احمق.”
احساس غرور کردم که عارم نيومد. نگفتم من بزرگترم حتي اگه هم اشتباه کرده باشم دليلي نداره از يه بچه معذرت خواهي کنم. به خودم به چشم يک انسان نگاه کردم که کار اشتباهي انجام داده و بايد عذر خواهي کنه، چه طرفش بچه باشه چه يک آدم بزرگ.
حس مي کنم به مفهوم واقعي زنده ام و انسان.