کتاب

به پیشنهاد دوستی ،شروع کردم به نوشتن که این نوشته ها تبدیل به کتاب شه.
فعلا با دو مشکل مواجه شدم.
اولا که من آدم زیاده گویی نیستم و نمی تونم الکی به اصل نوشته شاخ و برگ اضافه بدم و صاف میرم سر اصل موضوع. مثلا اون موقع ها کتابهای دافنه دوموریه رو می خوندم می دونستم فصل اول رو نخونده باید رد کنم چون هیچ ربطی به داستان نداره و فقط شرح حواشی داستان ه. حالا اصلن دلم نمی خواد اینکار رو بکنم و ترجیح میدم جای یه کتاب ۳۰۰ صفحه ایی یه کتاب ۱۰۰ صفحه ایی دستم باشه که مطلب رو کوتاه و مجیز بیان کرده… اشتباه می کنم؟
از نوشته های تا بحالم هم معلومه که من نه اهل طولانی نوشتنم و نه مطلب طولانی خوندن.
دوما قدرت بدنیم خیلی کاهش پیدا کرده و با دو صفحه تایپ کردن نیروم ته میکشه و قادر به ادامه دادن نیستم…دوستی می گفت با این حساب نوشتن این کتاب سه سال طول میکشه!!!
اینم بگم بهم پیشنهاد شد که مطلب رو صوتی ضبط کنم تا دیگری زحمت تایپش رو بکشه،ولی نمی تونم چون فقط با تایپ کردن می تونم با نوشته ارتباط برقرار کنم و نه صوت… به قول معروف حرفم نمیاد.
پ.ن: این نوشته رو تو وبلاگ هم میذارم برای گذاشتن کامنت احتمالی.


نظرات شما


  1. تـــــــــــــرانه در 16/08/08 گفت :

    سلام ویلی جان .. تازه وبلاگ رو باز کردم تا جویای حالت بشم که نوشته ی جدید رو دیدم ..
    امیدوارم خوب و خوش باشی ..
    به نظر من لازم ِ یه ذره شاخ و برگ داد به نوشته تا جذاب تر بشه .. البته نوشته ی آدم معمولی.. تو خودت ماشالله روان می نویسی و اصل مطلب رو تو دو تا جمله بیان می کنی .. ولی خوب برای یک کتاب فک کنم لازم باشه یه ذره نوشته کش و قوس داشته باشه .. البته به نظر من ِ نوعی .. چون من وقتی کتاب می خونم حس میگیرم و با نویسنده همزاد پنداری می کنم و کاملا خودم رو جای اون می زارم .. با خنده هاش می خندم و با گریه هاش گریه و با جاهای ترسناکش زهره ترک میشم !! Big Smile
    موفق باشی عزیزم .

    [پاسخ]


  2. حمزه در 16/09/08 گفت :

    این تصمیم بزرگ جای تبریک گفتن داره . بزرگ برای اینکه خودت رو از بند زمان آزاد میکنی و در طول سالهای آینده با مخاطبان آینده ارتباط برقرار خواهی کرد . لذت بزرگ : رابطه با انسانهایی که هنوز نیومدن و احتمالا از ما به دلایل بیشماری بهتر هستن . البته این کتاب برای امروزی ها هم کشش خواهد داشت چون زمانه و کشور ما در زمان فعلی , دوره غم و درد شهروندان به دلایل بیشمار هست بنابراین کتاب , نوشته و یا رمانی که ” قهرمان درد ” با چاشنی ” عشق به زندگی ” اون رو روایت کنه , خواندنی خواهد بود .
    در مورد مشکل اول فکر میکنم بتونی از یک داستان نویس حرفه ای کمک بگیری . تو خط اصلی داستان رو جلو میبری و او اون رو داستانی تر , پرکشش تر , مبسوط تر ,قابل فهم تر و در نهایت بهتر خواهد کرد . مثلا فرض کن تو نوشتی : ” به خانه رفتم و به عکس روی دیوار خیره شدم ” . اون داستان نویس همین خط رو بسط خواهد داد مثلا ” در حالی که درونم پر از تشویش و اضطراب بود در اتاقم رو باز کردم و عمیقا حس کردم با نگاه کردن به عکس حسی وصف نشدنی سراپای من رو فرا گرفته و بدون این که گذشت زمان رو احساس کنم به گذشته های نه چندان دور و خاطرات سالهای جوانی پرتاب شدم ” . خب البته این برای مثال بود و من چون حرفه ای نیستم , اینطور شد و یک داستان نویس حرفه ای میتونه متنت رو حسابی زنده کنه و بهش روح ببخشه در حالی که سیر اتفاقات اصلی رو تو تعیین میکنی .
    در مورد مشکل دوم فکر میکنم با راه حل بالا بشه حلش کرد . اینطور که شما به صورت کوتاه , کتاب رو جلو میبری و بعد همزمان اون نویسنده اون رو بسط میده و دوباره به شما تحویل میده . اون وقت شما با تایید یا تغییرات احتمالی قسمت بعدی رو کوتاه مینویسی و بعد اون نویسنده اون قسمت رو مجدد بازنویسی , بسط و دراماتیزه میکنه و این سیکل همکاری تا پایان نوشتن کتاب ادامه خواهد داشت .
    با آیندگان رابطه برقرار کردن در قالب نوشتن کتاب , از بزرگترین لذت های تاریخ انسان هست و این تصمیم شما یک تصمیم بزرگ و ارزشمند هست . این بار نه جسم که یاد و خاطره و چکیده زندگی نویسنده سوار ماشین زمان میشه و به جای گذشته به آینده سفر میکنه . آیندگانی که احتمالا بهتر از ما هستن .

    [پاسخ]

    violet در تاریخ آگوست 9th, 2016 ساعت 10:58 ق.ظ پاسخ داد :

    ممنون از راهنمایی خوبت دوست عزیز

    [پاسخ]


  3. کامشین در 16/09/08 گفت :

    ویولت جان
    خیلی از مشاهیر معاصر (عمدا اون هایی که نویسنده نبودند و در شاخه ای غیر از ادبیات فعالیت می کردند مثل هنرپیشه ها، سیاستمداران و غیره) می دانند یکی براشون بیوگرافی شون را بنویسه. یک نویسنده حرفه ای می توانه از لابلای نوشته های وبلاگت متن جدیدی را بیرون بکشه که فرم ادبی شاخص و ارزش متنی بالا داشته باشه. به نظرم اجازه بده یکی با نوشته هات کار کنه و از مصاحبت خودت استفاده کنه و زیر نظر خودت متن جدیدی بنویسه. تقریبا مثل مستند سازی که احتیاجی نبود خودت دوربین دست بگیری بلکه اجازه ات برای ورود به داستان کافی بود که یک کار معمولی را به اثری جذاب تر تبدیل کنه. اگر وقت داشتم خودم اینکار را برات می کردم. مسلما این کار توسط خودت هم شدنی است اما باید هم ویرایش گر خوبی باشی هم به فرم ادبی کارت اشراف داشته باشی. می ترسم اینکار علاوه بر اینکه باعث زنده شدن حس روزهای گذشته بشه (همیشه این بیدار شدن حس گذشته خوب نیست) از نطر فیزیکی هم خیلی خسته ات کنه.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ آگوست 10th, 2016 ساعت 10:32 ق.ظ پاسخ داد :

    باهات در مورد زنده شدن حسهای گذشته کاملا موافقم

    [پاسخ]

    شیرین در تاریخ آگوست 10th, 2016 ساعت 12:00 ب.ظ پاسخ داد :

    خیلی با نظر کامشین جانم موافقم.
    نوشتن وقتی در مورد خود ادمه – حتی وقتی حسها مثبت هستند – انرژی بره. بستگی زیاد هم به این داره چقدر یک فرد Emotive باشه. منکه همیشه موقع نوشتن از ته دل می خندم و گریه می کنم. هر ۱۰ صفحه ای که می نویسم انگار کوه کنده باشم. داغون میشم راستی راستی. الان چندین ماهه یک کار نیمه تمام دارم و هنوز هم به جایی نرسیده. قطعا یک کمک حرفه ای خیلی توی پیشرفت کار اثر میگذاره ویولت جون.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ آگوست 11th, 2016 ساعت 10:14 ق.ظ پاسخ داد :

    موافقم باهات

    [پاسخ]


  4. Ali.D در 16/10/08 گفت :

    سلام
    ۱.هدف تو مشخص کن
    ۲.شروع کن
    ۳.شروع کن
    ۴.شروع کن

    نترس تنها هم نیستی ما رو ببین Smile کمک ات می کنیم

    [پاسخ]

    violet در تاریخ آگوست 10th, 2016 ساعت 10:30 ق.ظ پاسخ داد :

    ممنون از دلگرمیتون

    [پاسخ]


  5. مشکوک به ام اس سابق در 16/10/08 گفت :

    ایول! چه ایده ی خوبی. آفرین. باعث افتخار مایی. دمت گرم!

    [پاسخ]

دیدگاهی بنویسید

*

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette