تلگرام

کانال تلگرام آپ دیت شد.
https://telegram.me/violetweblog/



مرور خاطرات

چهارشنبه بعداز ظهر،زدم یکی از کانالهای ماهواره. داشت کالکشنی از آهنگهای خواننده قدیمی سَندرا #Sandra رو نشون میداد.
دیدنش بردم به دهه ۸۰ یا ۹۰ میلادی،وقتی با ترس و لرز شو گیر می آوردیم و به کمک ویدیوهای بتاماکس یا وی اچ اس میدیدیم…چقدر من از این خواننده خوشم میامد و برام نمادی از زیبایی بود! چقدر از چال گونه هاش خوشم میومد و دلم میخواست موهام رو عین اون درست کنم.
تاب و رنگ موهاش برام جذابیت داشت،همینطور ابروهای کلفت ِ مشکیش…
یاد آرزوهای نوجونی کردم و لذت بردم از مرور خاطراتم…درسته که ما نسل سوخته ایم و برای کوچکترین لذت هم باید از هفت خوان(؟) رستم میگذشتیم ولی همونم مرورش برامون کلی خاطره و حتی لذت داره. یعنی بچه های این نسل هم پُر از خاطره هستند مثل نسل من؟



اواخر سال ۹۴ رو با اضطراب و نگرانی گذروندم ولی وقتی تصمیم گرفتم تو خودم نریزم و بلند فکر کنم…
دوستان مجازی و حقیقی به دادم رسیدن و از نگرانی ها نجاتم دادن و قسمتی از بار مشکلات و نگرانیهام رو به دوش کشیدن و نذاشتن تنهایی زیر بارش له شم.
نگران تنهایی گذروندن چهارشنبه سوری بودم… که باز تصمیم گرفتم تنهایی به حلش فک نکنم و بذار ببینم خدا چیجوری می خواد حلش کنه!!! که خیلی اتفاقی پسر داییم تماس گرفت و منم برنامه ۴ شنبه سوری خود و خانومش رو پرسیدم و اونم گفت ما اصلا اون روز جایی نمیریم و برنامه خاصی نداریم،گفتم من تنهام میشه خواهش کنم بیاید پیش من؟ گفت آره ،میایم… و اینجوری شد که تنها نموندم و این اضطرابم هم حل شد.
موند ایام عید و رفتن برادرم و حاضر نشدن بالابرم که سبب میشد نتونم از تخت حتی بلند شم چون هیچ کمکی نداشتم… باز اینم بلند فکر کردم و نگرانیم رو مطرح کردم و همینم سبب شد یکی از خوانندگان وبلاگم مطرح کنه که من اون ایام می تونم بیام پیشت… و این نگرانیم هم حل شد.
خلاصه سال ۹۵ رو شروع کردم با حل شدن تک تک نگرانی هام درحالیکه حال جسمی خوبی ندارم و خیلی کم انرژی شدم(احتمالن مال بالا رفتن سن ه)و در کل رو فُرم نیستم …
و امیدوارم حالا که شروع خوبی داشتم…خودِ سال هم برام آبستن اتفاقات و خبرهای خوش باشه.

پ.ن: عنوان نوشته رو از آهنگ جدید آقای معین وام گرفتم.
آدرس سایت تلگرامم @violetweblog



گفتم،دوستی داره برام یه بالابر میسازه که دیگری بدون صرف انرژی زیاد بتونه کمک کنه که از تخت بلند شم یا برعکس و همینطور برم سر توالت و…

اولینباره که داره اینکار رو انجام میده و اصلا بالابر ساز نبوده ولی وقتی بهش گفتم بعد یه مکث گفت باشه میسازم.

از اونجایی که سالهاست میشناسمش میدونم الکی حرفی نمیزنه. یا بی رودروایستی میگه نه یا وقتی گفت آره،پای حرفش هست و حتما همه جوانب رو سنجیده و بعد گفته آره.

کلی سایتهای خارجی و فارسی رو زیر رو کرد و در آخرگفت ایرانیه ها رو که اصلن بی خیال شو،مریض رو میذاره تو یه گونی سیب زمینی!!! و میکشه بالا… خارجیها رو هم تلفیقی ساخته… حالا تموم که شد عکس یا فیلمش رو میذارم.

اینی که این ساخته نمونه اش اگه تو ایران باشه که نیست بالای ۷ یا ۸ میلیون قیمتشه و این آدم با حداقل هزینه و فقط هزینه مواد مصرفیش داره برام میسازه که حدود ۳ میلیون در میاد.

خورد به تعطیلات کارگاه و بازار برای همین ساختش افتاد عقب.

اگه درست شه فک کنم خیلی از معضلاتم کمتر شه.

این لینک نمونه اش تو یوتیوبه البته نمونه من به سقف وصل نمیشه و پایه متحرک داره…سانت به سانت بدنم رو متر زده مثل دور رانها یا فاصله دو تا زیر بغل …

اینجور که من تو یوتیوب دیدم بیمارهایی از این وسیله استفاده می کنن که مثلا cp شدید دارن یا دیگری هر دو دستش کاملا مشته ولی با کمک دیگری و بدون زحمت زیاد شلوارشون رو در میارن و عوض میکنن.

لینک رو میذارم تا شما هم ببینید و راحتر بتونید تصور کنید که من چی میگم.

https://youtu.be/obfW2areY04