دوستانی بسان خیار چمبر

نشسته پیشم و سر درددلش باز میشه…
-چند سال بود که از رابطه ام میگذشت،عاشقانه دوستش داشتم.ولی خوب هر دونفری با هم ممکنه مشکل پیدا کنن و ماهم از این قاعده مستثنا نبودیم…زد و قهر و اختلاف بینمون بوجود اومد…خیلی ناراحت و دلتنگ بودم ولی هرکاری می کردم،رفع کدورت نمیشد…تا همین خانومِ بظاهر دوست اومد مث شما( البته دور از جون امثال شما) که از قضا صمیمی ترین دوستم هم بود پای درددلم نشست و وقتی دلتنگیهای من و دید پیشنهاد داد واسطه شه و من و این آقا رو آشتی بده….
سرت و درد نمیارم که با همین ترفند به شوهرم نزدیک شد و بعد یه روز خیلی الکی با من یه دعوای زرگری راه انداخت و قطع رابطه کرد و رفت…
چندماه بعد،من و همسرم آشتی کردیم و من خیلی اتفاقی فهمیدم اون بظاهر دوست تو همون ایام به همسر من نزدیک شده و حتی یکبار هم باهاش رابطه خیلی خصوصی برقرارکرده و بعدش هم شوهرم به هر دلیلی که به خودش مربوطه عین یه دستمال کاغذی کثیف پرتش کرده تو سطل زباله…
حالا من حرفم سر اون دوست نما نیست چون چیزی که زیاده آدم نامرد و بی مرام، تو دور و برمون…
از قضا و خیلی اتفاقی از کار این خانوم من سند مستدل دستم دارم که هر زمان و برای هرکی رو کنم،متوجه میشه حرفام خواب و خیال نیست و کاملا غلطی بوده واقعی و انجام شده…
به بعضی از دوستای مشترکمون که وجودشون برام مهم بود قضیه رو با ارائه سندم گفتم و هشدار دادم که فلانی قابل اعتماد نیست و دزد ناموسه…
حالا شنیدم همون دوستان!!! به اتفاق خانوم ِِناموس دزد یه قرار دورهمی گذاشتن…شما جای من بودی چه عکس العملی نشون میدادی؟

با تاسف سری تکون میدم و میگم ما داریم تو جامعه بی تفاوتی زندگی میکنیم که با شنیدن خبر اعدام در ملاعام برای بچه پفک می خریم و میریم تماشا…
بدبختی و ناراحتی و مرگ!!! مال همسایه است و نه ما!!!
من اگه جای تو بودم دور یه همچین آدمهایی رو قلم می گرفتم چون اینها دوستانی بالفطره نامردن که در آینده بالفعل خواهند شد و زهرشون رو توخوشبختی آدمهای دور و برشون خواهند ریخت… بگذار و بگذر.

پ.ن: به نظر من واژه دوست خیلی مقدسه و خیلی انتظارات رو با خودش میاره که به همون نسبت به هر کسی نمیشه گفت دوست.


نظرات شما


  1. ژینوس در 14/11/05 گفت :

    عین دوستای من که انداختمشون دور

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 11th, 2014 ساعت 5:49 ب.ظ پاسخ داد :

    تو توی فیس بوک من هستی؟-اگه آره با چه اسمی؟

    [پاسخ]


  2. آقای توت فرنگی در 14/11/05 گفت :

    البته این نکته رو هم در نظر بگیر که ممکنه شوهر این خانم سر و گوشش میجنبیده و مقصر مرده بوده نه اون خانوم.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 11th, 2014 ساعت 6:01 ب.ظ پاسخ داد :

    حرف این خانوم پیدا کردن مقصر نبود بلکه حرمت و میزان دوستی دو هم جنسه

    [پاسخ]


  3. mahdis در 14/11/05 گفت :

    اون وقت یعنی مشکل فقط از خانومه (دزد ناموس) بوده و به شوهر این خانم ربطی نداشته؟؟!

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 11th, 2014 ساعت 5:59 ب.ظ پاسخ داد :

    اون مرد میدونه و خدای خودش اصن یه x نه اون آقا
    …ولی یه دوست انجام اینکار در حق دوست صمیمیش رواست؟

    [پاسخ]

    mahdis در تاریخ می 11th, 2014 ساعت 7:17 ب.ظ پاسخ داد :

    موافقم باهات ویولت…اما اگر همچین موضوعی واسم پیش میومد (خدای ناکرده) اول به همسر خودم گیر میدادم نه به اون خانوم… اون خانوم هم قطعا ترکش میکردم..اما اینکه این خانم رابطه و خطا و خیانت شوهرش رو نادیده گرفته و فوکوس کرده روی اون خانم به ظاهر دوست از اهمیت موضوع و مشکل اون آقا کم نمیکنه و به نظرم یحث راجع به اون دوست نما فقط یک ریکشن ناخودآگاه هستش برای سرپوش گذاشتن روی مشکل بین زن و شوهر و گناه شوهر… چون رابطه که یک طرفه نمیشه…ضمنا چه اهمیتی دارد که اون خانم دوست صمیمی بوده یا یک غریبه؟

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 11th, 2014 ساعت 7:33 ب.ظ پاسخ داد :

    ۵۰ درصد باهات موافقم
    فرق دوست و غریبه تو اینه که اگه بخوری زمین یه غریبه ردشه لگدت بزنه ازش انتظاری نمیره ولی وقتی یه دوست تو اون حال می بینتت توقع داری اگه حتی نمی تونه بلندت کنه دیگه لگدت هم نزنه…غیر اینه؟

    تـــــــرانه در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 1:09 ب.ظ پاسخ داد :

    با حرفت موافقم اما باید قبول کنیم تو این دور و زمونه هر کی کلاه خودش رو گرفته و وقتی پای مصلحت شخصی بیاد وسط یادشون میره نون و نمکی که با هم خوردن و اعتمادی که برای هم بوجود آوردن ..
    واسه همین من همیشه میگم آدم های مجرد سعی کنن دور و بر ادم های متاهل نگردن و بر عکس .. البته که اگه قراره اتفاقی ببافته می افته ولی اینجوری دیگه از خودی نمی خوری و جای زخم و دردش رو کمتر حس می کنی .

    violet در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 4:52 ب.ظ پاسخ داد :

    من فکر می کنم با نوشتن این چیزها و بحث کردن در موردش باید فرهنگسازی کرد

    mahdis در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 2:56 ب.ظ پاسخ داد :

    حق با شماست ،

    [پاسخ]


  4. farhad در 14/11/05 گفت :

    تو دنیای فعلی متاسفانه واقعیت داره ویلی عزیز… خیلی خیلی کم هستند دوستانی که خیار و سیب زمینی نباشند.

    [پاسخ]


  5. مهدی در 14/11/05 گفت :

    به نظر من این خانم نمی تونه برای دوستانش حد و مرز تعیین کنه و از اونا بخواد که روابشون را با خواست ایشون تنظیم کنند. خودش رابطش رو با اون دوست قطع کنه و به دیگران دوستان اخطار بده در همین حد و نه بیشتر. من به این خانم حق می دم که ناراحت باشه ولی این توقعش(قطع رابطه دیگران با دوست نارفیقش) میشه همون جمله معروف که هرکی با ما نیست بر علیه ماست.
    در ضمن اون خانومای محترمی که گیر دادن به شوهرش یادشون باشه شوهر این خانوم یا هر مرد دیگه ای که به همسرش خیانت میکنه یه شریک جرم زن هم داره و تنها نیست.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 4:54 ب.ظ پاسخ داد :

    حرفت درست نمی شه تعیین تکلیف کرد…ولی اختیار خودش رو داره که اینبار چشم باز کنه و دوباره گزیده نشه

    [پاسخ]

    سپیدار در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 12:10 ق.ظ پاسخ داد :

    مخالفم… این چه جور دوستیه؟ شما بری برای یه نفر تعریف کنی فلانی با تیر زد برادرمو کشت. بعد فردا اونا رو ببینی که گل می گن و گل می شنون؟! تا همچین بلایی سرتون نیاد متوجه نمیشین آدم چه حالی میشه. من به شخصه چشم دیدن کسی رو که دوستم رو آزار بده ندارم و از دوستانم هم توقع دارم اگه به من اهمیت میدن با کسی که زده منو خرد و خاکشیر کرده دوستی نکنند. حالا قحط آدم که نیست. بعدم مگه نمی بینن اون چه بلایی سر یکی دیگه آورده؟ نمی فهمند که پس فردا سرخودشون هم میاد؟! پس اونا یا از حس همدلی و درک درد دیگران عاجزند و تا سر خودشون نیاد نمی فهمند یا هم اینکه اینقدر نادانند که فکر عاقبت خودشون رو نمی کنند که قراره پس فردا چی به سر خودشون بیاد- در هر دو صورت، من با چنین افرادی معاشرت نمی کنم.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 6:19 ب.ظ پاسخ داد :

    کُنه حرف و نظر من و گفتی…ولی خشن تر Grin

    [پاسخ]

    ال در تاریخ می 17th, 2014 ساعت 4:09 ق.ظ پاسخ داد :

    سپیدار جان نکته نقض مثال شما اینه که آدم با قاتل برادرش آشتی نمی‌کنه ولی این خانم با یکی از دو قاتلینش (یعنی همسر خودش) آشتی کرده و دارن ایشالا به خوشی زندگی رو ادامه می‌دن، همه کاسه کوزه‌ها رو شکونده سر اون خانم. کار اون خانم هیچ رقمه توجیه نداره و بی‌مرامی و بدی رو در حق دوستش به کمال انجام داده ولی همسرش هم همینطور. حالا چون صلاح زندگیش این بوده که با شوهرش آشتی کنه چیزی از بار بدی شوهر کم نمی‌کنه. من جای این دوستان بودم هم رابطه رو با اون خانوم کات می‌کردم هم شوهر این یکی خانوم.اون اوت بشه از گروه ولی این مردی که با یکی از دوستای زنش رابطه گرفته باشه در گروه؟ خب بقیه آقایون و خانومای گروه نباید نگران بودن همچین مردی بینشون باشن؟ مگه جدا می‌شدن و فقط خانم خیانت‌دیده در جمع می‌موند. فقط این حالت از نظر من منصفانه است.

    [پاسخ]


  6. shirin در 14/11/05 گفت :

    برای من هر دو – هم شوهر و هم آن به اصطلاح دوست – دور انداختنی هستند. برای هیچکدام هم عذر و بهانه قابل قبولی وجود ندارد.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 4:55 ب.ظ پاسخ داد :

    شیرین جان بحث اون دو نفر نیست-بحث من عدم حساسیت جامعه رو فعل ناصوابه

    [پاسخ]


  7. محبوبه در 14/11/05 گفت :

    متاسفم که اینو می‌گم ولی مدتهاست از این دست موارد توی خانما زیاد دیدم که چطوری سر یه مرد می‌تونیم به هم خیانت کنیم . من چندین مورد دور و برم داشتم و بابتش فقط می تونم بگم ای کاش آگاهی مون بیشتر شه

    [پاسخ]


  8. مهستا در 14/12/05 گفت :

    من هم دیدم بعضییی از خانمها وقتی یک آقایی رو می بینند که همسر داره مخصوصا بهش خط می دن. حالا اگه آقاهه هم پا بده که دیگه خصوصی می شه

    [پاسخ]


  9. eve در 14/12/05 گفت :

    سلام
    بنده با ۳۳ سال سن به یه نتیجه قشنگی رسیدم اونم اینکه اصلا دوست واقعی فقط خانواده ادم هستن. بقیش با عرض معذرت چرت هست. ذوست می شناسم بعد از ۲۰ سال نشون داده چه مارمولکیه.

    [پاسخ]


  10. نونو در 14/12/05 گفت :

    ویولت عزیز، به نظرم الان دیگه دوره زمونه ای شده که نمیتونی به هیچ کس اعتماد کنی، دیگه انسانیت کمرنگ شده، نمیگم نیست، هست اما خیلی کمه، مردم عوض اینکه از خوشبختی دیگران خوشحال بشن و سعی کنن در مواقع سختی همراه دوستان و نزدیکانشون باشن، بعضاً خودشون خنجر دستشون میگیرن … به نظرم تو دوران متأهلی باید خیلی مراقب همراهان زندگی باشی، یعنی بدونی چه کسی رو تو حریم مقدس خونه راه میدی، اگر هم مشکلی پیش اومد باید جلوی مشکل رو از همون اولین مشاهده بگیری… قدیما زندگیا خیلی بهتر بود و آدمها قابل اعتماد بودن

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 4:57 ب.ظ پاسخ داد :

    و این وظیفه من و توئه که فرهنگ خوب قدیم رو سعی کنیم احیا کنیم

    [پاسخ]


  11. آره نامرد زیاده. من معتقدم همیشه باید یک فاصله ای را با آدم ها حفظ کرد و هر کسی را به حریم خصوصی راه نداد.

    [پاسخ]


  12. تـــــــرانه در 14/12/05 گفت :

    نمی دونم شاید تعریف کردم که برای یکی از آشناهای ما هم همین اتفاق افتاد.. شاید ده سال پیش که هنوز موبایل اینقدر همه گیر نبود وقتی دختره که عقد بود با نامزدش می رفت خونه دوستش ؛ نامزدش زنگ میزد خونه طرف که مثلا من تا یه ربع دیگه میام دنبال فلانی و اینا .. این تلفن ها سبب شد با هم بیشتر آشنا بشن و با هم در تماس باشن .. یه روز دختر خانوم اولی دید شوهرش دیگه مال خودش نیست و شده عشق دوست ِ جون جونیش .. دوست صمیمیش که تا قبل از این حاضر بود جونش رو هم براش بده ..
    خلاصه این دختره رو طلاق داد و رفت با اون نا دوست عروسی کرد !
    ولی من مطمینم همچین ادم هایی یه جایی از زندگیشون همچین بیافتن زمین که هیچی نتونه بلندشون کنه .. این قانون دنیاست با هر دستی بدی با همون دست هم می گیری .

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 12th, 2014 ساعت 4:58 ب.ظ پاسخ داد :

    منم به این قانون معتقدم و به چشم هم دیدم که میشه

    [پاسخ]


  13. Sami در 14/12/05 گفت :

    اونی که برای هیجان میره مراسم کشتار اعدام رو تماشا میکنه، یک معلوم الحاله که نیاز به درمان داره. این بی‌تفاوت بودن در این روایت هم دلایل زیادی می‌تونه داشته باشه. اساسن اون آدم اگر دوست بود که زیرآب این خانوم و نمیزد! در رابطه با واکنش های دیگران هم، من فقط این و می‌دونم که هر چقدر توقع مون از آدم ها کمتر باشه، به همون نسبت احساس بهتری داریم

    [پاسخ]


  14. نیلوفر در 14/13/05 گفت :

    ویولت جان با نظرت کاملا” موافقم و این جمله معروف منم هست که دوستی مقدسه . و خوشحالم که جز اون دسته آدما هستم که دوستای خیلی خیلی خوب و واقعی دارم که مصداق این مقدس بودن هستن و درک می کنم خصوصا” زمانی که خودت مجرد بودی و اونا متاهل

    [پاسخ]


  15. سجاد در 14/13/05 گفت :

    چه داستان هایی. بیشتر از درام؛ میشه گفت ترسناکن این داستانای واقعی!
    میدونی آدما توو این دوره و زمونه پیچیده تر شدن. ذائقه شون هرروز تغییر میکنه و سخته تحلیل آدما. مثلا خیلی از ضدارزش های بیست سال پیش داره میشه ارزش و برعکس.
    بهتره آدمی کلاه خودشو در این وانفسای اجتماع محکم بچسبه و سعی کنه زندگی خودشو نگهداره.
    در کل فکر میکنم داشتن طمع به خوشبختی کسی و تلاش برای تصاحب اون حماقت بزرگیه. چون خوشبختی یه حسه؛ حس و حال چیزی نیست که بشه تصاحبش کرد و دزدیدش!!

    [پاسخ]


  16. متاسفم … واقعا متاسفم …………… حس خیلی بدیه ………خیلی بد

    [پاسخ]


  17. جامعه شاس در 14/14/05 گفت :

    در مدرنیسم زندگی و روابط تنها اسمی از یک رابطه را دارند و انسنها روابط خود را بر مناسبات جاری جامعه برتر میدانند و روابط دیگری را پست میشمارند (مثل اون آقا و خانوم دوست نما)

    روابط نیز فقط استعاره ای هستند و بر اساس سودجویی بیشتر بنا میشود نه ارتباط مدنی یا خونی، و بر همین اساس روابط تا حد ویرانی نیزکشیده میشود (مثل بردارکشی برای طلب چند صدهزار تومان)

    بخشی از کتاب جامعه مدرن و آینده

    [پاسخ]


  18. آلبالو در 14/15/05 گفت :

    این اتفاقا خیلی بده و باعث میشه روابط برای همه تلخ بشه، چند روز پیش شوهرم داشت با اسکایپ با یکی از دوستاش تو یه کشور دیگه حرف میزد و احوالپرسی میکردن و ایشون حال منو هم پرسید (حامله هستم) که دیگه خودم اومدم جلوی دوربین و سلام و علیک کردم و شوهرم رفت تو آشپزخونه که زیر اجاق رو خاموش کنه( غذا داشت میسوخت) که دیگه منم صحبت رو یکم کش دادم که شوهرم بیاد و ادامه بده همون لحظه خانوم ایشون از دانشگاه میاد خونه و یهو اصلا نمیدونم چرا فضا سنگین شد و من صداشونو می شنیدم که مرده از کنار دوربین رفت کنار و داشت به زنش توضیح میداد که من کی هستم و حتی شنیدم که مرده گفت فقط سرش تو دوربین معلومه!!…. خانومه هم خیلی عصبی شده بود!!
    خلاصه من خانومه رو صدا کردم و با اونم الکی یه سلام و علیکی کردیم تا یه ذررررره جو بهتر شد!! نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه ولی به نظرم اینقدر هم بدبینی تو جامعه ما ایرانی ها خوب نیست و واقعا هم تو جوامع دیگه این طوری نیست که یه زن یا مرد اینقدر احساس خطر کنه برای زندگی و همسرش، خیلی مسخره است این وضعیت خیلی
    وقتی روابط همکارای خانوم و کاملا بی حجاب خارجی با شوهرم رو میبینم واقعا به عزت نفسشون غبطه میخورم که چرا ما ایرانی ها حتی از یه سلام و علیک ساده اونم از اون ور دنیا باید احساس خطر و یا دلخوری کنیم از همدیگه Frown همون قدر که خیانت زیاد شده بدبینی هم زیاد شده و باعث تنهایی بیشتر و بیشتر ما آدمها میشه

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 6:15 ب.ظ پاسخ داد :

    موافقم و به نظرم این از اونجایی ناشی میشه که ما به حد و حدود خودمون تو یک رابطه واقف نباشیم

    [پاسخ]


  19. زهره در 14/15/05 گفت :

    ویولت جون چقدر مشکل تو و دوستت عین همه! همین چندوقت پیش بود که نوشتی یه همچین چیزی برای خودت هم پیش اومده و طرف رو آفتابه دزد ! معرفی کردی… خود آفتابه هم ازت شاکی شد Smile

    [پاسخ]


  20. اسماعیلی در 14/16/05 گفت :

    سلام
    نظرت راجع به آزادی یواشکی چیه توی سایتهای اجتماعی زنان قدرتمند اونو پیشنهاد کردن.
    نظر شما چی هست؟

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 6:17 ب.ظ پاسخ داد :

    بیشتر توضیح بده
    آزادی یواشکی؟ در چه مورد؟

    [پاسخ]

    رعنا در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 9:36 ب.ظ پاسخ داد :

    سلام ویولت جان
    مسیح علی نژاد یه پیج تو فیس بوک ساخته به اسم آزادی های یواشکی
    بعد خانومها از ایران عکسهایی که توش یواشکی حجابشون رو برداشتن می فرستن به این پیج
    تو کوه و کمر و دریا و جنگل روسریشون رو می دارن و عکس می گیرن.

    [پاسخ]

    اسماعیلی در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 11:57 ب.ظ پاسخ داد :

    گوگلش کن میفهمی Big Smile=

    [پاسخ]


  21. موضوع اینکه که میون آقایون و خانمها متاسفانه ارزش وفاداری کمرنگ شده و انگار یه جورایی غیررسمی بی ناموسی رسمیت یافته و زن و مرد چشمشون را رویخطاهای همدیگر می بینند.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ می 16th, 2014 ساعت 6:20 ب.ظ پاسخ داد :

    ارزشها متاسفانه بی ارزش شده

    [پاسخ]


  22. shirin در 14/16/05 گفت :

    ویولت جون یک حرفی رو هی خواستم نگم … اما نمیشه! می مونه توی حلقم!
    اگر نخواستی منتشر نکن.
    توی این متن که نوشتی که البته نقل قول از کسی هست، پر است از ناهنجاری و سقوط اخلاق و ارزش های انسانی.
    آدم رو به فکر وا میداره که یک جوالدوز حسابی به خودش بزنه و بگرده ببینه از این آفت ها توی وجود خودش هم داره یا نه. ناخودآگاه یاد یک عبارت ترکی افتادم که ترجمه اش میشه مشابه “گه از گه اش در میاد” !
    یک طرف آدمی هست که مثلا قراره دوست ادم باشه، کسی که آدم بهش اطمینان می کنه و توی حریم زندگی راهش میده. کسی که نمی فهمه نباید به دوستش و اعتماد او خیانت کنه. آخه مگه مرد قحطه که آدم بره سراغ شوهر دوستش؟!
    یک طرف دیگه مثلا شریک زندگی و شوهره که او هم از بی شعوری دست کمی از اون دوست نما نداره. اساسا چفت و بسط نداشتن بند تمبان یک آدم متاهل خودش یک خاک بر سری هست، وای به اینکه آدم شعور تشخیص هم نداشته باشه که بند شلوارش رو جلوی یک “فلانی” باز کنه یا جلوی دوست خانمش. این دیگه خاک بر سری مضاعفه و بی شعوری مطلق.
    آخر کار هم یک زن هست که او هم قوز بالا قوز ماجراست. کسی که آنقدر هوشمند نیست که بتواند ماجرا را درست تحلیل کند و انگار که بخواهد توجیهی به هر ضرب و زور برای ماجرا پیدا کند و به هر دست آویزی عذری برای شوهر محبوب (!) بتراشد، دیگری را به دستمال کاغذ کثیفی که همسر عزیز دور انداخته تشبیه می کند. باید به این خانم ها گفت یادشان باشد برای شوهر گوگوری مگوری شان یک جایزه هم بخرند که اینقدر شیطون بلا هستند. اسپند هم دود کنند مبادا چشم بخورند!!
    چرا گاهی ادم ها فکر نمی کنند گاهی سکوت بهترین راهه؟ خیلی حرف ها در چنین موقعیت هایی تف سربالا هستند و عاقبتشون توی صورت خود ادمه!
    این خانم اولین زنی نیستند که مرد خیانت کاری رو بخشیده اند و یقینا آخرین هم نخواهند بود. اما راهش انکار تقصیرات همسر و لجن مال کردن طرف مقابل نیست. هر دو بواقع یک اندازه لجن هستند و همانطور که خودت هم گفتی انکار زشتی کار انجام شده توسط دوستان مشترک هم دردآور است.
    همانطور که روی فیس بوک هم نوشتم واکنش شخص من – اگر من دوست این خانم بودم – قطع رابطه هم با دوست مشترک خواهد بود و هم با همسر این آقا. خوشبختانه در این موارد خیلی رک هستم و با دوستم به راحتی در میان میگذارم که تمایل به معاشرت با همسرش ندارم و انتخاب را به او وامیگذارم. اگر بخواهد دستی بین من و او ادامه می یابد، مثل دوران قبل از ازدواجش و اگر هم نخواست، ما را بخیر و شما را به سلامت.

    [پاسخ]

    ال در تاریخ می 18th, 2014 ساعت 3:05 ب.ظ پاسخ داد :

    بسیار با این کامنت موافقم

    [پاسخ]


  23. ال در 14/17/05 گفت :

    می‌شه فکر کرد اون دوستان فکر کردن اهمیت دادن به این مسئله و قطع رابطه با اون خانوم نشونه دگم بودنه و این دوره زمونه دیگه این حرفا نیست یا شایدم اون خانوم خودش رو قربانی همسر این خانوم نشون داده و نقش کسی که گول خورده رو بازی کرده اونام بهش حق دادن.
    ولی راستش ویولت جان در این یک مورد من فکر می‌کنم اگه این خانوم خیانت همسرش رو (برای من به هیچ‌وجه قابل گذشت نیست) که تعهد اصلی به عهده اون بوده و نه یک دوست، بخشیده و دارن به زندگیشون ادامه می‌دن (با فرض اینکه همسرشون طفل صغیر نیست و مسئوله در مقابل اغواهای اطرافش)، خب اون دوستا هم اشتباه اون خانوم رو ندیده گرفتن و به دوستیشون ادامه دادن. ممکنه همسر این خانوم باز هم خیانت کنه همونجور که ممکنه اون خانوم با شوهر یکی از اون دوستای دیگه هم ارتباط بگیره.

    [پاسخ]

    ال در تاریخ می 17th, 2014 ساعت 3:59 ق.ظ پاسخ داد :

    منظورم اینه چرا قابل درک نیست اگه یه زن شوهر خطاکار رو بخشیده، یه دوست هم یه دوست خطاکار رو دور ننداخته باشه؟

    [پاسخ]

دیدگاهی بنویسید

*

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette