تلاشی در ساختن روزها!

امروز از صبح که بیدارشدم با توجه به وقایاع اتفافیقه(؟) با خودم گفتم،امروز روز تو نیست…
باید به فیزیوتراپم زنگ میزدم و برای امروز قرار میذاشتم،ولی باز با خودم زمزمه کردم،امروز روز تو نیست،بی خیال.و زنگ نزدم.
به دوستم که باهام تماس گرفته بود گفتم،تا شب سعی کن با من تماس نداشته باشی،میترسم بی دلیل پاچه ات و بگیرم!! با تعجب گفت چرا؟؟؟ گفتم آخه امروز روز من نیست  Frown
و اینقدر با خودم این جمله رو تکرار کردم تا ملکه ذهنم شد … تا اینکه دوستی زنگ زد و گفت:خونه ایی؟می خوام کادوی ولنتاینت رو تو “سپندارمذگان” بهت بدم. Smile
و من شوت شدم به دنیای حقیقی…. راستی “سپندار مذگان”تون مبارک. Wink



مرغ معلول!

اومده دم در حموم (خانومی که برای کمک در کارها پیشمه) و میگه:یه گربه اومده دم در بالکن و داره خودش رو لیس میزنه،فک کنم جَلدش(؟) کردی!!!.
میگم:دست پخت مامانم جلدش کره!! Wink نیگا کن تو یخچال چیزی داریم بهش بدیم؟
میره و میاد و میگه،یه مرغ تو یخچاله.
میگم یه بالش رو ببر بنداز براش.
میگه:مامانتون نمیگه چرا این یه بال داره!!!
میخندم و میگم،میگیم مرغش معلول بوده!!!!!!!!!!!!!
پ.ن:موقعی که برف می اومد من هرچی دم دستم میرسید برای گربه ها میذاشتم تو بالکن واسه همین می گفت جَلد شده.



الان حس بهتری داره…
هرچی گفت،اونم جوابش رو داد،بی احترامی نکرد ولی جوابش رو داد…زنک،اولش دوتا لیچار کلفت بارش کرد و گفت چقدر زبون درازه!..ولی بعد ترجیح داد ادامه نده و از اتاق زد بیرون برای خاتمه بحث…
یاد درددلش با مرد افتاد…مرد بهش گفته بود تو شدی گوشت قربونی زیر دستش،فک نکن مخاطب بد و بیراه و توهین هاش توئی،نه،داره خودش و خالی میکنه از بغض و نفرتی که زندگی بهش تحمیل کرده… حالا هم تو مستعد و دم دستشی،کی بهتر از تو؟برای خالی کردن خودش… بیا و در حقش لطف کن،اینقدر فحش خورت مَلَس نباشه،فک نکن داری احترام و میذاری،،اینجوری اونم فک میکنه همه مث توئن و وقتی عادتش شد و با دیگری هم همچین برخورد کرد ،بعدی که مث تو بی زبون نیست همچین میذاره تو کاسه اش که تازه بفهمه زمین سفت جای شاشیدن نیست….
راست می گفت،الان فک می کنه حس بهتری داره دیگه گریه اش نگرفت …حتی، اعصابش هم آروم ه.



وقتی یه دوست خوب داشته باشی که بدونه دلت برف می خواد و فشردن دونه های برف لای انگشتات… و دلت راضی نیست به نگاه کردن بارش از پشت شیشه…
از اون سر شهر،می کوبه میاد دنبالت و واردِ کوچه لیز لیزونتون میشه،تو رو با ویلچرت از هفت تا پله میاره پایین و می بره تو خیابون و زیر برف ویلچرت رو هل میده و به تقاضای تو صبر میکنه برای لمس برف… و با دیدن برق شادی تو چشمهات می خنده… و تو وجودت گرم میشه از این همه محبت و دوستی… خدایا شکرت،اگه قدرت اعضای بدنم رو ازم گرفتی دوستان خوبی سر راهم قرار دادی تا اونا قدرت گرفته شده از من، باشن.

 



تو رو خدا کمکککک:

موبایل رو به کامپیوتر وصل کردم و زدم آن لاین software اش آپ دیت بشه ….حالا زده تمام اطلاعات قدیمم مثل شماره تلفنهایی که وارد کرده بودم یا تنظیمات شخصیم رو پاک کرده … می تونم برش گردونم به حالت اول قبل آپ دیت؟در ضمن گوشیم nokiaAsha302 ئه



_ﻧﻮﺷﺘﻢ%۵٠:ﺯﻥ ﻫﺎﯼ ﮐﻪ ﺗﻦ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ: %٧۵ﻣﻌﺘﺎﺩ ﻫﺎ ﺟﻮﺍﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﭘﺴﺮ آقازاده ها ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺭﺍﻧﮕﻠﯿﺲ ﺳﻨﮓ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻪ
ﻣﯿﺰﻧﻨﺪ ﺑﺎ ﭘﻮﻝِ ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻓﺘﻨﺪ…
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ%٣۵:ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﺑﮑﺎﺭﺗﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻧﺪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻭ ﭘﺴﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﯿﺸﻮﺩ…
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﭘﺪﺭﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﻬﯿﺰﻩ ﺩﺧﺘﺮ ﮐﻠﯿﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺧﺖ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﺁﻗﺎﺯﺍﺩﻩ ﭼﭗ ﻭ ﺭﺍﺳﺖ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﺪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﺳﻦِ ﺧﻮﺩﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥِ ﺑﺨﺖ ﺑﺮﮔﺸﺘﻪ ﺍﺯ ﻓﻘﺮ ﺑﻪ ﺯﯾﺮ١۴ﺳﺎﻝ
ﺭﺳﯿﺪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﻣﺮﺩﻡ ﮐﺸﻮﺭﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺗﻔﺮﯾﺢ ﺑﻪ ﺑﻬﺸﺖ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯽ ﺭﻭﻧﺪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﻧﻮﺷﺘﻢ:ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺑﯿﻤﺎﺭﻥ ﺧﺎﺹ ﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﻣﺎﺭ ﻣﺮﮒ ﺑﺎﻻ ﺭﻓﺘﻪ
ﮔﻔﺘﯽ:ﻣﻦ ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ.

ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺍﺯﺕ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ,ﭘﺴﺮﺕ ﻣﻌﺘﺎﺩ
ﺷﺪ,ﺩﺧﺘﺮﺕ ﻓﺎﺣﺸﻪ,ﺯﻧﺖ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ
ﻃﻼﻕ…
گفتی من ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﯿﺴﺘﻢ

ﭘﺎﺳﭙﻮﺭﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ ﺷﺪ،
ﻧﺎﻣﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﻧﻨﮓ ﺷﺪ،
ﻭﺭﺯﺷﮑﺎﺭﺵ ﺍﺯ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪﻩ ﺷﺪ،
ﻧﺨﺒﻪ ﺍﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣُﺪﻝِ ﻣﻮ ﺍﺯ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺷﺪ،
ﺗﺨﺘﯽ ﺍﺕ ﺭﺿﺎﺯﺍﺩﻩ ﺷﺪ
ﺷﺎﺩﯼ ﺟﺮﻡ ﺷﺪ
ﺻﺤﻨﻪ ی ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﺷﺪ،
ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﺍﺳﮑﺎﺭ ﮔﺮﻓﺖ ﺷﺒﮑﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺯ ﻏﺰﻩ ﮔﻔﺖ!
ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﺁﺏ ﻧﺒﻮﺩ ﺁﺏ ﺻﺎﺩﺭ ﺷﺪ!
ﻣﺨﺪﺭِ ﺷﯿﺸﻪ ﻫﻢ ﻗﯿﻤﺖِ ﻗﻠﯿﺎﻥ ﺷﺪ
گفتی من سیاسی نیستم

ﺳﯿﺎﺳﯽ ﻧﺒﻮﺩﯼ
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩﯼ
ﭘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ
ﻣﺎﺩﺭ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻭ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﮐﻪ
ﺑﻮﺩﯼ…

پ.ن: نویسنده متن،علی



بنام مهربانترین

همراه اول در هر دوره ۱۶ میلیون قبض چاپ می‌کنه و پست میکنه در خونه‌ها. خیلی  از

ما مدتهاست قبض ندیده‌ شدیم! و بر اساس اس‌ام‌اسی که میاد قبض رو پرداخت

می‌کنیم و اون قبض‌ها معمولاً یه مدت تو راه پله‌ی ساختمانها می‌مونند تا

اینکه نظافتچی میریزدشون دور!

برای قبض و پاکت هر مشترک تقریباً یک کاغذ آ۴ مصرف میشه . هر ۲۱۰ تا کاغذ؛ یک

کیلو وزنشه . یعنی دراین فرآیند در هر دوره ۲ ماهه ؛ ۷۶تن کاغذ پرینت میشه .

خدا میدونه برای چاپ این همه کاغذ چند درخت باید قطع بشه . اخیرا دیدم امکانی

وجود داره برای اعلام اینکه ؛ لطفا برای ما قبض صادر نکنید .

 کافیه به صفحه‌http://billing.mci.ir/billing/

 برید. اونجا با اعلام شماره تلفن و کدپستی آدرس، می‌تونید صورتحسابتون رو

ببینید. در پایین صفحه‌ی صورتحساب نوشته که اگر قبض چاپی نمیخواهید اعلام

کنید. یه کم ریز نوشته!

پیشنهاد می‌کنم برای کاهش مصرف بیخودی کاغذ، برای خودتون وخانواده‌تون درخواست

عدم صدور قبض بدید (حتی برای همسایه‌ها!!). کاری نداشته باشیم که جای دیگه

داره کاغذ حروم میشه یا نه. و یا اینکه بقیه این کار رو میکنند یا نه. فقط یک

 دقیقه وقت می‌بره.



  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >