قطع پیامکهای تبلیغاتی

معاون نظارت و اعمال مقررات رگولاتوری روش قطع پیامک‌های تبلیغاتی را اعلام نموده است که در ادامه خلاصه آن را مشاهده خواهید کرد.

مشتریان همراه اول برای قطع پیامک‌های تبلیغاتی تنها کافی است عدد ۱ را به شماره ۸۹۹۹ پیامک کنند. اگر پشیمان شدید و دلتان برای پیامک‌های تبلیغاتی سرگرم کننده تنگ شد، می‌توانید با ارسال عدد ۲ به همان شماره ۸۹۹۹، مجددا در لیست دریافت کنندگان پیامک تبلیغاتی قرار گیرید.

حسن رضوانی معاون نظارت رگولاتوری کشور برای کاربران ایرانسل نیز اعلام نموده که مشترکان ایرانسل تنها پیامک‌های اطلاع رسانی خود شرکت ایرانسل را دریافت می‌کنند، اما اگر مایل به لغو این پیامک‌ها باشند می‌توانند عدد ۲ را به شماره ۵۰۰۵ پیامک کنند.

او درباره پیامک‌های تبلیغاتی که در حال حاضر برای مشترکین ایرانسل ارسال می‌شود نیز اعلام نموده که ارسال پیامک‌ تبلیغاتی برای کاربران ایرانسل از سوی شرکت‌های ارسال کننده پیامک انبوه، بدون هماهنگی با اپراتور خلاف قانون به شمار می‌رود و مشترکان می‌توانند از ارسال کننده پیامک شکایت کنند.

<یلدا بر همگی مبارک>



برخورد صحیح با یه بیمار کدومه؟

هر بیماریی عوارض پنهان و آشکاری برای خودش داره که به نظر من وجود یه بیماری ه مُزمن می تونه شدت این عوارض رو بیشتر هم بکنه.
خب یکی مثل من بیماره و ظاهرش هم این توجه رو به بقیه میده که این آدم ِ پیش روت با بقیه فرق می کنه و تو در رفتار با اون باید بیشتر حواست جمع باشه.
ولی بعضی از بچه ها که از قضا بیمار هم هستند هیچ تظاهر جدی ِ خارجی ندارن و دارن زندگی عادیشون رو می کنن مث بقیه شغلی دارن و همسر یا پدر یا مادرن…برای همین در مواجهه با این آدمها تو از قبل تکلیفت مشخص نیست و رفتار عادی بدون هیچ ملاحظه ایی داری که در برخورد با بقیه آدمها هم داری…ولی این وسط یه چیزی درست نیست تو نمی فهمی چرا این بنده خدا درجه حساسیتش بیشتر از بقیه آدمهاست،چرا مثلا یهو از کوره در میره یا…
بارها گفتم تو(یه بیمار) باید خودت و حالت رو برای بقیه توضیح بدی…ولی خب اینکه تو ظاهر سالمی داشته باشی و مجبور باشی مدام در حال توضیح دادن ِ حال ت باشی کار سختیه.
دوست خوبم که درگیر بیماری اکستروفی مثانه است به خوبی این چرا یی رو از منظر خودش توضیح داده.

 

ولی به نظر توی نوعی که به هرعلتی یا خودت بیماری یا دمخور ِ بیماری هستی و از نزدیک می شناسیش،واقعا باید چیکار کرد؟و برخورد ِ صحیح چیه؟



 

میدونم که بحث تابویی رو پیش کشیدم و اظهار نظر کردن در موردش هم تجربه می خواد و هم کمی جسارت(البته از نظر من کم،شایدم زیاد)  برام جالبه که کسی جرات کامنت گذاشتن چالشی که منجر به بحث بشه رو نداره…واقعا جراتش نیست یا حرف و تجربه ایی وجود نداره؟… اگه مسئله جرات است و ترس از شناسایی و و و خب با اسم مستعار کامنت بگذارید ولی اجازه بدید من نوعی تو تجربه شما شریک بشم و از شما بیاموزم…عمری جامعه سانسورمون کرده و باید و نباید ِ بعضا غلط پیش رومون قرار داده…برای تغییر باید از خودمون شروع کنیم…بگو بگذار بیاموزم.



بارها شنیده بودم که رضایت یک زن و مرد از زندگی خصوصیشون( اتاق خواب) حرف اول و آخر رو میزنه تو بقای یک رابطه.
این و شنیده بودم و قبول داشتم که وقتی صبح با رضایت از بسترت بلند میشی، نیروی مبارزه با هر مشکلی رو داری حالا می خواد این مشکل اقتصادی باشه یا عاطفی یا…
حرف رو در مقام حرف قبول داشتم ولی با پوست و استخوونم معناش رو متوجه نشده بودم.
به زندگی گذشته ام که نگاه می کردم،یادم می اومد که راضی بودم از اعمال خصوصی مون…پس اگه حرف بالا درسته چرا ازدواجمون به بن بست رسید؟

حالا که دیگه سنی ازم گذشته و تجربه ء مفید زندگیم زیاد شده،معنا و مفهوم جمله بالا رو خوب درک می کنم و دیگه رویایی و پروانه ایی به قضیه نگاه نمی کنم.
رضایت منظور رضایت فیزیکی و عرقاسم(میدونم دیکته اش غلطه) نیست که چه بسا تو خیلی از رابطه ها شاید اوج ِ به عرقاسم رسیدن وجود داشته باشه ولی بازم اون زوج فقط چند صباحی شریک ِ همدیگه باشن.

وقتی رابطه ایی داری که هم جسمت ارضا میشه و هم روحت اونوقت می تونی مطمئن باشی که این یه رابطه ابدی ه که حتی اگه به اجبار بدنهاتون برای همیشه پیش هم نباشه،قلبهاتون تا آخر عمر برای همدیگه می طپه.




در اینکه من تسلیم این بیماری نمی شم هیچ شکی ندارم… البته یه موقع هایی زمان اوج انرژیم و یه موقع هایی هم دِشارژ دِشارژم.
الان زمانیه که رو بلندای کوه اعتماد به نفس قرار دارم و می خوام حداکثر استفاده رو از این حسم ببرم و به خودم و بدنم کمک کنم.
گفته بودم که دست چپم به کل از کار افتاده… دیروز پیش یه دکتر و توان بخش بودم،بهم گفت شما وضعیت بدنیتون از همه بیماران ام اس من بهتره…من بیماری دارم که با عصا میاد پیش من ولی به جرات می تونم بگم شما از لحاظ بدنی خیلی بهتر از ایشونید…اصلا تحلیل عضله ندارید با وجودیکه ماههاست دستتون از کار افتاده ولی هیچ تفاوتی از لحاظ حجم ماهیچه با دست دیگه تون نداره و این نشون میده فقط تنبل شده نه اینکه کاملا از کار افتاده باشه و اگه همت کنید می تونید دوباره بکار وادارش کنید…به نظر من شما اصلا وضعیت بدنتون نشون نمیده که باید رو ویلچر بشینید و تنبلی سبب این شده….

تا حد زیادی حرفاش رو قبول دارم و فعلا که تو اوج اعتماد به نفسم و فک می کنم توانایی انجام سخترین کارها رو هم دارم می خوام همت کنم و وقت بیشتری برای خودم بذارم و خودم رو از این گودالی که توش افتادم بکشم بیرون…هرچند می دونم خیلی خیلی سخته و یه یا علی غلیظ و از ته دل می طلبه.

پ.ن: ۱۶ ساله که تسلیم نشدم اینم روش.



 

برگزاری همایش رایگان یوگا و ms



عشقبازی در یک شب برفی،می تونه عالمی داشته باشه علی حده…نه؟

مخصوصا اگه از پنجره بتونی به ریزش برف چشم بدوزی و برای فرار از سرما پناه ببری به آغوش شریکت و  از گرمای بدنش سیراب بشی.
پ.ن:هرکی داشت نوش جونش و گوارای وجودش



  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >