امان از این جرات نداشته

سلام ویولت جون
این چیزی که میخوام بگم رو حتی از مطرح کردنش میترسم یا حتی خجالت میکشم یا حتی احساس گناه میکنم
باورت میشه الان که دارم مینویسم احساس تپش قلب دارم.به هیچکس جزتو نمیتونم بگم باورکن
ویولت چرا مردای زندگی من موقعی پیداشون میشه که خیلی دیره؟؟
یکی از همکارام که مرد هست و متاهله رو میخوام راجع بهش باتو صحبت کنم.حدود ۸ سال از من بزرگتره اما خب چون خوش تیپ و خوش لباسه به ۳۰ یا ۳۲ ساله ها میزنه.کلا توی اداره ما خیلیا ازاین آدم خوششون میاد. ما روزی حداقل ۸ ساعت باهم همکار هستیم
اوائل از رفتارش برداشت من این بود که با زنش رابطه عاشقانه دارن ولی بعد از چندماه متوجه شدم که فقط حفظ ظاهر میکنه.خب البته که به من ربطی نداشت ولی بهرحال خیلی ناراحت شدم.کم کم توی حرفاش از شدت ناراحتی لو داد که فقط بخاطر اینکه زنش هیچکس رو تواین دنیا نداره مجبوره به زندگی باهاش ادامه بده ولی هیچ عشقی تو زندگیش نیست.درواقع احساسش مثل احساس یه پدره به دخترش
خلاصه که خیلی حرفا زد که اگه بخوام بگم حوصله تو هم سرمیره اما تواین مدت ذره ذره اشاره کرد که چه مشکلاتی دارن و بقول خودش محکومه به تحمل این زندگی .همیشه هم که این آقا از لحاظ مالی حسابی تامینش کرده و درصورت جداشدن این خانوم کلا نابود میشه چون عادت کرده همیشه این آقا ساپورتش کنه
خلاصه که هرچی گفت و منم خودمو جاش گذاشتم دیدم منم بودم نمیتونستم زنه رو طلاق بدم و خودش هم هرتلاشی که کرده بود که با روانشناسی و مشاوره و هرچیز دیگه ای این خانم تو رفتارش تغییر بده نشد که نشد
حالا علت این سردشدن چیه؟اینجور که میگه علتش اینه که زنش فقط خواسته های خودشو تو زندگی در نظر میگیره وشوهرش شده یک سرویس دهنده صرف
میگه اون موقع که وضع مالیم به خوبی الان نبود ملاحظه منو نمیکرد حالا که دیگه وضع مالیم خوبه و همه چی براش فراهم میکنم،ابراز عشق هم که بهش میکنم پس چرا رفتارزنم با من جوریه که انگار من یک سرویس دهنده بیشتر نیستم و حق بیشتری ندارم
ویولت جون توضیح مواردی که برام گفته از زندگیش در قالب نامه سخته ولی خلاصه بگم که نتیجه اینه که این داره زندگی میکنه چون مجبوره و حتی من میدونم که از سکسش هم راضی نیست
یه چندوقتی اینارو بهم نمی گفت ولی در عوض بهم میگفت من بعنوان بالا دستیت و تو بعنوان کارمند و احساسی که بینمون هست خیلی متفاوتیم.نوع احساسمون خیلی فرق میکنه و من باورم نمیشد که منظورش عشق باشه،تا اینکه کم کم اتفاقات زندگیشو گفت و من مطمئن شدم داره از علاقه حرف میزنه
تنها کاری که من کردم این بود که بهش میگفتم شما همکار من هستین و تاحالا هم خیلی لطف بمن داشتین ولی من احساسم خواهرانه است و دروغ هم نگفتم چون تا حالا به دوست داشتن مردی که تعهد داره فکر نکرده بودم
توی این چندماه گاهی که فرصتی پیش میومد غیرمستقیم از علاقه اش میگفت و این آخری ها دقیقا قسم میخورد که باورکن اگر زن نداشتم تو کسی بودی که برای زندگیم انتخاب میکردم چون تو این مدت شناختمت و محبت های خالصانه و بی شیله پیله و بدون توقع تو رو دیدم،مثل وقتایی که چایی برام آوردی بدون اینکه انتظاری داشته باشی
دیوونم کرده از بس که این حرفا رو میزنه و من میمونم تو قضاوت راجع به این مرد.
جدی اگه من تو شرایط این مرد بودم چیکار میکردم؟
بهش گفتم اولا که احساس شما عشق نیست و دروغ میگی و بعدش هم تو تعهد داری.گفت یعنی بازهم بخاطر زنم باید پاروی دلم بذارم؟پس من چی؟آدم نیستم؟
گفتم آدم هستی،اونم یه آدم خوب اما شرایط خوبی نداری
خلاصه ویولت بدجور موندم توش،ایکاش بودی و میدیدی چیا از زندگیش میگه وچجوری بمن ابراز احساسات میکنه
باور کن گاهی خیلی دلم براش میسوزه و بعد هم برای خودم که این باید موقعی تو زندگی من پیداش بشه که دیره
همیشه بهش میگم شاید اگر بامنم زندگی میکردی همینطور میشد و منم تحفه ای نیستم.
ویولت چیکار کنم؟بخدا میدونم که خیلی احمقانه هست رابطه با مردی که تعهد داره و گاهی هم میگم شاید این حرفارو به صدنفر دیگم میزنه،هرچندکه قسم جون مادرش رو میخوره که احساسش بمن عشقه اما مگه قسم خوردن کنتور داره؟
تو نظرت چیه؟
ببخش فقط میتونستم از تو بپرسم ،ازبقیه حتی اگه بپرسم که نتجه اش میشه قضاوت در مورد کاری که نکردم
ممنونم،ببخش که همیشه مزاحمت میشم
منتظر میمونم
بوس

________________________

سلام عزیزم
ببین تجربه به من میگه
اکثر آقایون متاهل که قادر به تصمیم گیری درست و موجز نیستن
تو زندگی خودشون می مونن با این بهانه که خانومشون مشکل داره!!! و حاضر به ریسک کردن و خروج از وضعیت فعلی و به گفته خودشون ملال آور نیستن و راه راحتتر رو انتخاب می کنن که دوست دختر بگیرن و آرزوهای سرکوب شده شون رو به منصه ظهور بذارن
…این وسط کسی که لطمه خواهد خورد تویی،شک نکن
اون که زندگیش رو داره وچیزی از دست نداده ولی تو چی؟می مونی با یه قلب زخم خورده
اگه دوست داشتی می تونم این مطلب رو با سانسور اطلاعات شخصی تو توی وبلاگ بذارم تا نظر بقیه رو هم بدونی

 

حالا نظر شما چیه؟


نظرات شما


  1. Nobody در 13/07/04 گفت :

    Kolan shayadie mahze, dare az mogheiatesh soe estefade Mikone, adami ke natoone ba hamsaresh sadegh baashe Hargez ba to sadegh nakhahad bood, ehtemale khili ziad dastana Haii az zendegish mige dastkari shodas va faghat baraye jalb e Nazare ye dele saf oo sadas, man age mitoonestam hata vahede karim ra avaz mikardam, in Adama mesle khore Rohet ra milkhoran, va rade pashon hamishe ro Rohe zakhm khordat Mimone, Ina ra az kasi ke Hamin eshtebah ra 4 saal pish kard ghabool kon, heife ke Tarik’s hamishe ye Johor tekrar beshe

    [پاسخ]


  2. شیرین در 13/07/04 گفت :

    دروغ میگه. عاشقت نیست. فقط داره مخ میزنه که راه بدی. ممکنه در مورد مشکلاتش با همسرش دروغ نگه اما اینو بدون که این جوری که داره رو تو کار میکنه روی هر کیس مطلوب و دم دست دیگه ای که گیرش بیاد کار میکنه و یا کرده. فقط داره مخ میزنه. ممکنه اینم مهم نباشه و بگیم باشه تو لذت ببر و معاشقه و دوستی کن، اما همونطور که ویولت هم میگه، دیر یا زود تو صدمه میخوری و هیچی جز اعصاب خراب از این رابطه بیرون نمیبری. اعصاب خراب کمترین عاقبتشه. بهترین عافبتش.

    [پاسخ]


  3. habib در 13/07/04 گفت :

    http://avirgin.blogfa.com/post/399

    منبع حرفهای پایین اون بالا!

    آن طرف قانون هم صادق است؛ اگر مردی در رابطه‌ای باشد که ادعا کند بنا به اجبار در آن مانده است و راه فرار ندارد، باز هم باور نکنید! شاید از آن رابطه خسته شده باشد، شاید خیلی نیازهایی داشته باشد که در آن رابطه برآورده نمی‌شود، شاید حیا می‌کند و حفظ ظاهر می‌کند، اما ستون‌های نامرئی دیگری این وسط وجود دارد که مرد را به طور رسمی و شرعی از آن رابطه بیرون نمی‌کشد! حتی اگر با تمام وجود دل در گرو محبوب جدیدی ببندد، ترجیح می‌دهد او را به عنوان معشوقه‌ی پنهان نگه دارد و زن و زندگی قبلیش را هم حفظ کند. چرا…؟! یا هنوز محبوب جدیدش را آن‌قدر با تمام وجود نمی‌خواهد که برای داشتنش ریسک‌های بزرگی انجام دهد و صرفاً سرگرمی موقتی است برای دل و زیر دل…! یا هنوز آن‌قدر مرد نشده است که بفهمد همان‌قدر که می‌خواهد معشوقه‌ی پنهانش، تماماً سهم او و مال او باشد… او نیز باید بتواند و بخواهد که تماماً و کاملاً مخصوص برای او باشد، یعنی چه؟!

    [پاسخ]


  4. Nazafarin در 13/07/04 گفت :

    دوست خوب هیچ وقت خودت رو انقدر دست کم نگیر که به یه رابطهٔ نیمه وقت و چه بسا کمتر رضایت بدی .. عزت انسانی‌ خودت رو به چنین بهای ناچیزی نفروش ..

    [پاسخ]


  5. سوسن جعفری در 13/07/04 گفت :

    به قطع و یقین باهات موافقم!

    [پاسخ]


  6. مهدی در 13/07/04 گفت :

    سلام
    اگر نمیتونه جدا شه مشکل از خودشه نه اون خانم اگر هم خیلی دلش میسوزه میتونه براش مقرری تعیین کنه و هزارتا کار دیگه.

    حتی اگر احساسش به شما واقعا عشق باشه این آقا نشون داده نمیتونه احساساتش رو کنترل کنه وگرنه پایان دادن به یک رابطه اگر امیدی بهش نیست اگرچه سخت ولی امکان پذیره. رابطه شما هم به جایی نخواهد رسید حالا اگر شما شجاعت امتحان کردنش رو دارید فکر کنید در بدترین حالت توانش رو دارید یا نه

    [پاسخ]


  7. مریم در 13/07/04 گفت :

    جالبه بعد از این که آدم همراهشون می‌شه، تا یه دعوا می‌شه، برمی‌گردن پیش خانمشون و میگم من زنمو دوست دارم.
    بهتره بره مشکل خودشو و خانمشو به خانومش بگه نه این که با سرنوشت یه آدم دیگه بازی کنه.

    [پاسخ]


  8. سینا در 13/07/04 گفت :

    با جوابی که دادی صد درصد موافقم. این رابطه با وضع فعلی پایان خوشی نخواهد داشت، به خصوص برای این خانم.
    اون آقا اگر راست می گه می تونه خانمش رو طلاق بده و مسکن و سرمایه کافی هم در اختیارش بذاره که مشکل مالی پیدا نکنه. اگر این کار رو کرد، اونوقت تازه پیشنهادش قابل بررسی خواهد بود.
    یک توصیه دیگه هم به این خانم دارم: رفتار این آقا رو با همسرش زیر نظر بگیر. اگر رفتارش مغایر با انصاف و عدالته، مطمئن باش یک روز با تو هم همین کار رو خواهد کرد.

    [پاسخ]


  9. نازنين در 13/07/04 گفت :

    برو وبلاگ همسران اول اونجا بهت میگن چی به چیه

    [پاسخ]


  10. sama در 13/07/04 گفت :

    be in dostemon begid hame harfay in mard az sare hayajane faghat va faght
    in mard dare dorogh mige
    motmen bash harfayi ke raje be rabete ba khanomesh mizane rast nist

    begid be fekr khodesh bashe na on mard

    hich rabeteie ra ba in adam shoro nakon ke sakht zarbe mikhoriiiiiiiiiiiiiii

    [پاسخ]


  11. آسمان در 13/07/04 گفت :

    مردان متآهل که سنشون بین ۴۰ تا ۴۸ هست ، و ابراز عشق می کنند به خانم ها مخصوصا از نوع مجردش فقط دنبال هوس هستند

    [پاسخ]

    violet در تاریخ آوریل 7th, 2013 ساعت 10:43 ق.ظ پاسخ داد :

    نمیشه قانون کلی صادر کرد و همه رو از دم تیغ گذروند

    [پاسخ]

    سینا در تاریخ آوریل 7th, 2013 ساعت 10:56 ق.ظ پاسخ داد :

    عاشقتم Grin

    [پاسخ]

    پریس در تاریخ آوریل 8th, 2013 ساعت 3:47 ب.ظ پاسخ داد :

    همونطور که ویولت گفت نمیشه قانون کلی صادر کرد ولی خیلی از مردهای متاهل بخصوص اونایی که در روابط بلندمدت ازدواج بودن در آستانه ۴۰ سالگی یعنی وقتی که احساس میکنن دیگه توان و نیروی جوونیشون رو به افوله تصمیم به ماجراجویی های عشقی و جنسی میگیرن تا مبادا چیزی از دست بره , از طرفی چون در این سن و سال آدما کم کم تمایل به ثبات و آرامش هم پیدا میکنن و نمیخوان ساحل امنو هم از دست بدن تعدادیشون مثل این آقا تصمیم به گرفتن معشوقه میگیرن.
    به نظر من این آقا اگر واقعا احساس و علاقه ای هم داشته باشه بخاطرش از زندگی اولش نمیگذره.

    [پاسخ]


  12. عمو جون در 13/07/04 گفت :

    قانونی باهاش حرف بزن بهش بگو زنتو طلاق بده بعد بیا باهام ازدواج کن.داره مختو میزنه و بعدا وقتی حقیقت رو فهمیدی مجبوری محل کارت رو عوض کنی یا حتی کارت رو ول کنی لطفا براحتی دم به تله نده.یه ضرب المثل انگلیسی میگه ماهی کرم رو میبینه ولی قلاب رو نمیبینه
    بعد از اینکه به خواسته اش رسید میگه اگه زن خوبی بود به این راحتی باهام رابطه برقرار نمیکرد چه تضمینی داره بعد از ازدواج یکی به راحتی من مخشو نزنه. با این استدلال تو رو برای ازدواج کنار میزاره
    مردا اگه با یه زن رابطه برقرارکنن امکان نداره دیگه باهاش ازدواج کنن مردا دنبال زنهایی هستن که غیر قابل دسترس هستن
    واقعا راست میگن زن افریده شده برای گول خوردن

    [پاسخ]


  13. محسن در 13/07/04 گفت :

    سلام ویلیِ عزیز …

    هزارو یک راه هست که این آقای محترم میتونه مشکلشو حل کنه … از جمله انواع مشاوره و حتی سکس تراپی …

    همونطور که خودتون گفتین این آقا تازه وضع مالیش خوب شده و هوس کرده شلوارش دوتا بشه … من تو محیط کارم از اینجور افراد زیاد دیدم متاسفانه …

    هرکاری که قرار باشه بصورت پنهانی انجام بشه اون کار خلاف عرف و انسانیته …

    شما هم دلت برای اون آقا نسوزه و نگران روح و جسم پاک و لطیف خودت باش …

    از همه این حرفها گذشته یه چیز میگم بعنوان برادر کوچیکترت و دوست دارم آویزه گوشت کنی …” خواهر گلم هیچوقتِ هیچوقت خونتو رو ویرونه کسی دیگه نساز ” …

    [پاسخ]


  14. مهاجر در 13/07/04 گفت :

    دوست عزیز من دقیقا توی موقعیت مشابه شما بودم. تمام این صحبت های این آقارو رییس من هم بهم گفت. ولی بهم گفت که ما یه دوستی پاک و در حد صحبت کردن و درد دل داشته باشیم. ولی هر وقت که با هم تنها میشدیم دست درازی ای نبود که به من نکنه. من احمق هم از ترس از دست دادن کارم تحمل کردم و البته بهش علاقه مند هم بودم. خلاصه با هزارتا بدبختی و التماس از این رابطه خودم رو کشیدم بیرون. و این رو فهمیدم که رییسم با تک تک کارمندای خانمش اعم از مجرد و متاهل همین رابطه رو داره و همه هم بدون استثنا گولش رو خوردن.
    همین الان هم سه سال از این ماجرا میگذره و رییسم داره از کارمندای جدیدش هم با همون ترفندها سوء استفاده می کنه. حتی من و یکی از همکارام به کارمندای جدید هشدار دادیم ولی اونا فکر میکنن که ما حسودی میکنیم.
    هدف رییس من جز رابطه ی جن سی هیچ چیز دیگه ای نبود و نتیجه ش یه خاطره ی نفرت انگیز شد توی ذهن من و ده تا دختر دیگه

    [پاسخ]


  15. اما در 13/07/04 گفت :

    خانم عزیز: متاسفانه شما وارد یک مثلث شده اید. که هیچ عاقبت خوشی برای شما ندارد. در این نوع رابطه نفر سوم هیچکاره است و فقط قربانی میشه! زودتر تمامش کن، چون فقط یک وابستگی شدید و سرخوردگی برات می مونه!!!

    [پاسخ]


  16. شبنم در 13/07/04 گفت :

    سلام!
    ویولت جان باهات صد در صد موافقم!من ی دوستی داشتم ک وکالت میخوند و موقعیتی شبیه این.خانوم داشت و با همین اوصافی ک در مورد همکارشون گفت ب علاوه اینک اون ادم استاد راهنماش بوود و حتی کارشون ب س ک س هم.کشیده شده بود…..
    اما حقیقت اینه ک مردان و زنان زیادی هستن که صرفن برای امیال خودشون ساده و البته کثیف ترین راه رو انتخاب میکنن….من ب عنوان کسی ک از نزدیک شاهد همچین رابطه ای بودم ک متاسفاانه پایان خوشایندی هم.نداشته بودم میگم حتی اگه زنش رو هم طلاق داد باهاش ازدواج نکن چون ایشون یکبار از همچین راهی داره مشکلش رو حل میکنه و ب احتمال زیاد بعدها هم در قبال شما اینکارو میکنه….

    میدونم قسمتی از قلبتون.گرفتار شده ب هر حال….همین ک دغدغه اتون شده اینو نشون میده ولی خواهش میکنم ب نظر دیگران و تجربه هاشون نظری بندازین….این راه.حتی اگه این.اقا همسرشو طلاق بده به ترکستانه عزیزم….

    ویولت خیلی وقته میخونمت Smile حالا بعدن.میام و بهت میگم شبیه یکی از ادمای زندگیمییییی بووووووووس!

    [پاسخ]


  17. بهناز در 13/07/04 گفت :

    ویولت جان با هات موافقم، یکی از همکارهای من هم وقتی مجرد بودم از این ابراز عشقها کرد، و میگفت از وقتی شما اومدید اداره رنگ و روی من باز شد (منو سوار ماشینش کرده بود برسونه خونه، اصلاً هم صمیمی نبودیم و من پشت نشسته بودم)، منم تو آینه نگاه کردم حالم داشت از رنگ و روش بهم میخورد، بچه هاش دانشجو بودن ولی بعد از اون رفت یک دختر سی ساله گرفت.
    دوست عزیز به خدا توکل کن، مطمئن باش اون مردهایی که دیر به سراغ تو اومدن مردهای زندگی تو نبودن، مرد زندگی تو اگه توکل داشته باشی خودش به موقعش میاد.

    [پاسخ]


  18. آوین در 13/07/04 گفت :

    سلام
    من نمیخوام در باره اینکه این آقا راست میگن یا دروغ حرفی بزنم چون ممکنه واقعن تو این مقطع حسشون به شما همون عشق باشه اما اینکه دلیل به وجود اومدن این حس چیه و آیا واقعن عمیقه و حقیقی یا صرفا به خاطر شرایط و فشاری که حس میکنند به وجود اومده خیلی مهمه.
    اگر واقعن میدونند با خانوم اول نمیتونند ادامه بدن ما تو یه رابطه قیم کسی نیستیم پدرش یا مادرشم نیستیم.تا یک جایی تلاش میکنیم و اگر نشد باید بیرون اومد از رابطه.ایشون میتونند مهریه همسرشون رو یا مبلغی که میدونند میشه باهاش تامین باشن به همسرشون بدن و به قول خودشون این دین و حس وظیفه رو به جا بیارن و از این رابطه زناشویی بیرون بیان و بعد یه زندگی تازه رو تشکیل بدن در غیر این صورت فکر نمیکنم بتونید یک عمر رو مردی حساب باز کنید که توانایی حل مسئله و مشکلش رو نداشته و به آسون ترین راه پناه آورده.
    به نظر من رک بهشون بگید که تعهد تو رابطه براتون خیلی مهمه و اگر واقعن خواهانه شماست تکلیف همسر اول رو قاطع مشخص کنه و بعد بیاد جلو و تو این مدت هم رابطه تون رو باهاشون کم کنید.
    شما خودتون هم میدونید که این ارتباط یک جاش میلنگه اما گاهی مردها اینقدر همه چیز رو درست و بدون اشکال نشون میدن که نتیجه اش جز سردرگمی و ناتوانی تو گرفتن تصمیم درست برای زن نیست.

    [پاسخ]


  19. ال در 13/07/04 گفت :

    دوست عزیز قبل از اینکه بخوای ببینی اون آقا راست می‌گن یا نه بشین و عمیق فکر کن که خودت چرا به ویولت این نامه رو نوشتی؟ واقعا جواب ویولت عزیز و الان جواب ماها چه تاثیری در روند برخوردت با اون آقا خواهد داشت؟ آیا نظرات مثبت و منفی رو می‌خوای براورد کنی و در دو ستون بنویسی و ببینی کفه کدوم سنگینتره؟ به نظر من این نامه رو از روی استیصال و سردرگمی نوشتی و این بیشترین حسیه که در ادامه این روند خواهی داشت: سردرگمی و استیصال. من خودم در زمان مجردی در چنین رابطه‌ای بوده‌ام، بعد از ازدواج هم همین بلا رو سر یه فرد مجرد آوردم. برای همین صریح حرف می‌زنم امیدوارم نرنجی. ابراز علاقه شیرینه. وقتی از طرف کسی باشه که خوشتیپ و خوش فکر هم هست بیشتر شیرین میشه. همین الان برای من پیش بیاد هم از ابراز علاقه یه مرد به خودم چه مجرد چه متاهل لذت می‌برم. ولی واقعا آخرش چی؟ پرسیدی که آیا راست می‌گه و منو واقعا دوست داره؟ گیریم که راست می‌گه، این عشقش برای تو جز اینکه باعث بشه حس کنی قله‌های بلند روحت رو ترک کردی و به رابطه با کسی که در هیچ جای دنیا مهر تایید به رابطه‌تون نخواهند زد رو آوردی، فایده‌ای در انتها نداره. چرا یک دوره عشق پرشور داره،مگه به خودت بگی هر چی هم شد به این دوره دَر. ولی…. ولی باور کن جریانی که نوشتی خیلی خیلی تیپیکاله. من اون موقع که در چنین رابطه‌ای بودم سنم زیر ۲۰ بود، همین حرفها رو من هم شنیدم. خانومم مریضی روحی داره، ما با هم هیچ رابطه ای نداریم و …بعدها طی سالها شاید ۱۰ مورد دیگه دیدم بین دوستام با همین داستان. اون رابطه سریع تمام شد ولی هنوز بعد از ۱۲ سال خودم رو نبخشیدم و از اون فرد بدم میاد از خودم بیشتر.
    من البته حس می‌کنم هر چی هم شما اینجا بخونی باز اگه بخوای باش رابطه بگیری اینکارو می‌کنی. رابطه با فرد متاهل اشتباهه و از هرکس هم بپرسی همینو می‌گه. ولی فقط کمی فکر کن: این آقا چه مشکل شخصیتی داره که با اینهمه نارضایتی باز با خانومش مونده و فقط بندگی خانومش رو می‌کنه؟ چجور به خانومش اظهار عشق می‌کنه در حالیکه قلبش اونقدر باز هست که کس دیگه‌ای رو توش راه بده. ما همه زنیم، آیا زن اون آقا حس نمی‌کنه ته ذهنش که مردش داره جای دیگه می‌پره؟ اگر برای این آقا عشق مهمه چرا با کسی مونده که فقط پول براش مهمه؟ آیا اینهمه سرویسی که به خانومش میده برای پوشوندن عذاب وجدانش بابت رابطه های قبلیش یا عدم تعهد ذهنی و قلبیش نیست؟

    [پاسخ]

    ماهی در تاریخ آوریل 7th, 2013 ساعت 5:20 ب.ظ پاسخ داد :

    مرسی

    [پاسخ]

    خودم در تاریخ آوریل 7th, 2013 ساعت 10:45 ب.ظ پاسخ داد :

    مواردی که گفتین کاملا درسته و من هم با حرفهای شما در این سوی قضیه موافقم…ولی آیا احتمال اینکه در آنسوی قضیه پشت این واقعیتها حقیقتی هم باشه، وجود نداره…؟؟

    [پاسخ]

    violet در تاریخ آوریل 8th, 2013 ساعت 10:48 ق.ظ پاسخ داد :

    ممکنه باشه ولی احتمالش خیلی کمه

    [پاسخ]

    ال در تاریخ آوریل 8th, 2013 ساعت 3:50 ب.ظ پاسخ داد :

    برای همین گفتم یک دوره عشق پرشور داره…
    زیاد سخت گرفته‌ام در این کامنت، انگار می‌خواستم به خودم سخت گرفته باشم..

    [پاسخ]

    ماندالا در تاریخ آوریل 10th, 2013 ساعت 4:47 ب.ظ پاسخ داد :

    حالا گیریم هم حقیقتی پشت این حرفا باشه… شما میخوای به خودت و اون خانم خیانت کنی؟ که چی؟ اگر حقیقتی هم باشه باز هم به شمای نوعی مربوط نیست. عشقش کجا است آخه!!

    [پاسخ]


  20. لیلا در 13/07/04 گفت :

    فارغ از این که اون آقا چه شرایط سنی و تحصیلی و خانوادگی داشته باشه به گمانم در اکثریت قریب به اتفاق موارد (این درصد هم واسه این که به قول ویولت تعمیم نداده باشم) اینگونه روابط ته‌ش جز آسیب و دلشکستگی عاطفی هیچی برات نداره. اتفاقن برخلاف اون چیزی که در جامعه شایع هستش و زن اول را قربانی داستان میدونند به نظرم بیشتر زن دومی که وارد رابطه میشه آسیب جدی میخوره. عزیزم، مردها حتا به خاطر عشق هم حاضر نیستند دست از زندگی اول و زن و بچه بردارند و عاشقی‌شون را به همه اعلام کنند. دیگه چه برسه که به دلیل هوا و هوسی که احتمالن چند ماه و در طولانی‌ترین حالتش چند سال طول بکشه بخوان ازداج‌شون را متلاشی کنند. به لطف اینترنت الان یه عالم وبلاگ وجود داره که دخترها و زن‌هایی که این رابطه را تجربه کردن مینویسند. حتا همان‌ها هم که در موارد نادری به وصال منجر شده از کرده خود پشیمان هستند و فارغ از مسائل اخلاقی عمیقا به این نتیجه رسیدم که: مردی که الان به زنش خیانت میکنه چند صباح دیگه هم به تو خیانت میکنه. حالا بهترین شکل این خیانت هم این هستش که یکهویی بعد مدتی که آتیشش فروکش کرد یادش میفته که زن داره و دچار مثلن عذاب وجدان میشه و هزار جور استدلال مشابه. اونوقت تو میمونی و دلی شکسته…

    [پاسخ]


  21. هیلا در 13/07/04 گفت :

    به نظر من اگر دوست نداری مورد سواستفاده احساسی قرار بگیری و دوست نداری به حق زن دیگه ای هم تجاوز کنی، محکم جلوش بایست یا اگر نمی تونی محیط کارت رو عوض کن.
    این آقا داره مخت رو میزنه که باهات خارج از چهارچوب زناشوییش ارتباط بر قرار کنه.
    آیا تو پای صحبت های خانمش هم نشستی؟ به نظرت نامردی نیست که خانمش خبر نداره؟
    میدونی، من از نحوه نوشتارت متوجه شدم اصلا دوست نداری آزارت به مورچه هم برسه. ولی گیر آدم زبون باز افتادی. در ضمن احتیاجت به محبت، تو رو ناخودآگاه به سمتش کشونده.
    به فرض یک روزی با این آدم ازدواج کنی، پس فردا که مشکل داشتید، دوست داری بدون اطلاع تو بره با زن دیگه ای رابطه برقرار کنه؟ مسلما نه.
    بهتره اول تمام راه ها رو برای بهتر شدن روابطش با زنش امتحان کنه و اگر نشد جدا بشن، بعد هر کدوم بگردن یکی دیگه رو پیدا کنند.
    ممکنه بگه مٍهر زنم سنگینه و ال و بل، اون هم مشکل خودشه، نباید میرفت زیر بار مهر سنگین. اول باید مشکلش رو حل کنه، بعد کس دیگه ای رو وارد زندگیش کنه.
    تو چرا باید این همه سختی و تحقیر و احساس گناه رو تحمل کنی؟ امیدوارم اونی که بهترینه برات پیدا بشه.

    [پاسخ]


  22. ﺳﺎﻗﻲ در 13/07/04 گفت :

    ﺩﻭﺳﺖ ﻋﺰﻳﺰ
    اﮔﺮ اﻳﻦ اﻗﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﻣﺘﻌﻬﺪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ اﺯ ﺷﺮﺡ ﮔﻔﺘﻪ ﻫﺎﺵ ﺑﺮﻣﻲ اﻣﺪ ﻣﻂﻤﻴﻦ ﺑﺎﺵ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﺭاﺑﻂﻪ ﺑﺮﻗﺮاﺭ ﻧﻤﻲ ﻛﺮﺩ اﺯ ﺳﻜﺲ ﺭاﺿﻲ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﻢ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻣﺮﺩﻫﺎﻱ ﺗﻨﻮﻉ ﻃﻠﺐ ﻫﺴﺘﺶ ﻭﻟﻲ ﻣﻂﻤﻴﻦ ﺑﺎﺵ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻫﻮﺱ ﺯﻭﺩﮔﺬﺭ و ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ ﺑﮕﻢ ﻛﻪ ﺯﻧﺪﮔﻴﺖ ﺿﺮﺑﻪ ﺳﺨﺘﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻩ اﮔﺮ ﻣﻮاﻇﺐ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺒﺎﺷﻲ ﺳﺮﻳﻊ ﺟﺎﺕ ﺭﻭ ﻋﻮﺽ ﻛﻦ و ﺧﻮﻧﻪ ﺗﻢ ﺭﻭﻱ ﻭﻳﺮاﻧﻪ ﻛﺴﻲ ﺑﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻛﻪ ﻳﻜﻲ ﻫﻢ ﺩﺭ اﻳﻨﺪﻩ ﻫﻤﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻜﻨﻪ

    [پاسخ]


  23. سجاد در 13/07/04 گفت :

    من اصلاً آدم با تجربه ای در این زمینه ها نیستم اما به نظرم کاملاً روشنه که این آقا به طور واضح در حال زدن مخ شماست.
    امیدوارم حمل بر توهین نشه اما این آقا به شکل بسیار مشخصی رفتار کرده.
    مثلاً خیلی جالبه که داره حس ترحم شما رو نسبت به همسر بیچاره و از همه جا بی خبرش بر می انگیزه تا شما راحت شرایطش رو بپذیرید! یه کلک روانشناسی ساده یعنی تحریک احساسات یه خانم!
    با خانم ویولت صد در صد موافقم. شما به محض نشون دادن اولین چراغ سبز، بازنده ی اول و آخر این ماجرا خواهی بود.

    [پاسخ]


  24. نسرين در 13/08/04 گفت :

    سلام

    این آقاهه قصه اش خیلی تکراریه…

    [پاسخ]


  25. Sami در 13/08/04 گفت :

    خانوم،
    به این دوست نادیده یادآوری کن حتا طبق احتمال فرضیه موجود، بعد از یک سکس ناکام معمولن درد در یک جاهای دیگه (تحتانی تر) احساس میشه! Smile
    گذشته از اون، نزدیک شدن به هدف کمک به یک عدد آدم، اونم در موقعیت قربانی از نوع خودخواسته یعنی اوج بلاهت. میدونم که برای این حرف ممکنه از من متنفر بشی …

    [پاسخ]


  26. مهسا در 13/09/04 گفت :

    فکر می کنم گفتنی ها رو دوستان گفتند. فقط به یک نکته اشاره می کنم: بر فرض که همه گفته های این آقا درست باشه، اگر جای خانم این آقا بودی می پذیرفتی همسرت اینطور در موردت صحبت و قضاوت کنه؟ و به زن دیگری ابراز علاقه کنه؟

    قبل از هر تصمیم و نتیجه گیری ای خودت رو بگذار جای همسر این آقا. و همیشه یادت باشه همه ما در برابر اثری که تصمیماتمون روی زندگی دیگران میگذاره مسئولیم

    [پاسخ]


  27. Shadi در 13/10/04 گفت :

    dokhtar jun khodeto tu in atish nandaz, in marde zendegit nist!

    kheiliii sadeyi

    [پاسخ]


  28. ماندالا در 13/10/04 گفت :

    کسی که با فردی که همسر دارد رابطه ی عاشقانه برقرار می کند هم خائن است او به خود خیانت می کند. دکتر هولاکویی
    همه این حرفا رو دروغ میگه این آقا… در ضمن با پاسخ ویلی هم ۱۰۰% موافقم…بی خودی زندگی خودت و یک نفر دیگر رو خراب نکن…مشکل اون آقا با رابطه با شما حل نمیشه و ربطی هم به نفر سومی نداره…در ضمن حساس بودن زن اون آقا و هیچ کدوم از این حرفایی که میگه دلیلی بر خیانت نیست ..خیانت هیچچچچچ توجیهی نداره… به نظرم تا اینجا هم که شما بهش نزدیک شدی درست نیست و این رابطه ی صمیمانه هم موجه نیست.

    [پاسخ]

دیدگاهی بنویسید

*

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette