نوشته ایی قبلا اجرا شده در برنامه

این همون نوشته ایی که برای برنامه 34-خیانت نوشتم و خوندمش… خیلی نظری در مورد نوشتم تو کامنتها نخوندم…پس الان مکتوبش می کنم که بتونم نظراتتون در مورد این نوشته رو هم بخونم و بدونم:
 

 

 

«صدای بوسه های صدا دار مرد توگوشش طنین میندازه …ماچ،موچ…صورت زبر و نتراشیده مرد،تن نرم و سیمین گونش رو می خراشه…کمی خودش رو عقب می کشه…غرق خیال میشه…

 

مگه چی داشت که عاشقش شد؟…عاشق او… از فشار بدن مرد،نفسش تنگ میشه…بازم سعی میکنه به خیالات خودش پناه ببره و بتونه اونو تصور کنه… یه صورت پوشیده از ریش و سبیل و موهایی بلند و بدنی که از گوریل بودن چیزی کم نداره از بس که پوشیده از مو ئه…آهان یه نشونه دیگه که از همه مهمتره…هنرمند بود…یه هنرمند ِ بالفعل و بالقوه…نه از این جوجه های این دور و زمونه که سعی می کنن ادای هنرمندهای واقعی رو دربیارن…

 

با اکراه سعی می کنه خودش رو از زیر بارش قطرات عرق سر و صورت مردی که جسمن باهاش همبستر شده خارج کنه و پناه ببره به آغوش خیالاتش… او


نظرات شما


  1. یک زن در 12/10/07 گفت :

    عالیه. کاملا حسیه که شاید خیلیا تجربش کرده باشن.

    [پاسخ]


  2. فرید در 12/10/07 گفت :

    من خیلی دوست داشتم صحبتهای خانمها رو هم در این مورد میشنیدم می تو نستی با یاهو یا oovoo باهاشون مصاحبه کنی اینجوری دیگه مشکلی پیش نمیومد اونها هم ناشناس باقی می موندن

    [پاسخ]

    violet در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 1:09 ب.ظ پاسخ داد :

    دوروز قبل از گذاشتن برنامه به ذهنم رسید که ممکنه براشون مشکل پیش بیاد و تصمیم گرفتم حذف کنم وگرنه از قبل ککه چنین تصمیمی نداشتم

    [پاسخ]


  3. آرش در 12/10/07 گفت :

    موافق نیستم … حس خوبی نیست … دوگانگی بدیه .

    [پاسخ]


  4. فرید در 12/10/07 گفت :

    خوب می تونی برنامه هفته ی بعد رو اختصاص بدی به خانمها به همون روشی که تو کامنت قبل گفتم اینجوری طرف مقابل هم راحتتر می تونه حرفهاش رو بگه

    [پاسخ]


  5. یکتا در 12/10/07 گفت :

    معذرت میخوام … اما نوشته خوبی نیست … خیلی ضعیفه و نارسا .

    [پاسخ]

    violet در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 4:54 ب.ظ پاسخ داد :

    نوشته خوب یا بد بودن و قضاوتش در این مورد به خودت ربط داره…ولی اینکه میگی نارسانا ست به نظر من کم لطفی کردی و کاملا منظور رو می رسونه

    [پاسخ]


  6. shirin در 12/10/07 گفت :

    بنظر من اینهم یک شکل خیانت است. و به شخصه روزی که در حین عشقبازی با پارتنرم به کس دیگری فکر کنم و آرزویش را داشته باشم بدون تردید رابطه فعلی را تمام میکنم چرا که قبلا تمام شده است! آن اعتراف زبانی فقط بیان چیزی است که قبلا اتفاق افتاده.
    فکر میکنم این کار را برای احترام به خود و احترام به کسی که روزی دوست داشته ای و انتخابش کرده ای باید انجام داد.
    بخاطر داشته باشیم که هر عملی اول از ذهن شروع میشود. حال اگر یک جرقه گذرا باشد زیاد مهم نیست. کیست که رویاهای اروتیک (حتی مخالف عرف مثل سکس گروهی یا تعویض پارتنر یا …)نداشته باشد. اما وقتی این افکار دائمی هستند و مخصوصا تصویر فیکس یک فرد حاضر در دنیای واقعی اطراف و آرزویش تنهایت نمیگذارد یعنی که رابطه فعلیت به آخر خط رسیده.
    (ویولت جون نیاز به توضیح واضحات نیست که منظورم “من و تو” ی نوعی است.
    چشمک!

    [پاسخ]

    ح در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 8:33 ب.ظ پاسخ داد :

    “به شخصه روزی که در حین عشقبازی با پارتنرم به کس دیگری فکر کنم و آرزویش را داشته باشم بدون تردید رابطه فعلی را تمام میکنم چرا که قبلا تمام شده است! آن اعتراف زبانی فقط بیان چیزی است که قبلا اتفاق افتاده.”

    فقط برای آدم هایی که در یک جامعه عدالت محور و نرمال زندگی کنند مفهوم داره.

    اینجا این حرف ها بسیار سوسولی می توانند تلقلی شوند.

    [پاسخ]

    shirin در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 10:44 ب.ظ پاسخ داد :

    باهات موافق نیستم.
    اول: روراستی و صداقت با خود و شریک زندگی ربطی به “عدالت پرور” بودن جامعه نداره. این رویکرد خیلی قبل از اتاق های دادگاه و بندهای قانون مدنی شروع میشود!
    دوم: شاید بهتر باشد حداقل مسئولیت این وجه بسیار خصوصی زندگی خود را قبول کنیم و سستی عقاید و ارزش هایمان و بی ثباتی مان را به گردن حکومت نیندازیم.
    من نارسایی های قضایی را کتمان نمیکنم اما روراستی و صداقت از درون ما شروع میشود.
    سوم: “اینجا این حرف ها بسیار سوسولی می توانند تلقلی شوند.”
    شاید برای شما روراستی با کسی که هر روز چشم در چشم هم دارید و هم سفره و هم خانه هستید در زمره “لوکس ” های زندگی باشد.
    اما یک امر عمومی نیست. تعریف این اولویت ها هم بستگی به تربیت و فرهنگ و تعاریف اشخاص از ارزش و ضد ارزش دارد.
    چهارم: من هم از بدو تولد در سرزمین موعود و در شهر شادمانی زندگی نکرده ام. برعکس. سالهای شور جوانی ام را ساکن ایران بوده ام ولی تغییر مکان تغییری در این ارزشها برایم نداشته اند. وفای به عهد (حتی اگر به شکل رسمی و ثبت شده نباشد) برای من وظیفه است. ای کاش فکر نکنیم ثبات عقیده و تعهد خاص ملل برتر (!) دویچ یا بریتانیا است. علتش فقط سست عنصری و راحت طلبی خودمان است.

    [پاسخ]

    ح در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 11:46 ب.ظ پاسخ داد :

    تند نرو شیرین جان

    من دلیلی نمی بینم اینجا عقاید و طرز فکر شخصی خودم را با شمای نوعی به چالش بکشم.

    اگه مقاله کودک آزاری رو خونده باشی، متوجه می شی من چه می خواستم بگم.

    همین

    ح در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 11:49 ب.ظ پاسخ داد :

    یک چیز دیگه؛
    منظورم از جامعه دقیقا از کانتکسی شروع می شود که فرد در اون رشد می کند. خانواده، مدرسه، …

    shirin در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 10:49 ب.ظ پاسخ داد :

    اضافه میکنم و تاکید میکنم که منظورم از تعهد و ثبات ادامه یک رابطه تا لحظه مرگ نیست!
    من با نگاه کردن به یک رابطه یا یک ازدواج با فرهنگ “تا مرگ ما را از هم جدا کند” مخالفم. حرفم در مورد الزام Loyalty & Honesty در تمام مراحل یک رابطه است. حتی برای تمام کردنش.

    [پاسخ]

    sdf در تاریخ جولای 11th, 2012 ساعت 3:50 ب.ظ پاسخ داد :

    “من با نگاه کردن به یک رابطه یا یک ازدواج با فرهنگ “تا مرگ ما را از هم جدا کند” مخالفم. حرفم در مورد الزام Loyalty & Honesty در تمام مراحل یک رابطه است. حتی برای تمام کردنش.”

    هزااااااااااااااااران هزااااااااااااااااار لایک

    sdf در تاریخ جولای 11th, 2012 ساعت 3:46 ب.ظ پاسخ داد :

    “فقط برای آدم هایی که در یک جامعه عدالت محور و نرمال زندگی کنند مفهوم داره.

    اینجا این حرف ها بسیار سوسولی می توانند تلقلی شوند.”

    شما داری از ضعف جامعه به نفع توجیه کردن این کار استفاده می کنی…. جامعه از من و تو ساخته میشه… تا وقتی من و توی نوعی نتونیم پایبند باشیم و عمل کنیم به اونچه که درسته توی یک جامعه آرمانی – و همیشه راحت ترین راه رو انتخاب کنیم و بعد توجیه کنیم و بندازیم گردن جامعه – وضعیت جامعه تا ابد الدهر همینطور خواهد موند…
    ضعف خودتون رو گردن جامعه نندازید…
    ما هم توی همون جامعه داریم زندگی می کنیم ولی مثل تو ی نوعی عمل نمی کنیم و بار مشکل رو به دوش می کشیم… نه اینکه حیله گری کنیم و هم از کیسه بخوریم و هم از توبره!

    [پاسخ]


  7. نازی ی در 12/10/07 گفت :

    وایییییییییی هیچ وقت نمی خوام تجربه اش کنم.
    خیلی توصیفت ملموس بود بنفشه ی من!!!!

    [پاسخ]


  8. ز در 12/10/07 گفت :

    ” از گوریل بودن چیزی کم نداره..”کمی بین بقیه جمله ها نامانوس بود

    [پاسخ]


  9. Sami در 12/10/07 گفت :

    خوب کاری کردی Smile
    از دید من همیشه اولین خیانت ، خیانتِ به احساس و شعور خود آدمه . اگر بتونی به خودت خیانت کنی ، به همه عالم هم میتونی …
    اما از این زاویه هم نگاه کنیم برخلاف چیزی که در ابتدا به نظر میاد ، از کجا معلوم اونی که بهش خیانت میشه ، بیشتر از اونی که خیانت میکنه مقصر باشه ؟؟ اگر چه این توجیه هیچ نوع خیانت ای نیست

    [پاسخ]


  10. ستاره در 12/10/07 گفت :

    حالم به هم میخوره از این احساس کریه

    [پاسخ]


  11. shirin در 12/10/07 گفت :

    ویولت جون چه کار خوبی کردی که روی نظر دهی در مورد این بخش پافشاری کردی. کاملا قابل درکه که با زحمتی که برای هر بخش میکشی دوست داری همه شون دیده بشن .
    حیفم اومد از نظرات اون آقای کارشناس که فکر کنم وکیل بودند یادی نشه . چون متعلق به گروهی است که خیلی از نزدیک این مشکلات رو میبینند و لمس میکنند. بعد هم داستان اون خانوم که به شکل عجیبی از همسرش دفاع هم میکرد و احساس کردم در ان قضیه مقصر و ان جادوگر بدجنس !!! را فقط منشی میدانست. البته شکی نیست و خودشان هم اشاره کردند که در موقعیت حساسی بودند و شکننده از لحاظ عصبی و احساسی . اما فراموش نکنیم که در مورد یک مرد بالغ و عاقل صحبت میکنیم که مسوول تصمیمات خود و عواقبش است . گاهی فکر میکنم زنانی که قصد بخشش یک خیانت را دارند از ان طرف بام میفتند و سعی میکنند از در نظر گرفتن مسولیت همسر خود در ایجاد مشکل موجود چشمپوشی کنند. مشاوران شاید بهتر بدانند اما فکر میکنم حل هر مشکل لازمه اش تحلیل درست و واقع گرایانه دلیل یا دلایل بروز اش است.
    و بعد مشکلات پیرامون کسانی که تبعات یک خیانت رو تحمل میکنند خصوصا فرزندان. در قوانین مدنی خیلی از کشور های غربی یک نکته مثبت هست و ان فرزند مداری بودن قوانین طلاق است . یک جورایی اون دو نفر که جدا میشن به جهنم !! مهم اینه که ضرر و آسیب به بچه ها حد اقل باشه . فکر کنم این بخش خیلی جای کار و تحقیق داره.
    و در آخر – امیدوارم با پر حرفی حوصله ات را سر نبرده باشم – به دوستانی که میگویند : باز هم خیانت؟ باز هم بکارت؟ … دوستان عزیز ! ایران مملو از رسانه هایی است که وجود این مشکلات را کتمان میکنند. رادیو ویولت یکی از معدود ترین – اگر نه یگانه – رسانه هایی است که به این مشکلات پرداخته و امکان تبادل نظر را فراهم کرده . فکر میکنم فقط جای تشکر و دست مریزاد دارد.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 8:38 ب.ظ پاسخ داد :

    ناگفته نمونه که من صحبتهای اون خانوم رو فقط گزینشی پخش کردم و این قضیه رو تعریف کرد تا مشکل خودش رو بگه…و من بنا به تصمیمم صحبت خانومها رو فقط بخاطر اینکه گزندی بهشون وارد نشه،حذف کردم

    [پاسخ]


  12. محمد در 12/10/07 گفت :

    خانم ویولت چرا مدام سعی داری مردها رو با
    انواع توهینها تحقیر کنی؟فراموش نکن نسبت
    دادن گوریل به پدر و برادرت هم میرسه,چرا کمی
    از بدن پرموی خانمها یا سبیل خانمها نمینویسی و
    اونا رو به حیوانات تشبیه نمیکنی؟علتش اینه که
    خودت زنی
    مردا هرچی باشند بازهم شما زنها هزار جور
    ارایش میکنین و انواع لباس و ‏…‏ میخرین تا مردا
    یه گوشه چشم بهتون بندازن یا شمارو مثل یک
    کالا با مهریه معین خریداری کنن

    [پاسخ]

    violet در تاریخ جولای 10th, 2012 ساعت 9:45 ب.ظ پاسخ داد :

    شما رو نمی دونم ولی من که گوریل دوستم Wink و به نظرم هیچگونه توهینی نمیاد

    [پاسخ]


  13. ز در 12/11/07 گفت :

    راستی بنظرت در این برنامه جای صحبت با یه روانشناس خالی نبود؟

    [پاسخ]

    violet در تاریخ جولای 11th, 2012 ساعت 11:30 ق.ظ پاسخ داد :

    سئوالت تکراری ه و قبلا جوابت رو داده بودم
    “قبول ندارم…چون این برنامه قصد نتیجه گیری و قضاوت نداشت…فقط زمانی بود برای شنیدن حرفهایی که کمتر شنیده شده”

    [پاسخ]


  14. نگار در 12/11/07 گفت :

    ویولت عزیزم.
    یه پیشنهاد داشتم.میتونین صحبت های اون خانم ها رو با ذکر نام مستعار کتبی بنویسین.این طوری هم دوستان میتونند از تجربیات اون ها استفاده کنند و هم مشکلی برای کسی پیش نمیاد.

    [پاسخ]

    violet در تاریخ جولای 11th, 2012 ساعت 11:25 ق.ظ پاسخ داد :

    حرفهایی که من شنیدم فک نمی کنم کتبی و خوندنش آنچنان جذابیتی داشته باشه شنیدنش و تاثیرگذار باشه

    [پاسخ]


  15. سارا در 12/12/07 گفت :

    وقتی این قسمتو تو برنامه شنیدم واقعا شوکه شدم. برگشتم و دوباره بهش گوش دادم. فوق العاده است. گاهی وقتها بعضی حقایق آنقدر پس زده می شن و انکار میشن (توسط خود شخص) که اصلا فراموش میشن و انگار اصلا وجود ندارن. تو از بین انبار کاه یه سوزن و کشیدی بیرون وbold کردی !
    از اونهایی که کامنت دادن که موافقم یا مخالفم تعجب می کنم. این یه داستان بود که تعریف شد و اتفاق هم می افته. حکم تائید یا تکذیبی صادر نشد که موافق یا مخالف داشته باشه.

    [پاسخ]


  16. صفیر سرخ در 12/12/07 گفت :

    بین نظرات جای نظر من خالیه.ولی فکر نکنم کسی همچین حسی داشته باشه.

    [پاسخ]

دیدگاهی بنویسید

*

Click to Insert Smiley

SmileBig SmileGrinLaughFrownBig FrownCryNeutralWinkKissRazzChicCoolAngryReally AngryConfusedQuestionThinkingPainShockYesNoLOLSillyBeautyLashesCuteShyBlushKissedIn LoveDroolGiggleSnickerHeh!SmirkWiltWeepIDKStruggleSide FrownDazedHypnotizedSweatEek!Roll EyesSarcasmDisdainSmugMoney MouthFoot in MouthShut MouthQuietShameBeat UpMeanEvil GrinGrit TeethShoutPissed OffReally PissedMad RazzDrunken RazzSickYawnSleepyDanceClapJumpHandshakeHigh FiveHug LeftHug RightKiss BlowKissingByeGo AwayCall MeOn the PhoneSecretMeetingWavingStopTime OutTalk to the HandLoserLyingDOH!Fingers CrossedWaitingSuspenseTremblePrayWorshipStarvingEatVictoryCurseAlienAngelClownCowboyCyclopsDevilDoctorFemale FighterMale FighterMohawkMusicNerdPartyPirateSkywalkerSnowmanSoldierVampireZombie KillerGhostSkeletonBunnyCatCat 2ChickChickenChicken 2CowCow 2DogDog 2DuckGoatHippoKoalaLionMonkeyMonkey 2MousePandaPigPig 2SheepSheep 2ReindeerSnailTigerTurtleBeerDrinkLiquorCoffeeCakePizzaWatermelonBowlPlateCanFemaleMaleHeartBroken HeartRoseDead RosePeaceYin YangUS FlagMoonStarSunCloudyRainThunderUmbrellaRainbowMusic NoteAirplaneCarIslandAnnouncebrbMailCellPhoneCameraFilmTVClockLampSearchCoinsComputerConsolePresentSoccerCloverPumpkinBombHammerKnifeHandcuffsPillPoopCigarette