از وقتیکه فیلم خانوم نیازی با عنوان “زن در سایه ام اس” و با شرکت شخص شخیص بنده Wink اکران شد…. ناغاقل بختم در 40 سالگی باز شد!!! و پیشنهاد ازدواج پشت پیشنهاد…چه حضورا و چه غیابن و در فضای سایبر و مجازی.
و این هم آخرینشون.Big Smile
“با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد و شما خواهر گرامی . مدت بسیار طولانی ای است که این جانب در جستجوی همسری زیبا و وفادار و با شخصیت و رام و اهل زندگی در دنیای رنگارنگ وب را جستجو می نمایم و گذر این جانب به وب سایت وزین شما خواهر گرامی بیافتاد و دریافتم شما همان گمشنده بنده هستید که باید با من پیوند زناشویی ببندید تا صد در صد خوشبخت بشوید و آن مردی که میتواند شما را خوشبخت نماید من میباشم و مطمئن میباشم که شما آمدن بنده را در خواب و در ارتباط با خداوند و لابد سر نمازهایتان گرفته و دریافت نموده اید . باید به عرض سرکار برسانم که آن انسان نیکو نهاد بنده می باشم غلامرضا از شهر شهید پرور تبریز .
پیش از هر چیز باید از موقعیت خود برای شما بگویم تا بیشتر با هم اشنا بشویم و بدانید همای سعادت بر سر شما نشسته است و آن همای بنده میباشم سرور آینده شما .
این جانب یکبار ازدواج نموده ام و همسری دارم که دختر زا میباشد و به همین علت و با اجازه ایشان در پی یافتن همسری پسر زا میباشم که از وی چند پسر داشته باشم تا نسل خاندان ما حفظ بشود به همین منظور این جانب شما را مناسب تشخیص داده ام و میدانم که شما نیز من را بهترین مرد زندگی خود میدانید و به بنده تمکین خواهید نمود .و چه کسی بهتر از اینجانب که به شما لطف داشته و قصد دارد شما را به سرانجام برساند . به هر حال هر زنی باید روزی سایه یک مرد بالای سرش باشد تا به بلوغ فکری برسد و این ممکن نمیشود مگر با ازدواج با مردی چون من .
این جانب خانه ای در نزدیکی شاهگلی موجود دارم که ۴ اتاق خوابه است و یک اتاق آن را برای شما در نظر گرفته ام البته اگر با همسر بنده مشکل دارید میتوانم زیر زمین منزل را برای شما خالی نموده تا در امر مستحب ادامه نسل این جانب در آنجا با هم به سر ببریم و شما راحت و در آسایش کامل باشید .
مهریه ای که برای شما در نظر گرفته ام از نوع مهریه ای است که بانویم فاطمه زهرا در نظر داشته اند و شاخه ای نبات و زعفران مشهد و گلاب کاشان است و چادری زیبا و معطر میباشد که همسر اینجانب از سوریه آورده اند و همانی است که دوست میدارید . سکه این روزها کالایی لوکس شده و بنده از تجمل گریزانم و میدانم شما نیز به دنبال مادیات نیستید پس آنرا کلا فراموش میکنیم .
این جانب امیدوارم دست پخت شما خوب باشد که اگر چنین نباشد آب ما در یک جوب نمیرود و موجب عصبانیت این جانب میشود و برای شما محرومیت باعث میشود اگر چنین نباشد یکماه به شما فرصت میدهم تا از همسر اول بنده آشپزی یاد بگیرید تا مشکلی برای زندگی و فرزندانمان پیش نیاید .
انتظاراتی که از شما دارم این است که چادر از سرتان نیافتد و در حضور بنده نیز روسری به سر داشته باشید که من اینگونه را میپسندم اخلاق اسلامی رفتار فاطمه زهرا س . شخصیت و شعور زن به حجاب زن است و زن بی حجاب مانند گوسفندی عریان است و باید تازیانه بخورد تا اهلی شود .
در مورد خرج خانه نیز همه مخارج با بنده است و شما حق خرید و بیرون رفتن از منزل بدون اذن بنده را ندارین مگر با اجازه بنده یا همراهی همسر اول بنده یا اینجانب . که این از رسوم ما میباشد و زن باید تمکین نماید . در عرف ما زنانی که تنها به خرید میروند هرزه اند و لایق سنگسار .
تلفن زدن نیز ممنوع است مگر در جضور این جانب این جانب در زمان خروح از منزل به بازار , دستگاه تلفن را جمع میکنم و انسان است و شیطان در کمین و وسوسه بسیار است . پس شما را با وسوسه تنها نمیگذارم تا مبادا شیطان در جلدتان برود و اغفال شوید . کاری هم با تلفن ندارید و هر کاری باشد به همسر اول بنده میگویید ایشان به بنده منتقل میکنند .
چون شما جوان و نیرومند هستید و قوای خوبی دارید باید در کارهای نظافت و رفت روب و آشپزی به همسر اینجانب یاری رسانید و این جزو وظایف شما نیز میباشد و کار کردن برای زن نعمت است و باعث سلامت عقل و روانش میشود و زن بیکار و عاطل و باطل کودن و نفهم میشود .
شما در ماه یکبار ان هم در حضور بنده میتوانید با خانواده دیدار داشته باشید و بنده شما را به دیدار آنها میبرم و خودم نیز باز میگردانم . این جانب روی این مساله حساسیت دارم و اگر بدون اجازه بنده تخلف نمایید شما را کبود و سیاه می نمایم و باید بدانید اینگونه به تفاهم خواهیم رسید همانگونه که با همسر اول خود رسیده ام و ایشان کاملن خوشبخت هستند .
هر ملزوماتی که نیاز دارید لیست کرده و به بنده میدهید تا تهیه نمایم . برای تهیه و خرید پوشاک خود نیز به همچنین . بنده شما را همراهی مینمایم چون سلیقه بسیار خوبی دارم و میدانم خانم ها سلیقه شان قرطی است و فقط پول دور ریختن بلد هستند و اصراف میکنند . در سال یکبار خرید پوشاک کافی است آن هم عید به عید .
طلا و جواهرات نیز کالای شیطان است و ان شاالله به مشهد که رفتیم برایتان یک النگوی نفره خواهم خرید تا یادگار داشته باشید از اینجانب و با دیدن آن به یاد محبتی که بر شما روا داشته ام بیافتید و کامتان شیرین شود .
این را نیز بگویم که اگر خدای نکرده زبانم لال دختر به دنیا آورید طلاقتان میدهم و باید بروید خانه پدرتان . دختر در خانواده ما ننگ عظیمی است و مانند فتنه بر زندگی انسان آوار میشود .
تمام این لطف هایی که به شما می نمایم برای فرزندانمان است و اینکه فرصت پرورش آنها را داشته باشید به هر حال چند شکم باید بزایید و فشار زیادی به شما وارد است که باید جبران شود .
به هر صورت خواهشمند میباشم که آدرس خود را جهت امر خواستگاری به ایمایل بنده ارسال نمایید تا به خواستگاری شما خواهر گرامی بیاییم . آدرس بنده است :
……………..

شما را به خدا میسپارم و پیشاپیش زندگی خوبی در کنار اینجانب برایتان آرزومندم . باشد که از زندگی با اینجانب رستگار و خوشبخت بشوید .”

ولی منکه دیگه دختر نابالغ آفتاب مهتاب ندیده نیستم که از هول حلیم بیفتم تو دیگ!!!
همه جوانب رو بررسی می کنم، هرچند پیشنهادات بخصوص این یکی بس وسوسه کننده است…………. سرورم وایستا و روم به دیفال،آغوشتون رو باز بفرمایید که اومدم.

پ.ن:این نوشته و پیشنهاد حاوی اون فقط جنبه طنز داره.



فوران غرور

هوراااااااااااااااااا…فیلم جدای نادر از سیمین به کارگردانی اصغر فرهادی بنده جایزه گلدن گلوب شد… تبریک،تبریک… و پیش به سوی اسکار. Smile

پ.ن:کامنت دونی پست پایین بازه برای دریافت کامنتهای درخور.



لینکهای اصلی

mp3-48mb-4shred
mp3 -48mb-mediafire بدون فیلتر

لینکهای کم حجم شده

mp3-12mb-mediafire بدون فیلتر
wma-7.7mb-mediafire بدون فیلتر
wma-7.7mb-4shared



برنامه این هفته رادیو “یک هفته با ویولت” رو بخاطر احترام به اعتقادات بعضی افراد و اینکه قصد حذف موسیقی های استفاده شده تو برنامه رو ندارم… فردا میذارم. Smile



بهش میگم خبر ترور دیروز رو شنیدی؟
میگه آره…نخبگان رو یکی یکی دارن از بین می برن… این روزا جامعه واسه امثال من!!!! جای امنی نیست… خوشبحال شما که خیالتون راحته کسی کاریتون نداره.

Big Smile



روی عکس کلیک کنید تا در اندازه بزرگتر ظاهر شه.

___________________________ا
ین متن با ایمیل به دستم رسیده فکر کنم توی وبلاگ شما هم گفته بشه بد نباشه
دوستان عزیز سلام
چند وقت پیش تو یکی از بهترین بیمارستان های تهران اتفاقاتی به چشم دیدم که اگه کسی برام تعریف میکرد باور نمی کردم.از اول ماجرا براتون بگم:
یک روز خواهرم با احساس گزگز تو انگشتهای پاش از خواب بیدار شدو طی دو روز این حس تا نیمه بدنش پیشروی کرد، اگه تو اینترنت در مورد این علائم مطالعه کنین، می بینین که به افرادی که این علائم در اونها دیده شده،هشدار دادند که هرچه سریعتر به بیمارستان مراجعه کنن، خواهر منم همین کارو کرد صبح به نزدیک ترین بیمارستان رفت، پزشک اورژانس بعد از معاینه و مشورت با متخصص مغز و اعصاب بیمارستان به خواهرم گفت باید بستری بشه.
یک آقای دکتر کاملا با شخصیت که اصلا خودشو مقید به جواب دادن یا بهتره بگم ارتباط برقرار کردن با بیمار نمی دونست پزشک معالج خواهرم بود،یک سری آزمایشات و نوار مغزی و… گرفته شد و شب خواهرم بدون هیچ داروی تجویزی با یک آنژیوکد تو دستش که معلوم نبود اصلا براچی به دستش وصل شده تو بیمارستان موند .لازم بگم با اینکه بیمارستان خصوصی بود، شب به همراه بیمار بالش و پتو داده نشد وهمراه بنده خدا تا صبح یخ زد. صبح فردا بعد از کلی خواهش و تمنا و اعصاب خوردی که منجر به بحث با کادر بخش مغز و اعصاب بیمارستان شد،که البته نتیجه ای نداشت و هیچ کس به ما هیچ توضیحی در مورد بیماری ویا نحوه ی درمان نداد، تصمیم گرفتیم با رضایت خودمون خواهرم مرخص کنیم.
وقتی کادر دید داره یک بیمار یا بهتره بگم یه منبع درآمد از دست میده به دکتر زنگ زد و با لحن کاملا گستاخانه وبی ادبانه به ما اطلاع داد که خواهرم مبتلا به بیماری “ام اس” هست و باید درمان “ام اس” شروع بشه، که البته به خاطر رفتار نامناسب کادر بیمارستان و البته سنگینی و غیر قابل باور بودن بیماری، خواهرم از بیمارستان مرخص کردیم وپیش دکتر سالاریان بردیم.
الان بعد از چند ماه معلوم شد که خواهرم مبتلا به “ام اس” نیست و بیماریش مربوط به زندگی تو شهر های آلوده مثل تهران و با چند تا داروی تقویتی قابل بهبود هست.
در حالی که اگه اون روز تو بیمارستان کسری درمان “ام اس” شروع میکردن خواهرم محکوم به زندگی با آمپول های ام اس میشد که باید هر هفته تزریق بشه
لطفا به هر کسی که میشناسید اطلاع رسانی کنید تا شاید یک نفر نجات پیدا کنه.
_______________________________________

ویولت: دیشب خواب دیدم رفتم یه خیریه که نقاشی کودکان بی سرپرست حدود 10 تا 15 سال رو می فروختن. یه تابلو خریدم به قیمت 150 هزار تومن-اولین تابلویی بود که می فروختن- کاملا طرح تابلو یادمه و تو خواب فک می کردم این و کجا بزنم؟(چون تقریبا تمام دیوارهای اتاقم پر از تابلو و جا خالی نداره!)
حس خیلی خوبی داشتم.



دیروز جایی بودم برای پخش نمایش خصوصی فیلم مستند ِ”زن در سایه ام اس”…بعد پخش دوستان صحبت کردن و تک تک نظراتشون رو در مورد فیلم گفتن… و خانوم کارگردان هم پاسخ میداد…هر چند دیروز به این نتیجه رسیدم که من دیگه نباید شرکت کنم چون اصل بحث بر می گرده سمت من و کمتر در مورد فیلم و نقاط ضعفش گفته میشه… خانومی بعد دیدن فیلم، من و به قهرمان تشبیه کرد که حقیقتا خیلی خجالت کشیدم… خداییش سخته یه عده فیلم زندگی سختت و ناتوانایی های به تصویر کشیده شده ات رو ببینن و بعد بشینی جلوشون و همچنان لبخند بزنی.

download بدون فیلتر

پ.ن:چند وقتی بود نگران اون دوست عزیز روانی! بودم که همش رو کامنتهای مخالف من like و رو برعکسشون dislike میزنه و این چند وقته بقول دوستی! همش برام نوشابه باز می کردن بدون انتقادی که فکم رو بخوابونه Big Smile… چند وقتی بود ازش خبری نبود،خدایی نگرانش بودم!!… گفتم یه چیزی بنویسم تا فحش خورم ملس شه(لنگه پست پایینی) تا این بیچاره هم فرصت عرض اندام و کامنت گذاشتن مخالف با اسامی مختلف داشته باشه…. خدای نکرده خفه نشه از این همه سکوت و دم فرو بستن Wink