زن سن بالا؟

حالا مي خوام برعکس نوشته قبلي رو سئوال کنم.
چرا يک مرد تمايل داره که با خانومي بزرگتر از خودش(از لحاظ سني) ارتباط برقرار کنه؟ اون خانوم چه جذابيتي براش داره؟انگيزه اش فقط مي تونه مالي باشه؟2 يا سه سال شايد معقول باشه ولي من حتي اختلاف 10 سال رو توي همين ايران خودمون ديدم.
براي اختلاف سني حدود 10 سال،توجيه جذابيت مالي داشتن قابل قبوله و اينکه حتما خانوم يه جاذبه ايي براي مرد داشته اعم از موقعيت اجتماعي يا مالي… که مرد در آينده قادر خواهد بود به خانوم تکيه کنه و زير چتر حمايتيش قرار بگيره.
ولي تو اختلاف سني هاي کمتر يعني زير 3 سال،دلم مي خواد آقايون يا خانومهايي که اين تجربه رو داشتن يا تو دور و اطراف ديدن بهم بگن،چرا؟اصن موقع برقراري ارتباط به اين قضيه فکر مي کنن؟براشون ملاکه؟
بهتره موضع خودم رو مشخص کنم که من با اين قضيه هيچ مشکلي ندارم ولي دلم مي خواد چرايي اش رو از دهان شما بخصوص يه آقا بشنوم.


نظرات شما


  1. نفس در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    #kiss


  2. ماندانا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    برادر من هم این کار راکرده یعنی با خانمی بزرگتر از خودش ازدواج کرده
    من که نفهمیدم چرا ؟؟؟ تو اگه می تونی ازش بپرس
    ولی هر دو حالتش خیلی مد شده یا خیلی کوچکتر از اقا یا بزرگتر
    #thinking #thinking #thinking #silly #silly


  3. فرشته در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ویولت جان سلام.
    اتفاقا برای من اختلاف سنی 6 سال مهمه. یعنی 6 سال خانوم از آقا بزرگ تر باشه. دقیقا دلیل تمایلات را می خواهم بدانم. ممنون از سوالی که مطرح کردی.


  4. مهناز در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام
    اتفاقا پسريکی از همسايه هامون در سن ۲۳ سالگی با خانوم ۱۸سال از خودش بزگتر ازدواج کرده و الان ۱۳ساله دارن به خوبی و خوشی باهم زندگی می کنن و يه دختر ۱۲ساله هم دارن… به نظر من همه چيز به شرايط و موقعيت افراد بستگی داره و اينکه بتونن با موضوع کنار بيان.


  5. سحر در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    #flower


  6. فریق در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام
    از نظر من که سن اصلا مهم نیست. مهم علاقه‌ایه که دو طرف باید به هم داشته باشن. البته هرچه سن دو طرف به هم نزدیک‌تر باشه ممکنه احساس همدلی بیشتری باهم داشته باشن و همدیگه‌رو بیشتر درک کنن و از نظر جنسی هم خواست‌هاشون در حد توانایی‌های ذهنی و بدنی همدیگه باشه.
    البته اینا همه حدس و گمانه و ممکنه استثناهای زیادی هم وجود داشته باشه. از طرف دیگه دید مردم و اطرافیان وفرهنگ جامعه هم در این موارد به شدت تاثییر گذاره. من از یکی که زنش سنش بالاتر از خودش بود شنیدم که می‌گفت وقتی با زنش راه می‌ره احساس می‌کنه با مادرش(از نظرسنی) راه می‌ره و از این خجالت می‌کشیده پیش مردم. بعد ازش جدا شده و یه زن دیگه گرفته.
    این مساله خیلی گسترده س و نیاز به شناخت روانشناسی زن و مرد در سن‌های خاص داره، و اینکه چه جوری با همسر بزرگتر یا کوچکتر از خودشون رفتار می‌کنن و چه ذهنیتی دارن…


  7. سارا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ويولت عزيز سلام
    من از خواننده های خاموش شما هستم
    خودم توی شرايطی هستم که شما ذکر کرديد.
    البته همسرم نيست و شايد هيچ وقت هم نشه اما يک سالی هست که دوستيم و ايشون ۱.۵ سال از من کوچکتره . اما تا حالا حتی يکبار به مشکل برنخورديم .
    البته من ۲۸ سالمه و ايشون ۲۷ ساله . شايد ايشون پخته ترو عاقل تر از سنشه و شايد هم هر دو به کمک هک تونستيم رابطه رو مديريت کنيم .
    البته به خاطر همين اختلاف سنی ايشون تمايل به ازدواج ندارن و تمام شرايط خانوادگی و تحصيلاتی ما با هم مچ هستش.
    و از طرفی وضعيت مالی من از ايشون خيلی بهتره . اما هيچ وقت اينو يه پوئن در نظر نگرفته و هميشه گفته به خاطر روحياتو خصوصيات اخلاقيت جذبت شدم . کما اينکه ميتونست به خاطر همين شرايط ماليم تا حالا پيشنهاد ازدواج بده . رابطه ما هم طوری نيست که بخواد از طرف من چيزی به سمت ايشون بره و به قولی يه جورايی از لحاظ مالی ذينفع باشه . پس شرايط مالی برای جذب شدن خط ميخوره . البته يه مقدار از لحاظ درسی من از ايشون بهتر هستم و تا حد ممکن کمک ميکنم و از طرفی ايشون چون دور از خانوادش توی يه شهر ديگه دارن درس ميخونن و شاغل هم هستن يه جورايی من اسپانسر روحيشونم محسوب ميشم . البته اين دو طرفه هست . يعنی توی شرايطخاص و حاد کنار هم هستيم .


  8. چرا يک مرد تمايل داره که با خانومي بزرگتر از خودش(از لحاظ سني) ارتباط برقرار کنه؟
    اولا منظورت از ارتباط چجور ارتباطیه؟ ازدواج؟
    دوما کی گفته مردها همچین تمایلی دارن .
    اگه منظور شما ازدواجه که آقایون دو دسته اند یکی افرادی که اصلا ملاکی برای ازدواج و انتخاب طرف مقابل ندارن و هرکی پیش اومد خوش اومده هستن و دسته دومم ملاک هایی دارن و با همون ملاک ها هم عاشق فرد مورد نظرشون میشن مثل یکی از دوستان خودم که عاشق و دلباخته دختری شده بود که ازش سه سال بزرگتره و در جواب انتقادات خانواده میگفت اصلا براش مهم نیست .
    به هر حال نمی شه این قضیه رو تعمیم داد و گفت مردا تمایل دارن با بزرگتر از خودشون رابطه برقرار کنن. ولی اصولا مردا همیشه به همه جورش تمایل دارن بزرگ و کوچیک نداره . . .


  9. هيچکس در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    يه روز دير اومدم اين مربوط به پست ديروزه و اينكه آقايون سن بالا ممكنه با همسران جوانشان مشكل داشته باشند
    حاج‌علی با 26 زن، 195 فرزند و بیش از200 نوه و نتیجه در خانه‌ای در شمال کشور زندگی می‌کرد. تعداد فرزندان او آن‌قدر زیاد بود که برای انتخاب نام آنها با مشکل روبه‌رو شده بود. دو گوسفند، 50 کیلو برنج، 20 کیلو آرد، هفت کیلو حبوبات، چهار کیلو روغن، یک کیلو چای و 10 کیلو قند و شکر مصرف روزانه خانه آنها بود. درباره حاجعلی حق‌پناه صحبت می‌کنیم؛ مردی که در دهه 50 به خاطر خانواده پرجمعیتش تیتر یک روزنامه‌های کشور شد. حالا 34 سال از مرگ حق‌پناه می‌گذرد و خانواده حق‌پناه‌ها جمعیتشان خیلی بیشتر از قبل شده. آن‌قدر که محاسبه تعداد خانواده برای خودشان هم سخت است. خبرنگار و عکاس سرنخ برای اینکه از اوضاع و احوال این خانواده پرجمعیت بعد از مرگ حاجعلی باخبر شوند؛ درست روزی که اعضای این خانواده برای ولیمه دور هم جمع شده بودند؛ شال و کلاه کردند و به روستای جوجاده رفتند.
    اگر سری به جوجاده، روستایی بین قائمشهر و ساری بزنید؛ اولین موضوعی که توجه شما را به خود جلب می‌کند تعداد بی‌شمار افرادی است که نام خانوادگی‌شان حق‌پناه است. آنها همه از بازماندگان مردی به نام حاجعلی حق‌پناه هستند که به خاطر تعداد زیاد همسر و فرزندانش نامش به روزنامه‌ها راه یافت.
    پسران حاجعلی تا دلتان بخواهد از پدرشان و کارهایی که انجام داده، خاطره دارند اما حتما دختران حق‌پناه هم حرف‌های شنیدنی از پدرشان دارند. برای همین پای حرف‌های آنها می‌نشینیم. روزی که ما برای تهیه گزارش به روستای جوجاده رفتیم؛ بهترین فرصت ممکن برای دیدن بازمانده‌های حاجعلی بود؛ چراکه ولیمه خوران یکی از پسران حاجعلی بود که داشت خودش را برای زیارت خانه خدا آماده می‌کرد.
    حاجی صنم سومین دختر حاجعلی از زن اولش یعنی عاروس است. او که حالا 85 ساله است، می‌گوید: «آن اوایل حاجی با 12 همسرش در یک خانه زندگی می‌کرد. همه رابطه‌شان با هم خوب بود. وقتی حاجی می‌خواست دوباره ازدواج کند، مادرم خودش چادر به کمر می‌بست و به در خانه آن زن می‌رفت تا او را از خانواده‌اش برای حاجی خواستگاری کند.»
    به گفته صنم زندگی در خانه حاجعلی خیلی جالب بود چرا که گاهی اوقات در یک هفته چند زن هم‌زمان با هم وضع حمل می‌کردند؛ «حاجعلی در میان 26 زن خود سه تای آنها را از همه بیشتر دوست داشت. اولی مادرم عاروس بود که هم پای حاجی بود. دومی محرم خانم و سوم همسر آخر پدرم، ماتابه بود.» صنم در جواب این سوال که آیا حاجعلی دستِ بزن هم داشته، خنده‌اش می‌گیرد؛ طوری که دندان‌های طلایش به چشم می‌آیند؛ «حاجی سیاست داشت. اگر خشم نمی‌کرد و از زن‌هایش زهرچشم نمی‌گرفت که آنها به راحتی نمی‌توانستند در کنار هم زندگی کنند. او گاهی دستِ بزن هم داشت اما بعدا دلجویی می‌کرد. خلاصه اینکه حاجی خیلی خانواده‌دوست بود.»
    یکی دیگر از خاطرات بامزه‌ای که همه فرزندان و اطرافیان حاجعلی آن را به خوبی به یاد دارند، مربوط به روزی می‌شود که حاجعلی سه نفر از همسرانش را در یک شب عقد کرد. این اتفاق را حسن حق‌پناه به خوبی به خاطر دارد؛ «عاروس، حوا، مریم، ننه خانم، ننه‌جان، محرم خانم، فضه، فاطمه، صغری و ماتابه یا مهتاب تنها چند تن از زنان حاجی هستند.» مدتی که حاجعلی برای فروش دام‌هایش به آمل رفت‌وآمد می‌کرد، از دو دختر اهل روستای «گتاب» خواستگاری می‌کند. یکی از آنها ماتابه بود که آن زمان 14 سال بیشتر نداشت؛ «وقتی پدرمان می‌خواست این دو زن را به عقد خودش دربیاورد، یکی دیگر از دختران روستا هم از او می‌خواهد او را هم به‌عنوان همسر قبول کند. پدرمان هم قبول می‌کند. به این ترتیب او در آن شب سه زن را با هم عقد می‌کند.»
    با اینکه حاجعلی در طول زندگی‌اش زن‌های زیادی را به عقد خود درآورد اما فقط رضا یکی از پسران حاجعلی که حالا70 ساله است مانند پدرش چند همسر دارد. او تا به حال پنج همسر اختیار کرده است؛ «پدرم قبل از مرگش قصد داشت دختر دیگری را هم به عقد خود درآورد اما دیگر اجل مهلتش نداد. او هر کاری کرد نتوانست از خانواده آن دختر رضایت بگیرد.» بعد از آن ماجرا حاجعلی گفته بود که دخترهای امروزی پرتوقع شده‌اند و به هیچ شرایطی راضی نمی‌شوند.
    #grin


  10. رضا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ما تو فامیلمون یه زن و شوهر داریم
    که زنه با اینکه ازدواجم کرده بود
    مرده پاش نشسته بود و گفته بود من اینو
    میخوام الان 40 سال هم هست باهم
    زندگی میکنن . مرده هم 10 سال کوچیکتره
    از زنه و هنوز که هنوزه با اینکه جفتشون
    فسیل شدن انگاری که 2 تا کفتر عاشق
    با هم رفتار میکنن#grin


  11. ويولت در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من خودم يکبار اين سئوال رو از آقايی که خانومی بزرگتر از خودش انتخاب کرده بود پرسيدم. با توجه به اينکه ايشون خيلی خوشتيپ و به عبارتی دختر پسند هستند
    گفت از نظر من يه خانوم چند سال بزرگتر بچه بازی دخترهای اين دوره زمونه رو که من یکی اصلا حوصله اش رو ندارم نداره
    گفتم يه خانوم بزرگتر(با توجه به سن اون موقع اون) از لحاظ بدنی افت می کنه. برات مهم نيست؟
    گفت نه.تازه اون چينها و افتها به نظر من جذابيتش رو بيشتر می کنه
    ديگه الله اعلم


  12. لیلی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    منم عمه ام با کسی که 10 سال از خودش کوچکتره و قبلا هم ازدواج نکرده بوده ازدواج کرد و عمه ی من از شوهر اولش یه بچه داره و از این آقا هم یه دختر که الان 17 سالشه.ظاهرا مشکلی ندارند ولی من اصلا نمیتونم درک کنم که چطوری میشه این کار رو کرد.
    این مثالها جزو استثناها هستند ولی کلیت قضیه اینه که اختلاف سنی زیاد میتونه مشکل آفرین باشه .


  13. شيوا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام ويلي جان
    من هم ١ سال و نيم از شوهرم بزرگترم. قبل از اين كه با هم آشنا بشيم، اصلا حتي آقايون هم سن هم برام جذابيتي نداشتن و اصلا حتي نمي خواستم به عنوان ١ مورد راجع بهشون فكر كنم ولي وقتي با همسرم آشنا شديم ، اين مساله اصلا چيزي نبود كه بخواهم بهش فكر كنم، چون از همه جهت واسه هردومون فرد آرزوهامنو پيدا كرده بوديم. الان هم ٥ ساله با هم هستيم. من كه اصلا يادم نمي افته كه بزرگترم! وقتي هم كه آشنا شديم من سي و دو ساله بودم ولي همسر خيلي پخته و با تجربه تر از سنش بود و هست. خلاصه كه به نظرم خيلي حيف مي شد اگه فقط به خاطر اختلاف سن ما قيد رابطه رو مي زديم. ولي خوب اختلاف سني خيلي زياد رو از هر جهتي نمي تونم تصور كنم.


  14. آهو در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    به گل ویولت عزیز #kiss #flower
    همه حرفای زدنی رو دیروز و امروز بچه ها زدن
    ولی بالاخره متفاوت بودن در هر چیزی سخته . پس باید کاری که می کنی و حسی که داری ارزش این سختی رو داشته باشه وگرنه همیشه این چکش ” اشتباه نکردم ؟” تو کلت می خوره و زندگیتو تباه می کنه .
    ______________________
    موافقم


  15. هیلا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    در مورد پست قبل و کامنت دانیال:
    بنظر من مرد ها هم بعد از 40 شکسته می شن. مثلا جانی دپ، الان هم خوبه ، ولی 10 سال پیش خیلی بهتر بوده. من خودم دوست دارم دو نفر ترجیها کمتر از 5 سال باهم اختلاف داشته باشند. ولی گاهی اگر همه چیز جوره، سن و سال رو شاید بشه کمرنگ دید.
    ____________________________
    منم موافقم که مرد بعد 40 سال افت می کنه حتی خیلی بیشتر از یک زن همسن خودش


  16. فرزين در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من تجربه رابطه با خانومی بزرگتر از خودم رو داشتم . برای يه مرد جوون يه زن با تجربه بهترين آموزگاره چه در سکس و چه در روابط اجتماعی .هنوزم با وجود اينکه ۲۰ سال از اون رابطه گذشته زنی پيدا نکردم که در حد اون باشه و به نوعی تبديل به الگوی ذهنی من از يه زن ايده آل شده
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ممنون که تجربه ات رو بی پرده گفتی


  17. نفس در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    اتفاقا من چند روز پیش عروسی دوستم بود که شوهرش ۲سال از خودش کوچیک تر هست-حدودا ۳ سال هست با هم رابطه داشتن و چیزی که من دیدیم پسره واقعا عاشق و شیدای این دوست ما بود…ولی من حس می کنم هنوز نگاه جامعه به این ازدواج بزرگترین مشکل هست…چون به غیر از تعداد محمدودی از دوستای ندیک عروس هیچ کس از این موضوع خبر نداره…ولی اکثرا دیدیم آقایون اگر شرایط دیگرشوت مطابقت داشته باشه این شرط که عرف جامعه هست رو به کل نادیده می گیرن


  18. zohreh در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    تعداد این طور ازدواج‌ها این روز‌ها خیلی زیاد شده .. من شنیدم تو ایران هم هست … به نظر من مرد باید از لحاظ فکری و تامین مال خیلی بالا باشه یا حداقل دستش به دهانش برسه تا به تونه با یه زن که سنش بالاتر از خودش ادامه زندگی‌ بده .. و گرنه نمی تونه ادامه بده و به قول معروف اون ازدواج هم دوام نداره
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    موافق نیستم


  19. سما در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    والا توی شهرهای بزرگ نمی دونم ولی توی شهرهای کوچيک يه خورده عجيبه با اين وجود همکار خود من ۳۵ ساله اس و توی دانشگاه با يه پسر ۲۵ ساله که عين بچه ها می مونه ازدواج کرده اونم با وجوديکه خانواده پسره چون تک پسر بوده و به قول معروف واسش هزار تا آرزو داشتن کلا؛ باهاشون مخالف بودن و الانم قطع ارتباطن…الان ۸ ماه از اردواجشون می گذره دختره تا حالا مثل مانکن و به قول خودمون باربی بوده توی اين مدت اينقدر وارفته شده که برخلاف گذشته دقيقا؛ داد می زنه که سنش بالاست..نمی دونم تا کی اين وضع ادامه داره اما فعلا؛ که خوبن ظاهرن…زن خيلی زود از پا افتاده می شه…بازم نمی دونم به هر حال يه چيزی گفتم که گفته باشم ديگه….


  20. sadaf در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    be nazare nab ta 3 sal ekhtelafe senny ziad ve cheshm nemiad vali bishtaresh ro khodaeish man too mardaey didam ke be noey kamboode mohabbate madary cheshidan
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    تا حدی موافقم
    انگار یه جورایی به حمایت مادر احتیاج دارن و به دنبالش توی همسرشون میگردن


  21. نفیسه در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من از همسرم دوسال بزرگترم و چون توی دوستامون موردی داشتیم که حدودهای 20 سال بزرگتر بود رفتیم پیش مشاور……..وزمانی که مشاور نایید کرد ما ازدواج کردیم……..تا حالا هم موردی پیش نیومده که احساس سرخوردگی کنم از این مورد


  22. سلام ويولت عزيزم .. اميدوارم خوب باشی .. والا من راجع به اين دوتا پست نظردارم خوبشم دارم اما تو باورنميکنی ازديروز تاحالا ان بار برا پست قبل کامنت گذاشتم و هی ثبت نشده !!!! نميدونم چون زياد ميشه ثبت نميکنه يااز مزايای ديل آپه ؟!! خودت که دردکشيده ای خواهرجون ميفهمی چی ميگم !
    خلاصه منم بی خيال شدم فقط خواستم الان ازت يه سئوال بپرسم ممنون ميشم جواب بدی .. ميخوام بدونم اين اهنگ دارم ميرم خداحافظ که توی قلب يخی هست مال اقای يزدانيه ؟؟؟ اگه اره ميشه لطفا لينک دانلودشو بذاری ؟#blush
    ممنونم . وای اينم که يه عالمه شد .ببينم ثبت ميشه يا نه !!!
    ____________________
    آره. مال آقای یزدانی
    آهنگ رو لینک دانلودش رو ندارم ولی فکر کنم تو نت سرچ کنی باشه


  23. مایا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من خودم با خانمی ازدواج کردم که 6 سال از من بزرگتر است.
    مساله مالی نبود چون اصلا چیزی برای خودش نداشت.
    برای من فهم و شعور بود، من خودم رو دوست نداشتم محدود کنم فقط به سن
    معیارهای من صحبت کردن با همدیگه بود، همدیگه رو بخندونیم به خواسته های همدیگه احترام بذاریم و برای پیشرفت همدیگه به همدیگه انرژی مثبت بدیم
    به نظر من اصلا سن در زندگی مشترک ملاک نیست، ملاک درک درست است.
    من اگر دختری با این شرایط 10 کوچکتر از من هم بود باهاش ازدواج می کردم
    مهم برای من تفاهم بود که با خانمم بدست آوردم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ممنون که صادقانه تجربه ات رو گفتی


  24. بهمن در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من 28 سالمه و دختراي بزرگتر از خودم رو ترجيح ميدم. چون دختراي جوونتر به نظرم واقعاً بچه هستن و هنوز نمي دونن از زندگي چي ميخوان و دنياشون كوچيكه. اما دختراي مسن تر براي من جذاب ترن چون عاقلترن و حتي ناز و عشوشون براي من قشنگتر و معني دارتره.


  25. فريبا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من خودم با كسي ازدواج كردم كه 2 سال از من كوچيكتره البته ما اون اوايل كه با هم دوست بويم همسر گرام به من سنش رو دروغ گفت و گفت 1 سال از من بزرگتره و بعد از يك سال راستش رو به من گفت كه اون موقع يكم دير بود براي اين مساله هر چند من بعد از فهميدن اين اختلاف سن بي خيال ازدواج شدم و رابطه مون رو در حد دوستي ادامه داديم ولي خوب بعدش به اين نتيجه رسيديم كه اين تفاوت سني براي ما مشكل ساز نيست و تا الان هم برامون مشكلي پيش نياورده و اميدوارم كه بعد ها هم مساله ساز نباشه به نظر من براي ازدواج اگر باقي شرايط اوكي باشه اختلاف سني حالا يكم بالا يكم پايين قابل چشم پوشي هست


  26. فريبا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    البته اينم بگم ما قبل از ازدواج براي همين اختلاف سني و شرايطي كه داشتيم پيش مشاور رفتيم كه با هر دومون صحبت كرد و گفت چون هر دو به بلوغ فكري رسيديم اين اختلاف سني مشكل ساز نيست ولي تو سنين مختلف شرايط فرق مي كنه


  27. سینا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ياد قهوه تلخ افتادم. اون پيرمرده پدر صدراعظم عاشق ژوزفين شده بود. می گفت دو قرن اختلاف سنی مناسبه #grin
    بابا شاه هم به پسرش می گفت ژوزفين رو برای من بگير برات يک داداش تپل مپل بيارم مشکل جانشينيت هم حل ميشه #grin


  28. eli در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    خب اون عده از مردا به گمونم بيشتر به سنــِ نشاط طرف نگاه ميکنن تا سنـــِ شناسنامه ای.


  29. به نظر من مطرح كردن سن يك بحث كاملا ص انحرافي ست
    براي اينكه دو نفر در كنار هم بتوانند زندگي كنند نياز به فهم و توانايي فكري متقابل دارند.بايد احساسات هم را درك كنند،نيازهاي جسمي و عاطفي يكديگر را نيز هم.سن در اين ميان چه كار مي تواند بكند
    ….
    تنها مي توان به گونه اي فرعي سن را وارد ميدان كرد.بدين ترتيبب كه از انجا كه بالا رفتن سن باعث تغيير در حالات رواني و فيزيكي طرفين مي شود مي توان اين گونه بحث را مطرح كرد كه تغيير اين عوامل را كيفيت رابط بررسي كرد.يعني اگر زن پانزده سال مثلا ً بزرگتر باشد،روشن است كه در بلند مدت مشكل ساز مي شود.يا اگر مرد اين مقدار بزرگتر باشد باز مي تواند در بلند مدت اين مسئله مشكل ساز باشد.البته مشكل تا چه ميزان بزرگ باشد ديگر به خود رابطه بستگي دارد
    _____________________________
    با توجه به تنوع طلبی بعضی از آقایون،وحشت از پیرن شدن و نامقبول شدن یک خانوم مسن تر در دید آقای جوونتر رو نمیشه نادیده گرفت


  30. شبنم در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام به دوستان عزیز
    من هم زمانی رابطه نزدیکی با پسری داشتم که 5 سال از من کوچکتر بود.
    نه از لحاظ مالی و موقعیت اجتماعی تفاوتی با هم نداشتیم. جذابیت این رابطه طی 2 سال در حدی بود که منجر به خواستگاری و نامزدی شد ولی خاله او که قصد داشت دخترش رو عروس خواهرش بکنه به همراه مادر بزرگ خانواده اینقدر مزاحم خانواده من شدند که بعد از 6 ماه نامزدی و هر انجه بین ما بود را تموم کردنند. تموم شدن یک رابطه همیشه دلیل بر ضعیف بودن رشته های وابستگی بین افراد نیست ، گاهی به دلیل علاقه زیاد و کاهش فشار ها و مشکلات طرف مقابل هست.
    بهر حال شاید طی کمتر از یک ماه دختر خاله و پسر خاله عقد رسمی شدند در حالی که عروس خانم 6 سال از همسرش کوچکتر بود. این ازدواج با همه حمایت هایی که از طرف اطرافیان دریافت می کردنند بیشتر از 2 سال دوام نیاورد.
    در این میان من هم با اقایی که 10 سال از من بزرگتر هستش ازدواج کردم.
    مشگلی ندارم ولی گاهی دلم برای همسرم میسوزه از بس که هر روز مجبوره کلی ناز کشی کنه.


  31. هیلا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ای… ترجیه چیه بی سواد! ترجیح #grin
    #silly (خود زنی)


  32. الف الف در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من از شوهرم ۲.۵ سال بزرگترم. حدود ۷ سال است که همدیگر رو می شناسیم و ۵ سال است که ازدواج کردیم. خوشبختانه از انتخابمون راضی و خوشحالیم و به افرادی که ممکن است به خاطر تفاوت سنی از ازدواج با هم منصرف بشند می گم که تفاوت سنی آیتم خیلی مهمی نیست. به افرادی که معتقد هستند که زنها زودتر از مردها پیر می شوند هم می گویم یک ذره در اطراف خود به زوجها دقت کنید. آیا یک زن ۵۰ ساله از یک مرد ۵۰ ساله پیرتر است؟ تمایلات جنسیش کمتر است؟ پس این همه داروی مداوای مشکلات جنسی آقایان چیست که در مجله و ماهواره و غیره تبلیغ می شود. سالها در گوش ما زنها پر کرده اند که عیبی ندارد شوهر ۱۰ سال بزرگتر باشد تو زودتر پیر می شوی ولی من زنان زیادی را می شناسم که به دلیل عدم توانایی مردان در انجام وظایف زناشویی سرخورده و سرد شده اند. آقایان قدرت بیشتری ندارند بلکه تنوع طلب تر هستند چه شما ۱۰ سال کوچکتر یا بزرگتر باشی ممکن است مرد همراهت در ۶۰ سالگی آرزوی تصاحب یک دختر ۱۶ ساله را داشته باشد و این تفاوت به معنی زود پیر شدن خانمها نیست.
    _______________________________
    خیلی موافقم


  33. شادی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ويولت عزيزم سلام
    راجع به اختلاف سنی ::: من ده سال کوچکترم :::مشکلات زيادی هست من دلم ميخواد لباس مطابق سنم بپوشم همسر دلش میخواد خیلی سنگین لباس بپوشم . اصلا با من بیرون نمیاد قدم بزنه .همش تو خونه هستیم .من تنهام. تازگی ها رستوران هم نمیاد ..حوصله نداره
    ایشان دوست دارن با دیگران تفریح کنند.. او زن باز و دختر بازه .و با اونها خوشه و فرحزاد میره و رستوران ……
    اختلاف سنی ما خیلی مشهود است او یک مرد بسیار پخته و جا افتاده و من …این همه اختلاف سنی اشتباهه ..
    ———————————
    عروس و دامادهای هم سن دیدم =موفق بودن
    زن دو سال بزرگتر = موفق بودن
    —————————-
    به نظر من اختلاف سنی ۷ سال مرد بزرگتر باشه =ایده آل
    —————————–
    شاد باشی عزیزم


  34. شادی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ******ازدواج کردن اشتباهه و بچه دار شدن حماقته **********
    زندگی به من آموخت :::ازدواج و متاهلی اصلا خوب نیست .تنهایی امن تر است .#flower
    ___________________________
    لطفا آموخته اشتباه خودت رو به دیگران تعمیم نده
    من خودم یک زن مطلقه ام و خیلی هم راضیم از موقعیتم ولی هیچ وقت به دیگری چنین توصیه ایی رو نمی کنم


  35. mina در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام ویولت عزیز
    راستش ترجیح میدم در زمینه ای که تجربه ای ندارم نطر ندم اما دورادور با اینکه آقایون سعی میکنن کمبود محبت مادرانه رو جور دیگه و از طریق دیگه جبران کنن موافقم
    با اجازه لينکتون کردم


  36. شادی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    در مورد پست قبل :::
    اختلاف سنی = زن ایرانی بسازه
    اعتیاد ====به نظر من ، مرد چند سال دیگه مجدد به سمت اعتیادش بر می گرده ..اعتیاد درد بدی است .
    این ازدواج =عواقب خوبی نخواهد داشت و به جایی نمیرسه .


  37. ميم الف در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ببخشيد#flower #smile


  38. رجبعلی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ويلی ! تو اون کامنتی که گذاشتی (۱۱)داشتی از خودت تعريف ميکردی غير مستقيم
    ______________________
    دوست داری اینجوری فکر کن


  39. sammode در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام
    نمي دونم چرا ولي از نوشته هات معلومه شخصيت بسيار قوي داري و ازت خوشم اومد….خوشحالم كه از طريق وبلاگ گيل بانو باهات اشنا شدم….موفق باشي خوشحال ميشم اجازه بدي لينكت كنم….به وبلاگ من سر بزن دوست داشتي اجازه بده لينكت كمن
    __________________________
    عزیزم لینک کردن وبلاگ دیگه اجازه نمی خواد


  40. sammode در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    sorry mailam ro na fonte farsi zadam


  41. امیلی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    دوست پسر من ۴.۵ سال ازم کوچیکتره و شدیدا اصرار به ازدواج داره..اما من به خاطر این اختلاف سنی مخالفت می کنم و بیشترشم ترسم از مخالفت خانوادست..باید توضیح بدهم که آدمیه که از نظر تحصیلات مثل خودمه و شرایط مالیش خیلی بهتر از منه پس انگیزه مالی نمی تونه دلیلش باشه..در عین حال خانواده منسجمی داره پس کمبود محبت مادریم نداره..وقتی ازش می پرسم چرا من؟تو می تونی با یه دختر کم سن تر از خودت باشی ..میگه نمی تونم دخترای کم سنو تحمل کنم..زیاد باهاشون بودن (قبلا با دخترای زیادی ارتباط داشته گویا)توی یه دنیای دیگه سیر می کنن و خیلی لوسن و ایده آلاشوون با من فرق می کنه..نمی دونم واقعا قضیه چیه ..در ضمن من ۳۱ سالمه


  42. مري در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    شايد واسه اينه كه زن سن بالا بيشتر قدر ….. مي دونه #grin #grin #rolling #rolling يه ضرب المثلم درايم در اين مورد#grin


  43. ويولت عزيز شما چرا طلاق گرفتين؟ به خاطر اختلاف سن؟ به خاطر عدم ارضا جنسي؟ نه مسلما همانطور كه خودت قبلا گقتي هيچكدام ازين ها نبود.
    اصلا بحث اختلاف سني يك بحث اصلي نيست. دو طرف بايد ببينند خچه خواسته ايي دارند و آيا طرفشون ميتونه اين خواسته هاشون را برآورده كنه.
    درنهايت آن دو نفر هستند كه مي تونن تصميم بگيرند كه ازدواجشون مناسب هست يانه. خيلي ها را ديدم كامنت گذاشتن كه فلاني چند سال اختلاف سن داره و الان با هم مشكل دارن. از كجا شما ميدونيد مشكلشون به خاطر اختلاف سني است. مگه بقيه اختلاف ندارن. مگه فقط هركي ده سال از همسرش بزرگتر يا كوچكتر بود مشكل داره.
    سن يك عدده. با اعداد زندگي نميكنيم با انسان هايي زندگي ميكنم كه يك 20 ساله شايد بيش از يك 40 ساله بفهمد و يك 40 ساله بيش از يك 20 ساله قدرت جنسي داشته باشد


  44. تارا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من از همسرم 3 سال بزرگترم.از سال 82 میشناسمش و سه ساله ازدواج کردیم خیلی قیافه ی همسرم خوبه و خوش تیپه از نظر اجتماعی هم مرد موفقیه.از نطر قیافه هم خیلی لز من بزرگتر نشون می ده.موقع خواستگاری مامانم اصلا موافق نبود به همو ن دلیل سنی!خودمم که گیج میزدم و….واقعا یادم نیست که چی شد ازدواج کردیم.به خاطر تفکر مردم به همه گفتیم هم سنیم و به خاطر رفتار پخته ی همسرم کسی متوجه نشد.الانم خیلی احساس خوبی دارم ولی هر دفعه که یکی ازم میپرسه همسرت چند سالشه جونم می خواد در بیاد(راستی مامانم الان کلی دوستش داره)منم که عاشقشم
    ________________________________
    امان از حرف مردم


  45. سما در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ۱۰۰٪ مربوط به وضعيت مالی خوب خانومه ست ديگه.وگرنه ازاقايون بعيده با خانوم سن بالا ازدواج کنند
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    چقدر راحت درصد 100 رو میدی بدون ذره ایی گذاشتن ضریب خطا


  46. مهستا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من دوران دانشجویی با پسری دوست شدم که بعد ها فهمیدم ۱.۵ از من کوچیکتره، رایطمون هم خیلی با هم خوب بود ،بعد دو سال دوستی نتونستم به پیشنهاد ازدواجش(به خاطر اینکه از من کوچکیکتر بود) جواب مثبت بدم. الان ۸ سال از اون قضیه می گذره و من هنوز پشیمونم از کرده خودم،چون هنوز هیچکس رو پیدا نکردم که به اندازه اون بتونم درکش کنم و بالعکس.
    حالا میفهمم که اختلاف سنی خیلی هم مهم نیست ولی دیره،مگه نه؟
    ________________________
    آره متاسفانه. دیگه دیره#sad


  47. نوشین در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    اوا دير رسيدم همه جور نظری داده شد و ديگه جائی برای من نيست!! ولی راستش بی نظر هم که نمی شه . * لطفا با آهنگ خوانده شود*
    عاشقی کار اين دله دل تو را خواسته….
    کسی که اسير دل شد سجل نمی خواهد سجل نمی خواد
    (من امروز کوکم!!)


  48. ت.۱ در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ويولت جان من خانمی هستم که ۲۲ سال از همسرم کوچيکترم… البته ايشون مجرد بودن و اتفاقا عاشقانه هم شروع کرديم… ۱۲ساله که با هم زندگی می کنيم و بچه هم داريم… خواستم به خانمی که در پست قبل سوالشون مطرح شد اينو بگم…. به آينده بيشتر فکر کن… کاری که به منم گفتن ولی نکردم!
    در ظاهر زندگی عالی… همه چی اوکی… ولی من از درون دارم بار خيلی چيزها رو تحمل می کنم و شايد ذره ذره ذوب ميشم!
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ممنون که شفاف و بی پرده نظرت رو گفتی


  49. سلام.
    من فکر کنم به جز مواردی که پای عشقی عاطفی و یا جذبه ی جنسی در کار باشه، چند تا دلیل مهم میتونه باعث تمایل مرد به ارتباط با زن بزرگتر از خودش داشته باشه:
    1- غالبا،وقتی سن زن بیشتر باشه مرد لازم نیست زیاد ناز بکشه و برای رام کردن طرف دروغ بگه و از ترس به هم ریختن روابط و منت کشی، مدام دلش بلرزه.
    2-مردایی که احساس زرنگ بودن میکنن و یا اونایی که خودشونو به هر دلیل ضعیف و ناتوان از برقراری یک ارتباط برتر حس میکنن ، با چنین رابطه ای به حس قدرت نداشته و تسلط مورد نظرشون میرسن و در صورت داشتن سوء نیت میتونن ترکتازی کنن.
    3- زنی که سن بیشتری داشته باشه معمولا یا تجربه ی زناشویی داره و یا تشنه ی این روابطه…در هر دو مورد مرد مستضعف از این موضوع استقبال میکنه چون اینجوری یه جورایی سلطنت میکنه…
    باز هم دلایلی هست که بماند…


  50. ای خواهر .. هرچی لينک بعد سرچ برام اومد فيل بودن !!! اينه که مزاحم تو شدم …
    راستی ببين من برا اختلاف سنی دو يا سه سال و اين حدود ميگم که گاهی پای دل درميونه و هيچ جوره نميشه ازش بگذری .. البته که شايد همين مساله چندسال بعد که دل کمی پاشو کشيد کنار ، بشه چماق و هی بخوره تو سر خانوم ..
    ممنونم که باطرح اينجور مسائل باعث ميشی ماهم از نظرات و تجربيات مختلف استفاده کنيم و ياد بگيريم .
    شادباشی ويلی جوووووووووونم #kiss


  51. راستی يه مورد از تجربه ی خودمون بگم .. مامان جون زنگ زدن خونه ی يه دخترخانوم برا خواستگاری .. راستش نظرشون اين بود که اين دخترخانوم رو برا دايی جان ما خواستگاری کنن .. يعنی خود دايی جان توی محيط کار آشناشده بودن و ازطريق يکی ازهمکاران نظر دخترخانومو پرسيده بودن و بعدم بلافاصله مطرح کردن با خونواده .. يعنی هيچ رابطه ی دوستی بينشون پيش نيومده بود وقتی مامان زنگ زد ولی باورنميکنی مامان دختره وقتی فهميد دايی جان ما سه سال از دخترخانوم کوچکتره چنان نه محکم و قاطعی گفت و چنان متعجب شد ازينکه ما اين اختلاف سنی رو ميبدونستيمو بازم زنگ زديم که نگوووو !
    بعدشم گفت خانوم مگه اصلن شدنيه همچين چيزی ؟!!! مرد بايد لااقل ۷ يا ۸ سال اززن بزرگتر باشه !!!!!
    جالبه بگم سن دخترخانوم ۳۰ سالم بود . و خلاصه مامان دختره نذاشت اين وصلت سربگيره !!!


  52. البته راجع به کامنت قبلیم باید اضافه کنم که رابطه ی مرد با زن بزرگتر از خودش عموما توی این مملکت پایدار نمی مونه…چون مرد توی خونه احساس خوب داره اما بیرون که میره از نگاه مردم و جامعه در آرامش نیست..دوران شیرین زناشویی هم بعد از یه مدت از تازگی می افته و عادی میشه… واسه همین در صورت اصرار زن به معاشرت اجتماعی مرد از این وضعیت ناخوشایند دوری میکنه و در صورت استمرار به رابطه پایان میده و یا بهونه میگیره و بدخلقی میکنه و دنیا رو به کام زن تلخ میکنه….چون تعادل طبیعی و عادی اجتماعیش به هم ریخته…
    نهایتا این جور روابط به نظر من پایدار نیست…چون همه محمد و خدیجه نمیشن.


  53. سعید در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    یه جور حس راحتی و امنیت بیشتر. یه خانوم با سن بیشتر تو رابطه عاقلانه تر از اونی که از خود مرد کوچیکتره عمل می کنه و احتمال این که رابطه به سمت و سوهای احساسی عجیب و غریب که مردها اکثرا ازش فراری هستند و می ترسند بره کمتره. اینه که مرد کمتر نگران و بیشتر راحته. البته می دونم که الان همه خانم ها میان می گن که دخترها از ده ساگی عقل کامل می شن و پسرها در شصت سالگی هنوز بچه هستن و عقل ندارن و این حرف ها، اما به هرحال می دونم که این حس تو خیلی از مردها مشترکه.
    _________________________
    ممنون از نظرت


  54. سپهر جندقی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    اتفاقا پدر و مادرم با هم اختلاف سنی دارند حدود ۱۰ سال ! چند مدت پیش دو نفری رفته بودند توی مغازه ای برای خرید . مادرم با صاحب مغازه حرفش شد . صاحب مغازه یا همون فروشنده رو به بابام میکنه میگه : یک کم مادرت رو نصیحت کن !! #laugh
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    یعنی مامانت بزرگتره؟


  55. سلام ویولت
    کامنت دانی جالبی بود. ولی بیشتر خانم ها نظر داده بودند نه اقایون که واقعا دلیلشان چیه.
    نطر من را در این مورد میدانی.
    در این دور زمانه پسر ها دنبال خانم های بزرگتر می گردند. برای من خیلی پیش امده و همیشه خیلی زود جذابیتشان را از دست داده اند.
    من قضیه را از دید دیگری می بینم .
    خوب در یک رابطه مرد هم باید چیزی برای ارائه داشته باشه. تا برای زن ادامه رابطه جذابیت داشته باشه.
    به غیر از سکص !یک سال ودو سال مهم نیست. حاله من 6 سال از همسرش بزرگتره وموفق هم هستند.
    اما من در مرد پختگی را ترچیح می دم.
    به هر حال مردی که می دانه چگونه برخورد کنه با مردی که بچه بازی در میاره خیلی تفاوت داره. در داشتن چذابیت برای خانم ها.
    من فکر می کنم یک بحث بگذاری و از خانم ها توضیح بدهند جرا زیر بار یک رابطه با مردی که سنش کمتر است نمی روند.
    فراموش نکنیم یک مرد هم باید برای زن چذابیت داشته باشد.!!


  56. تـــــرانه در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ویلی تو میگی تهران من میگم شهرستان هم از این خبر ها هست .. اونجایی که کوچیکه و همه حرف هم دیگرو می زنن .. پسره هم سن من اون موقع 22 ساله ! با یه خانوم ِ 33ساله ازدواج کرد .. الان هم از دور و نزدیک می شنوم میگن زندگی خوبی دارن .. وضع ِ پسره بهتر از دختره بود .. دختره قیافه ی چندان جالبی هم نداشت .. می خوام بگم نه وضع مالی بود نه قیافه .. فک کنم اینها همش کاره دله !!
    یه آقای 44 ساله ای که هنوز ازدواج نکرده می گفت : وقتی 25-30 سالم بود دوست داشتم با خانومی بزرگتر از خودم ازدواج کنم چون حس می کردم هم با تجربه تره هم نق نقو نیست هم اینکه می تونست مثل مادم !! بهم محبت و رسیدگی کنه .. پس میشه گفت بیشترش بر می گرده به پر کردن جای خالی مادر و این حرف ها !! البته می گفت الان دیگه این نظر رو ندارم ولی می گفت مردها تو اون سنین این احساس رو دارن !
    همه ی اینها به کنار من هنوز تو کف این هستم که چرا وقتی تو خیابون و پارک و بیچ دوتا یار دست در دست همدیگه می بینی حتما یکی شون سیاه سیاه ِ یکی شون سفید ِ سفید !! مرده لبنانی خانومش چهار شونه ی سیاه آفریقایی !! آخه چرا ؟؟!!


  57. لاييک در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    تقديم به ويولت عزيز#flower #kiss #flower #flower
    چند بار ارسال کردم ، اما نمياد
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    ممنون عزیزم
    من پیغام خصوصی تو رو نگرفتم ها


  58. لاييک در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    اينکه قديما [ حتی هنوز] ميگفتن زن بايد کوچکتر باشه ، چون زودتر از مرد پیر میشه ،علتش زايمانهای زياد و متوالی ، تغذيه ی بد و غلط و کلا ناديده گرفتن زنان توسط جامعه ، خانواده و حتی خودشون بوده.اما در دنيای امروزی با بالا رفتن سطح سواد و آگاهی زنان از حقوق خودشون و مراقبتهايی که از ظاهر خودشون ميکنن ، فکر نميکنم تا ۴ـ۵ سال مشکلی باشه. اما بيشتر نه اينکه لزوما بد و ناموفق باشه ، اما علت خاصی داره که حتما بايد روشن بشه.


  59. لاييک در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    يه کيس جالب داريم : خانمه ۳ سال از شوهرش بزرگتره. ۳۰ ساله که ازدواج کردن.شوهر بدبختش عاشقشه ، اما خانمه مرتب ميگه : من ميدونم شوهرم يه روز زن ميگيره ، همه به من ميگن تو از شوهرت جوون تری و … به اين خانم هميشه ميگم فقط خود تو اين قضيه رو بزرگ ميبينی و فقط برای تو اين موضوع مهمه، وگرنه شوهرت که اصلا براش مهم نيست و تو با اين شعارای چيپ هی بهش ياد آوری ميکنی ازش بزرگتری.خود خانمها بيشتر اين مسئله براشون مهمه.
    _____________________________
    خوشوقتم#kiss
    گرفتم پیغام خصوصیت رو


  60. سپهر جندقی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    بله مادرم بزرگتره ! بيش از ۱۰ سال ! به خدا راست ميگم !
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    باشه قبول. تو راست میگی
    ولی نمیدونم چرا پیغام تو زهر نیشخند داشت تا احساس یک پسر نسبت به مادرشکسته شده اش


  61. پروین در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جان،
    دور و برم، تو فامیل و توی دوستان نمونه این نوع ازدواج رو زیاد داریم، ازدواج‌هایی‌ با تفاوت سنی برعکس، یعنی‌ خانومها بزرگترند از آقایون، و این اختلاف از ۲ سال هست تا ۱۰ سال. همه هم ازدواج‌های عاشقونه بوده، سالهات که دارند زندگی‌ میکنند، همون انقدر عاشقانه. و زندگیشون موفقتر بوده تا بقیه که تفاوت سنیشون برعکس بوده. هیچ کدوم هم انگیزه مالی‌ نبوده.فقط اون موردی که ۱۰ سال بزرگتره، پسر خیلی‌ خوش تیپ، تحصیلکرده، وضع مالی‌ خوب…ولی‌ دختر اصلا قشنگ نیست، خوش هیکل نیست، تحصیلکرده نیست، …. حدود ۱۵ ساله که ازدواج کردند و زندگیشون کمی‌ سرده، ولی‌ بقیه حتی موردی با ۳۸ سال زندگی‌ هنوز همون انقدر عاشقند که روز اول…اینها همه از نزدیکان من هستند. اون موردی که ۳۸ سال داره از ازدواجشون می‌گذره همیشه میگه همونطور که بچه‌های هم سنّ یا با فاصله سنی کم هم بازی‌های خوبی‌ هستند، توی ازدواج هم موفق ترند!
    البته در مورد ارتباط آدمها نمیشه نسخه پیچید، بستگی به روحیه و نوع ارتباط داره!
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    اون 38 سال زندگی عجب مبارزه سختی داشتند با عرف جامعه


  62. elly در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    خوب اين که شما گفتی يعنی جذابيت مادی داشتن که+ است با اين که مرده واقعا زنه رو دوس نداره ه ..؟ خوب اون ازدواجا که دليلش معلومه ..ولي اگه همو دوست دارن وبا عشق ازدواج کردن به نظر من اعجابی تو اين قضيه نيست ولی در ايران و.. چرا خيلی هست که ریشه در فرهنگ زن =لعبت+ در خدمت مرد داره.. ومرد مهمترین معیارش همیشه و در هر سنی جذابیت ظاهری وجنسی زن بوده است مگر آنکه وسع مادیش نمیرسیده.. و البته در غرب هم اگه اختلاف خيلی زياد باشه میبینیم که کمی عجیب هست و (بخاطر خوی س/ک مرد) ولی برخورد بد وکات گونه ای از طرف مردم با زوجین وزوجه!! نمیشه..(بر خلاف ایران که انگار با باشونو کشته یا ازشون حقیو دزدیده زنه!!.). وقتی ميبينن ۲ نفر با علاقه با هم ازدواج کردند ديگه دنبال چراييو کنکاش تو اين قضيه نيستن..و اين حرفا که مرده دنباله ترو خشک کنی مژل مادره.. تو ايران بيشتر وجود داره..واونجايی مثداق داره که واقعا خانوم از اين تيپ باشه ترو خشک کنو ..کدبانو..حالا از اينها که گذشته تو ايران مردم انتظار دارن زنی که دير.. ۴۰ /۴۵ ازدواج کرد ديگه بايد ۷ سال بزگتر از خودش از سسسرشم زياااده!!… ما يه فاميلی داشتيم که خانوم با ۴۲ سال سن وقيافه معمولی وبينی قوزی با آقايی ۲سال بزرگتر و يا کوچکتر! ازدواج کرد.. البته آقا اروپايی بود…


  63. elly در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    خوش تیپی آقاهه رو هم جا انداختم..در صورتی که اگه ایران بود دخترای ۲۰ ساله بدون توجه به سنش.. به سرعت معشوقش میشدن..نه بخاطر خیییلی خوش تیپی به خاطر اینکه تو حافظه تاریخیشون از بچگی اینو گنجوندن که زن!! هر چقدرم کوچیک باشه اشکالی نداره…میتونه بسازه..و تکیه گاه مهم است و..حتی نظر درونیشم این نباشه باز…


  64. به نظر من 2 يا 3 سال بزرگتر بودن دختر به خصوص وقتي مرد در زمان آشنايي بالاي 25 سال باشه خيلي مهم نيست. من خودم با كسي كه 1.5 از خودم كوچيكتره ازدواج كردم ولي اگه بر فرض تو سن الانم با كسي آشنا مي شدم كه خصوصيات مورد نظرم رو داشت اصلا به اينكه مثلاً 2 يا 3 سال بزرگتره فكر نمي كردم و برام مهم نبود.
    سن طرفين مهمه ولي در كل اختلاف سني بالا را قبول ندارم چه مرد چه زن
    اگه جنبه مالي رو بذاريم كنار نمي تونم بفهمم چرا يه مرد با زني مثلاً 12 سال بزرگتر از خودش ازدواج مي كنه. مگه اينكه طرف مشهور باشه


  65. ويولت جان نمي دونم در جريان هستي يا نه
    يه مسابقه هفت سنگ جمعه پيش تو پارك پرديسان بود و 70 نفر از بچه ها اومده بودن
    قراره ادامه داشته باشه اين مراسم. من تو وبلاگم يه نظر سنجي شبيه بازي ترتيب داده بودم براي برنامه ريزي واسه بازيهاي بعدي و يكي از سوالاتش اين بود كه دوست داريد تو تيم كدوم بلاگر باشيد. يكي از خواننده‌هام گفته دوست داره تو توي تيم اونا باشي تا روحيه تيم بره بالا و كري خوني شما رو قبول داشتن!
    گفتم به خودت بگم دوست داشتي بياي و تو نظر سنجي شركت كني و اگه خوشت اومد تو يكي از پستات يه لينك بدي تا خوانندهات بيان و نظر بدن برا برنامه هاي بعدي ما
    مرسي. ماركوپلو دم كشيده
    _____________________
    نگاه می کنم
    ولی لطفا فردا پیش از ظهر دوباره بهم یادآوری کن.ممنون


  66. گندم در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    سلام ویولت جان
    راستش یه جشنی قراره برگزار بشه برای بچه های کانون اصلاح و تربیت.من یه متنی توی وبلاگم نوشتم که برای کمک به اون بچه ها که اگر بتونم کسی رو پیدا کنم.لینک متنم رو می ذارم تا اگر برات زحمتی نیست توی وبلاگت در این باره بنویسی چون بازدیدکننده هات زیادن و امکانش هست کسی یپدا بشه که کمکی از دستش برمیاد.
    http://www.pishnevishayeman.blogfa.com/post-137.aspx
    ممنون میشم ازت .اگر خواستی می تونی متن من رو هم کپی کنی تو وبلاگت.بازم مرسی.


  67. Sanaz در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    Ba pesari ashna shodam ke 3 sal kuchiktar bud,az hame lahaz pesare maghulo pokhtei bud va az man khasegari kard man osolan ba injur ezdevaja movafegh nabudam vali harchi migzasht bishtar az shakhsiatesh khosham miomad ama modam ba khodam kalanjar miraftamo delam ba aghlam mijangid o tu in modat esraraye oun bara ezdevaj bishtar mishod,ba inke man dg asheghesh shode budam bekhatere harfe atrafiano mokhalefata tasmimamo geraftamo besh javabe manfi dadam.
    Ama hala pashimunam oun vaghean ye zoje eideal mitunes bara man bashe ke dg kheili dire..
    Oun 3ruz bade javabe man tebghe hadesei ke ghablan barat tozih dadam FOT kardo mano tu ye donya pashimunio hasrat ghargh kard…


  68. یکی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ژن بزرگتر مرد رو خیلی بهتر میفهمه، باور کن، جدی میگم./


  69. ویدا در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ۱- به لحاظ کشش جنسی مردها از ۲۰ تا ۳۰ سالگی در اوج هیجان هستن و خانمها از ۳۰-تا ۴۰ سالگی در نتیجه تمایل دختران زیر ۳۰ به مردان بزرگتر و برعکس خانمهای بالای ۳۰ به مردان جوان قابل توجیه هست. در جوامع غربی هم این بسیار دیده می شه
    ۲- به لحاظ روانشناسی دو نفر می تونن خوب هم رو درک کنن که در یک برهه زمانی بزرگ شده باشن و روانشناسان اخبلاف سنی مناسب برای این موضوع رو زنان ۳سال بزرگتر تا ۵ سال کوچکتر توصیه می کنن!!
    ۳- و اما در جامعه غربی اغلب خانمها اگه قصد ازدواج داشته باشن مردهای ۱-۲ سال کوچکتر رو انتخاب می کنن و من که ازشون سوال می کنم می گن عمر متوسط مردها کمتر از زنها هستش و دلشون نمی خواد موقع پیری تنها باشن Smile


  70. آویشن در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    ويولت جان کامنت من هيچ ربطی به موضوع پست نداره …اين زيپ و زيگزاگ از کی فيلتر شدن؟؟؟ من مدتها جز تو و چند نفری از بچه ها به جايی سر نمی زدم يه هفته است با هر آی اس پی ای کع امتحان کردم فيلترن …رفتم خوندمشون اما همزمان کامنت دونی اينجا باز بود داشتم نظر بچه ها رو می خوندم گفتم از تو بپرسم…حالا بذار به حساب تنبلی که از اونا نپرسيدم…. اينا رو هم فيلترينگا فيلترينگا؟؟؟ عجب دنيايی شده !!!
    مراقب خودت باش خانمی.
    __________________________
    الان فکر کنم یه سه هفته ایی بشه


  71. رجبعلی در ۸۹/۲۳/۰۸ گفت :

    من هم از خانومهای مسن تر بيشتر خوشم مياد و به نظر من هم چين و چروک های صورتشون اونا رو جذابتر ميکنه .البته اين سليقه ايی هست
    من خودم يه مدتی با يه خانم ۵۷ساله رفيق بودم(خودم ۲۵ سال دارم)
    مي گفت جان رجب از چين و چروک های صورتم بدت نمياد من ميگفتم من عاشق خودتم


  72. سارا در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    سلام
    ‫بحث جالبی بود و این پدیده‌ها با رشد شهرنشینی خودش را نشون میده ولی یک پیش نهاد داشتم که شاید بتونی به بحث بگزاریش:
    ‫-۱ در مورد اینکه یک مسلمون به یک بهایی و یا یک مسیحی علاقه مند بشه آیا حاضر است به خیلی چیز ها پشت پا بزنه و با او زندگی کنه.
    ‫-۲ شاید هم بتونی در یک پست بحث زندگی همجنسگرا ها را پیش ببری ولی میدانم خیلی سخته و شاید دردسر ساز بشه.
    ‫ باید مسایل رو به بحث گذاشت تا آدمها رو به فکر وادارد . اینها شاید دید آدمها رو نسبت به فهم حقوق بشر بازتر کند.
    ‫با آرزوی موفقیت برای راهی که در آن گم نهاده‌ای
    ‫ خوش باشی
    ‫لازم نیست کامنت من نشون داده بشه


  73. ک در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    ویولت جان بعضی از روابط با اهداف و علایقی خاص آغاز میشوند
    مثلا برای کسی که عقده ی جنسی داره داشتن یک دختر ۱۴ ساله به عنوان همخوابه میتونه مثل یک خواب شیرین باشه !
    اما اگه منظور یک رابطه ی فیکس مثلا در حد ازدواج یا یک رابطه ی عمیق احساسی باشه
    به نظر من یک مرد با یک زن بزرگتر از خود رابطه ی پایدارتری را برقرار میکنه
    شما شاید با یک دختر ۲۳ ساله شب های خوبی را داشته باشی ولی روزهای سیاهی هم صد در صد داری
    ولی با توجه به تجربه ی شخصی ام میگم که درکی که یک زن پخته از مردش داره میتونه تمام نقص ها را در رابطه پوشش بده
    حالا این پختگی میتونه در سن کم اتفاق افتاده باشه که با توجه به شرایط خفقان جامعه ی کنونی ایران نسبت به زنان جز استثناهاست …
    به نظر من اگر عقده ی جنسی وجود نداشته باشه یک رابطه با یک زن بزرگتر میتونه پایدارتر باشه و تمام نیازهای مرد از نظر احساسی یا حتی جنسی را تامین کند


  74. نون در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    اختلاف سنی دو سه سال زیاد جای بحث تمیذاره ولی به نظر من و با تجربه اطرافیانم مردانی که مادر خود را زود از دست داده اند و یا مردانی که از خانواده و به خصوص مادر محبت زیادی ندیدند بیشتر به زنان مسن تر از خود علاقه نشان می دهند.


  75. davood در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    tajrobiat neshun dade aghai ke az khanumi 1 ta 3 sal kuchektare ertebat mohkam tar hast va zani ke az tarafe mardesh az lahaz ejtemai ghavi tare madi o nemigam shoure ejtemai va tahsilat o migam agha barash ehteram bishtari ghaele o ertebateshun behtare#laugh


  76. لئون در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    چیز خاصی نیست….اونایی که من دیدم معمولی بودن مثل بقیه از آینده شونم بیخبریم والا


  77. اين جور زندگی ها توی ايران واقعا سخت و دشوارن.هر چقدرم که به حرف ديگران اهميت ندي٬بار فشار و نگاههای ديگران زوج رو آزار می ده.
    يه پسر ۳۰ ساله از آشناهای ما با يه خانوم ۴۵ ساله ازدواج کرد.خدا می دونه که اينا چی کشيدن؟خانواده پسره کلی خانومه رو تحقير کردن که دست برداره… حرفشون همه جا پيچيده بود و همه انگشت به دهن گرفته بودن که ای بابا! حميد به اون تکی حيف نبود؟!! انگار رفته با آدم فضايی ازدواج کرده که حيف باشه!! حتی مامانم وقتی شنيد کلی حسرت خورد که آخی! چی می کشه مامانش… پسرشو از دستش درآوردن!!!!…چه آرزوها براش داشتن!!!… و تنها چيزی که اين وسط کسی بهش فکر نمی کرد اين بود که اين دو نفر همديگه رو می خوان!!! به هر حال اين دو تا ازدواج کردن… خانواده پسر حاضر نشدن عروسشون رو توی خونه راه بدن و توی عقدشون هم شرکت نکردن… هيچ کمکی هم برای ازدواج به پسره نکردن… هر وقت دور هم بودن حميد حق داشت فقط خودش تنها بياد!!! … دیگه بماند نگاه مردم و پچ پچ های جلوی روشون و تیکه بارون شدن خانومه و … خلاصه ماجراهايی داشتن اين طفلکيا … می خوام بگم اين جور ازدواجا توی جامعه سنتی و کهنه پرست ما سختی زياد داره و کسی که می خواد همچين ازدواجی بکنه بايد پی خيلی چيزا رو به تنش بماله.


  78. يکي از همين زنها!!! در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    سلام همگي دوستان …سلام بر ويولت عزيز…خواننده ي خاموش چند ساله …سخن ميگويم.۲۸ سالم بود که با مردي که ۲۱ سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم. با اينکه از کودکي مبتلا به فلج اطفال شدم …دانشگاه تهران قبول شدم و درسمم خوندم پدرم سرهنگ بازنشسته ارتش بود با وضع مالي خوب …خلاصه سه فرزند شوهرم را از زن قبليشان بزرگ کردم و دو دخترش را شوهر دادم و براي پسرش زن گرفتم . تازه ارامش و سکوت در خانه حاکم ميشد که شوهرم سرطان غدد لنفاوي گرفت و در عرض يک هفته فوت کرد……
    يکسال بعد معلم اموزش خط نستعليقم عاشق من شد و ما با اختلاف ۲۱ سال سن ازدواج کرديم.
    دلايل او بي علاقگي به دختران اين دوره زمونه و ترس از خيانتکاري انها و عشق به ارامش و تلاملات روحي و متانت و صبوري من است. دو سال از ازدواج ما ميگذرد. ما خوشبختيم او دختر ۱۷ ساله مرا حمايت ميکند و در صدد است که حتما دخترم در دانشگاه قبول شود….نگاه نامتعارف مردم در زندگي من چيزي عاديست …از کودکي ان را چشيده ام ….باور کنيد انچه حرف اول را در زندگي مشترک ميزند …عشق .گذشت. فداکاري و صداقت است. به خود اعتماد داشته باشيم. قربان همه تان#flower
    __________________________
    ممنون از اینکه تجربه ات رو گفتی


  79. آوی شن در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    سن فقط يک عدد است : علی دايی !#grin
    من فکر ميکنم فارغ از مسايل مالی و موقعيتی ، مهمترين دليل در اينگونه موارد اين است که مرد حوصله ناز و نيازو رفتارهای يک دختر جوان که مقتضای سن اوست را ندارد و به اصطلاح زنی جا افتاده می خواهد که از اين رفتارها گذر کرده باشد .


  80. ف در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    من از شوهرم ده سال كوچيكترم و الان 29 سالم هست يه دختر باهوش دارم و از زندگيم راضي هستم ولي اختلاف سن زياد به نظرم خيلي خوب نيست نه به لحاظ جنسي نه توانايي فيزيكي چون ويلي جان خودت بيشتر از هر كسي ميدوني كه بيماري هاي مختلف ممكن شرايط زندگي آدمو تو هر سني عوض كنه كه احتمالش براي همه هستو ژن آدما با هم فرق ميكنه همين طورطول عمر و توانايي هاي جنسي و .. به اين دليل اختلاف سني زياد خوب نيست كه تو رابطه اگه يه نفر ذره اي احساس بازندگي بكنه آزار دهندس تو يه رابطه دو نفره بايد شرايط طوري باشه كه هر دو طرف مجبور باشن هم ديگه رو راضي كنن اگه يه طرف احساس كنه بي ضربه زره و نيازي يه تلاشي براي جذاب شدن نداره جذابت رابطه هم كم رنگ ميشه در ضمن هر چيزي كه برا بازگو كردنش پيش نفر سوم بايد من من كني يه نوع نا رضايتيه اگه بشه نباشه بهتره در ضمن من جزو كسايي هستم كه هرگز به خاطر توانايي روحي و جسمي تا حالا مشكلي نداشتم .


  81. سعید در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    خوب فکر میکنم از نظر روانشناسی این طوره که مرده دیاد مامانش میفته یا دانبال یه جایگزین برا مامانشه
    یه وقته تو یه کتاب راجع به روانشناسی میخوندم یه خانوم از مردای کچل خوشش میومده اسرار داشته آقاشون سرشو بتراشه از قضا خانومه با باباش که کچل بوده رابطه عاطفی نزدیک داشته …….
    اما در مورد خاودم یه جورایی از خانومای مسن تر از خودم بخاطر ثکص اقلا تو چشم چرونی بیشتر لذت میبرم با دیدن خانومایی که اقلا یه چشکم زاییدن چاق و چله و محرک ترند از از دخترای جوون و بیاریک و نی قلیون


  82. عمو جون در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    بنظر من اگه زنه پولدار نباشه علتش اینه که زنهای مسن تر فهمیده تر از زنهای جوان هستند..
    ولی در کل 95درصد این موارد بخاطر پول هستش که معمولا مرد با پول زن زندگی میکنه وبا پول همون زن هم میره حال وهول اصلیشو جای دیگه میکنه ومعمولا هم بعد از مدتی زن اول به خیانت شوهرش پی میبره ولی چشماشو روی هم میزاره وبه روی خودش نمیاره چون میدونه نمیتونه جلوی نیروی جنسی شوهرشو بگیره واز اینورم اگه بخاد واکنش نشون بده خودش تنها میشه
    پس در اخر نه شاهی اومد نه شاهی رفت
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    یه نگاهی به سیر کامنتهایی که گذاشتی انداختم
    دیدم تقریبا یکی در میون گاف میدی
    البته شاید دست خودت هم نباشه مشخصه که درست حرف زدن و استفاده از لغات رو بلد نیستی


  83. حتما” جذابیت یه چیز دیگه س!شایدم چون زنهای سن بالا پخته تر عمل می کنن و لوس بازیای دخترای جوونو ندارن!


  84. افشين در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    يک واقعيتی که در مردها هست اينه که پسرها از دوران نوجوانی که اولين غرايز جنسيشون بيدار ميشه با ديدن اندام يک زن کامل(سینه ها)خیلی بیشتر تحریک میشن تا مثلن دیدن و تصور کردن اندام یه دختر ۱۴-۱۵ ساله لاغر مردنی.و این فکر ناخواسته تا بزرگسالی در ضمیر ناخوداگاهشون میمونه که نگاه ویژه ای به زنان بزرگتر از خودشون داشته باشن.اگه کسی از آقایون منکر این حرف من هست لطفا بگه تا خانومهايی که در اين بحث شرکت کردن بتونن نتيجه گيری بهتری کنن.ممنون


  85. سلام
    شايد دير اومدم اما بايد بگم كه من از يكي از پسرهاي نزديك فاميلم راجع به اين قضيه سوال كردم … ايشون متعلق به نسل جديدن مثلا ..
    حدود ۲۵ سال و معتقده بايد زن بزرگتر باشه … چرا؟
    ايشون معتقدند كه اون زن ميشه مادر بچه !!!
    و اين حرف يعني اينكه يه مادر براي بچه ها ميگيرند و براي پخت و پز و بعد از اون با دخترهاي جوان در بيرون از خانه خوشند ….
    متاسفانه اين عقيده رو چند بار شنيدم : اونا فقط مادر بچه ميشن!


  86. ***** در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    من قراره با پسري ازدواج كنم كه سه سال ازم كوچكتره. من اول ها به اين دليل خيلي مخالفت مي كردم اما اون مدام زندگي پدر مادرشو مثال مي زد كه حدود 40 سال پيش باهم ازدواج كردن و مادرش 2 سال از پدر بزرگتره و زندگي خيلي خوبي داشتن (با عشق ازدواج كردن و هنوز عاشقن) پس اين موضوع از نظر اون عادي بود.
    با نظرات آرتامن كاملاً مخالفم هرچند كه اولش گفته” جز مواردی که پای عشقی عاطفی و یا جذبه ی جنسی در كار باشه”. فرقي نميكنه كه انگيزه ازدواج چي باشه:
    ۱. خيلی اشتباهه که فک کنی اگه دختری با پسر کوچک تر از خودش ازدواج می کنه خيلی رامه يا ناز نمی کنه و حفظ رابطه براش خيلی مهمه(چون شاید سنش کمی بالا رفته باشه و فقط بخواد شوهر کنه) و پسر از اين نظر احساس امنيت ميکنه چون همون جور که تو کامنت ها ديديم اتفاقاْ غالب دختر ها يی که از پسر ها بزرگترن با اين مساله مشکل دارند و کم کم باش کنار ميان اما برا پسر ها خيلی مهم نيست چون اگه بود جلو نمی اومدن يا پيشنهاد نمی دادن به هر دليلي.
    ۲. اتفاقاْ بزرگتر بودن دخترها در رابطه خواه نا خواه باعث تسلط بيشتر اون ها در روابطشون می شه. نه اينکه تسلط پذير باشن و نه اون طور که ايشون گفته پسر حس قدرت کنه(كه متأسفانه اتفاقاً تسلط رو دختر هاي كوچولو خيلي راحت تره).
    ۳. اگه زنی با سن بيشتر و اين تجربياتی که ايشون فرمودند بخواد سراغ رابطه ای بره مسلماْ فرد مجربی رو تو اين مسأله می پسنده نه يک مرد مستضعف تو اين زمينه رو!
    ۴. اتفاقاْ با توجه به اينکه هم جامعه هنوز اين موضوع رو (زیاد) نپذيرفته هم خانم ها کلاْ حساسيت بالاتری دارن، در همه مسايل اگر اختلاف سنی اينگونه باشه خانم ها بيشتر از اينکه نشون بدن بزرگترن معذب می شن نه آقايون .
    می دونم خيلی کلی گفتم و این احساس ها می تونه برای هر دو طرف باشه اما دليلش اين بود که ايشون خيلی قطعی از ديد آقايون نظر دادن و بسيار غير منصفانه
    چيزی که تو رابطه ما اصلاْ وجود نداره و کاملاْ بر عکس نظرات ايشونه و لج آدم در مياد.


  87. سالی در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    من فکر ميکنم اين يه اتفاقيه که به مرور در طول زمان و به دليل شرايط جامعه پيش اومده که عرف شده مردها بزرگتر از زن باشند و حالا اينوضعيت کم کم داره تغير ميکنه بازهم به علت نيازهای جامعه
    و احتمالا از نظر روانشناختی ۲-۳ سال بزرگتر بودن زن مشکلی داره و عرف داره تغيير ميکنه که بازتر فکر کنه


  88. فريد در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    برادر من هم از همسرش ۱ سال کوچيکتره و تا الان که زندگی خوبی داشتن من فکر می کنم بلوغ فکری آدما از سنشون خيلی مهمتره يکی از چيزايی که برای من اصلا قابل تحمل نيست البته بعد از دروغ و تظاهر رفتارهای بچه گانه هست دختر و پسر هم نداره به هيچ عنوان نمی تونم اينجور آدمها رو تحمل کنم بلوغ فکری طرف مقابلم تو يه رابطه برام خيليييييييی مهمه
    ولی در کل اختلاف سنی بيشتر از ۲ سال خانم بزرگتر از آقا و نهايت ۵-۶ سال خانم کوچيکتر از آقا رو تو ازدواج موافقش نيستم


  89. شيرين در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    سلام من با کسی آشنا شدم که ۴سال کوچکتره از لحاظ ظاهری اصلا معلوم نيست مسئله ای که آزار دهندهاست فقط نظرات اطرافيون هستش اين آقا به خاطر تحصيلات نوع شغل و تجربه زندگی قبلی( که خودم هم داشتم ) نسبت به من انسان کاملتری هست حمايت و آرامش و.. رو در کنارش کاملا حس میکنم دوستانم هم علی رغم مخالف اولیه حالا این علاقه رو تا ييد ميکنن تصميم به ازدواج دارم


  90. افسانه در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    به نظر من همه چیز بسته به طرفین داره.مثلا دختری که واقعا بلوغ فکری رو در خودش احساس میکنه نمیتونه با پسری که از خودش کوچیکتره اما افکارش هنوز خامه ازدواج کنه اما اگر اون پسر در عین حال که سنش کمتره ممکنه واقعا آدمی عاقل پخته و با تدبیر باشه…هیچ چیزی رو نمیشه حساب کرد.مثلا برادر من …رفتارها و کارهاش اونو حدودا ۵ سال فراتر از سنش نشون میده اما وقتی از ازدواج با دختری که ۲سال ازش بزرگتره حرف میزنه مادر و پدرم مخالفت میکنن…بازم میگم همه چیز به طرفین بستگی داره#kiss


  91. يکی در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    سلام ويولت
    گفتين اختلاف سنی زن و مرد شايد معقول باشه.چرا شايد؟يعنی هميشه مرد بايد بزرگتر باشه؟ميخام استدلالتو بدونم چون خودم يه همچين موردی برام ژيش اومده؟واقعا لازمه هميشه مرد بزرگتر از زنش باشه.اگه نباشه چه مشکلی ميتونه بوجود بياد؟
    _______________________
    من کی گفتم همیشه مرد باید از زنش بزرگتر باشه که حالا می خوای استدلالم رو بدونی؟


  92. گندم در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    ویولت جان واقعن ازت ممنونم، ایمیلایی که رسید و اینهمه محبتی که مردم داشتن اشکم رو در آورده!
    فقط یه خواهش کوچیک از متنی که اینجا نوشتی این جمله رو حذف می کنیFrownکانون اصلاح تربیت به بدترین شکل ممکن از این بچه ها نگهداری می کنه) می ترسم این جمله به گوش مسئولای کانون برسه و برامون دردسر ایجاد کنه.بازم ممنون. بووس به تو برای این کمک بزرگی که کردی!


  93. maryam در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    salam.nazdike 6mahe ba ye adame naanin ashena shodam.ertebatemon dar hade ye hamkelasie.vali agar in 1 salo nim bozorgtar bodanam nabod shaiad be dosti fek mikardam.vali nemitonam in bozorgtar bodan ro bara khodam hal konam.nemidonam vali fek nemikonam az tarafe on be man hesi bishtar az ye doste mamoli bashe va hamin komakam mikone rahat tar faramoshesh konam.va alan ham taze ba kasi ashena shodam ke 1 sal azam bozorgtare va to marhaleie ashenaie be sar mibarim.nemidonam vali man shakhsan ba on 1sal o nim bozorgtar bodan nemitonam kenar biam.shaiad agar ham sen bodim hichvaght rahash nemikardam.alan ham daram say mikonam ertebatamo kam konam.va be moredi ke azam bozorgtare fek konam.omidvaram kare dorost ro anjam bedam va hichvaght pashimon nasham.baram doaa kon


  94. سپهر جندقی در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    اون قضيه رو مادرم برام تعريف کرده ! اون بخاطر اين موضوع که از پدرم بزرگتره ناراحت نيست همينطور پدرم . با اين مسئله کاملا آگاهانه کنار اومدن . خيلی هم طبيعيه طبيعيه !


  95. روزی که با مادرم ازدواج کردم.


  96. haleh در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    دوستی دارام که 14 سال از شوهرش کوچیکتره با الان دختره 22 ساله شه وشوهرش 36 ساله و هنوز خیلی از پیری فاصله دارن مشکلاتی داران که به نظر شوهره نمیاد ولی دوستمو داره پیر میکنه.شایاد مشکلاتی به مراتب عمیق تر تو حالت عکس هم اتفاق بیفته که باز هم طرف مونث زجر بکشه نهههههههههههههه؟


  97. آویشن در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    به ساتين عزيز با اجازه ويلی :
    ساتين جان ممنونم لطف کردی اون يکی هم که فيلترينگا شده بود با فيلتر شکن باز می شه و توش انگاری می نويسن هنوز اما نمی دونستم چرا اين خياط باشی ها رو فيلترينگا کرده بودن…حالا می رم ازشون می پرسم..
    مرسی از تو عزيز دلم …حالت خوبه؟؟ هر وقت می ام و کامنتهات رو می بينم اينجا خوشحال می شم دلم برای تو وليلی و چت کردن توی کامنت دونی ويلی تنگ شده بود اساسی …مراقب خودتون باشين.


  98. يکی در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    سلام
    تو این جمله تون(يا سه سال شايد معقول باشه )چون کلمه شايد رو آوردين انگار اين ترجيح وجود داره که مرد باید بزرگتر باشه و بهترش اينه.در ضمن ويولت جان من اون جمله ام سوالی بود (یعنی هميشه مرد بايد بزرگتر باشه؟) گفتم نظرتون هر چی که هست استدلالتون رو بگين.سوء تفاهم نشه.فقط بابت راهنمایی کردن بود.
    موفق باشی عزيز
    ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    نه عزیزم
    من تعصبی روی بزرگتر یا کوچکتر بودن مرد ندارم
    به نظرم در درجه اول تفاهم و هم حس بودن مهمه


  99. سلام. من اینجا نیومدم تا حالا. اولین بار بود. برای خانم پست قبل یک جواب دارم که شاید بتونه کمکش کنه چون ” شکسته استخوان میداند قدر مومیایی را” و من میتونم جواب رو بدم…
    گل گلی خانوم :
    اره . قبول کن. چرا که نه؟؟ الان عالی برات. حرفت رو میفهمه. نازت میکنه. وقتی از همه خسته یی نگات میکنه بی اونکه از تنت توقع داشته باشه. اونقدر با لذت نگات میکنه که تو تنت گرم میشه. دلت میخواد دستت رو بگیره. لمست کنه. اما اون این کار رو نمی کنه و تو “”” فکر میکنی “”” چون برای تنت ارزش زیادی قائله و نمیخواد تو تصور کنی تو رو برای تنت میخواد…
    با مناسبت و بی مناسبت برات کادو میخره. سوپرایزت میکنه. نمیذاره ذره ایی دغدغه مالی داشته باشی ، مواظبت و …
    تو لذت میبری از این همه “بودن ” ش . تو تمام تنت رخنه میکنه. اوایل حتی بهش تلفن هم نمیکنی و اون با بهانه و بی بهانه بهت زنگ میزنه و تو یه چیزی ته دلت قنج میره… میدونی مثل چیه؟؟ اینکه تو احساس کنی همیشه بانکی –روحی ، چه جسمی ، مالی ) داری که پر از ” بودن” و هیچ وقت با کسری مواجه نمیشی!
    بیشتر بگم یا همین ها برات کافیه تا مطمئن بشی میدونم؟؟؟!!!
    اما گل گلی خانم اینا کمتر از دو ماه زمان میبره. شک نکن… بعد یهو ورق بر میگرده. یهو اون حوصله این بچه بازی ها رو نداره. نگات که میکنه راجع به اینکه از این وضع خسته شده باهات حرف میزنه و چون تو باورت نمیشه فکر میکنی اینا میگذره. چند روز میگذره تو تازه میفهمی اگر با نگاه ارومت میکرده واسه این بوده که “توانایی” کاری بیشتر از نگاه کردن رو نداشته!!! و حتی معنی نگاه هم تفسیر تو بوده برای خودت… اون فقط نگات میکرده چون چهره ت زیباست…
    زمان میگذره و اون مثل آب که تو مرور زمان آجر رو سوراخ میکنه رخنه میکنه تو تنت… درگیر میشه جسمت. اما با یک دنیا تفاوت …
    تو میخوابی برای این که آروم بشی. موهات نوازش بشه. تنت لمس بشه… اون میخوابه برای اینکه باید به یک واکنش طبیعی برسه!!!! و تو تازه احساس میکنی چقدر راه تون جداست از هم. اما جلو اومدی نباید زود عقب بکشی. فکر میکنی اگه جلوتر بری قسمت های قشنگ داستان بیشتر میشه…
    میری جلو. اما مثل سراب میمونه…. هر چی جلوتر میری به کویر بیشتری میرسی و کم کم به جایی میرسی که هیچ چیز برای از دست دادن نداری و حتی احساسی هم برای به دست آوردن!!!!
    شاید فکر کنی الان هم چیزی نداری ! اما گل گلی تو الان سوار قطار نشدی هنوز! این قطار روی ریل بازی! که داره روی یک دایره میچرخه. مسیر خاصی نداره. طبق اصل و اصول رفتار میکنه.اگر هم وایسه یا باطری ش تموم شده یا چب کرده ! حالت سوم نداره!
    استناد به توانایی آقای محترم توترک اعتیاد نکن! به این فکر کن اون ده سال اعتیاد رو ترک کرد! تو که براش یه عروسک قشنگی که هر وقت صدایی که اون دلش میخواد ندادی ، پستونک رفتن رو میذاره دهنت و تو محکوم به سکوتی!!!!
    گل گلی اون غذای زندیگ ش رو خورده و تو براش دسر هستی! میشه دسر هم نخورد! میشه بی دسر هم بود. دسر غذا رو بهتر هضم میکنه یا مزه لذت آروی داره. اما اصل نیست!!! اما تو هنوز منوی زندگی ت رو هم نگاه نکردی!
    به جایی میرسید که تو محتاج اون میشی. محتاج بودنش. محبتش. حمایتش. حضورش جلو دیگران…اما اون! زندگی ش رو کرده. بچه ش رو داره. جایگاه شغلی و مالی ش رو داره. و اگرتو نباشی هیچ چیز تغییر نمیکنه جز یه مزه دسر!
    اشتباه نکن! تو زندگی نرو که اگه خواستی نباشی اصلا نبودنت احساس نشه. جایی واینسا که قبلا یکی وایساده و جوابش معلومه ” آزموده را آزمودن خطلاست”
    میدونم برای تک تک حرفام جواب داری و توجیه! میدونم. ما ادم ها هر کاری رو نتونیم انجام بدیم تو گفتن توجیه توانا تین هستیم. اما بشین و فکر کن من چرا تو شلوغ ترین زمان زندگیم صبح و عصر رو درگیر کردم تا برات تعریف کنم اینا رو؟؟ حتما یک هزار و یک دلیل داشته!!! تو فقط یکی ش رو پیدا کن و فقط یکی ش رو بپذیر!
    اگه دوست داشتی بهم بگو چی کار کردی…. در ضمن من تو مایه های سن خودتم و روزگار دختری رو کاملا می فهمم… پس بدون تو یان شرایط هستم. به جات تصمیم نمیگیرم. فقط بهت میگم جلوت چاه! شک نکن!!!!!!!!!!!
    دیدی آن را که تو خواندی به جهان یار ترین
    چه دل ازارترین شد چه دل ازارترین
    نه همین سردی و بیگانگی از حد گذراند
    نه همین در غمت این گونه نشاند
    با تو چون دشمن دارد سر جنگ…
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    تلخ ولی تا حد زیادی واقعی


  100. aroohsa در ۸۹/۲۴/۰۸ گفت :

    salam violete azizam . yeki az familaye nazdike man hodoode 2 sale pish ba khanoomi ezdevaj kard ke 4 sal az khodesh bozogtare va alan moshkeli ke baham daran ine ke khanoomesh doost nadare ke shoharesh ba pesaraye famil ya doostash ke mojarad hastan begarde yani hes mikone momkene az in tarigh shoharesh be samte dokhtaraye dige keshide beshe . yani khode oon khanoom alan nemitoone kenar biyad harchand ke dar zaher kheili ham asheghane raftar mikonan . albate in agha 23 salesh hast va khanoomesh az hich nazari bartari nesbat be khodesh nadare na malii na zaheri .
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    عجب خانوم بی اعتماد به نفسی
    فکر می کنه تا کی می تونه شوهره رو اینطور کنترل کنه؟
    بالاخره مثل کش تنبون در میره!!